ناهمگونی، به معنای «تکثرِ متوازن» نیست؛

یک نکته از معنیِ انتخابات در تبریز

روح الله رشیدی / روزنامه نگار و فعال فرهنگی

به گزارش صریر از تبریز، تبریز، شهر ناهمگِن و نامتقارنی‌ست. شهری چندقطبی، چندچهره و طبقاتی. با نیازها و ذائقه‌های متنوع و متضاد. این ناهمگنی، پدیده‌ی جدیدی نیست؛ محصولِ یک تطوّر است؛ تطوّری ناعادلانه. این قواره‌ی قناس و ناهمگونیِ آزاردهنده‌ی اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و حتی سیاسی‌، نتیجه‌ی سیاست‌گذاری‌های دور و نزدیکِ متولیانِ ملی و محلی‌ست.

روشن است که این ناهمگونی، به معنای «تکثرِ متوازن» نیست؛ که اگر چنین بود، مطلوب بود. ناهمگونی، ترجمه‌ی راحت‌الحلقوم بی‌عدالتی است. برای همین هم هست که واقعیاتِ سرریز کرده‌ی این شهر، شوک‌آور می‌شود. مع‌الاسف، آن‌ها که از تحلیلِ وضعیتِ واقعی شهر عاجز می‌شوند با اطلاقِ صفتِ غیرقابل‌ پیش‌بینی به مردم تبریز، دچار ساده‌سازی می‌شوند. مگر می‌شود پدیده‌ای زنده و در حال شدن، که مدام، علائمِ حیاتی‌اش را بروز می‌دهد، غیرقابل‌پیش‌بینی باشد؟!

بزرگ‌ترین خطای کنشگران سیاسیِ تبریز این است که با فرضِ کهنه‌ی همگِنی شهر، برای مردمِ اینجا نسخه می‌پیچند؛ نسخه‌ واحد. حتی بعد از روشن شدنِ خطا، با تفسیر و تأویل سطحی، می‌کوشند تا فرضِ مذکور را همچنان سرپا نگه دارند. گذشته از کم‌بهره بودنِ سیاسیون از دانشِ اجتماعی، ترس و تنبلی آن‌ها از مواجهه با واقعیات نیز، در اصرارشان مؤثر است.

نتیجه‌ی انتخابات مجلس شورای اسلامی در تبریز، از این حیث قابل‌مطالعه است. صندوق رای، گذشته از خاصیتِ متعارفش که معرفی افرادی برای تصدی منصب است، یک خاصیتِ عجیب و ارزشمند هم دارد؛ که امکانِ مطالعه‌ی دقیقِ واقعیات یک شهر را ایجاد می‌کند. نتیجه‌ی بیرون آمده از صندوق_رای، با هر کیفیتی که هر کس تفسیرش می‌کند، بازتابِ احوال مردم شهر است. از میزان کلی مشارکت بگیرید تا گزینش‌هایِ نامتجانس. درست مانند ادوار گذشته. افسوس که تعصبِ قبیله‌ای و سیاست‌زدگی، مجالِ اندیشیدن را از سیاسیون می‌گیرد