چشم‌انداز یک تقابل فرسایشی

صریر: می‌توان این واقعیت را از سیاست‌های تحریمی و فشارهای دیپلماتیک بر ایران استنباط کرد که قدرت‌های غربی در تلاش هستند تا از نفوذ فزاینده ایران در منطقه جلوگیری کنند.

صریرنیوز – مرتضی شفیعی: دشمنی میان ایران و غرب همواره یکی از مسائل مهم و پیچیده در عرصه سیاست بین‌الملل بوده است. این دشمنی به ویژه در دو دهه اخیر شدت بیشتری یافته و به موضوعی تعیین‌کننده برای سیاست‌گذاری‌های جهانی تبدیل شده است. دلایل این تقابل را می‌توان از جنبه‌های مختلف تاریخی، سیاسی، اقتصادی و ژئوپولتیک تحلیل کرد، اما سوال اصلی این است که این دشمنی تا کجا ادامه خواهد داشت و چه عواملی به تشدید یا کاهش آن منجر خواهد شد؟

یکی از دلایل اصلی دشمنی غرب با ایران، نگرانی‌های امنیتی است که در قالب «تهدیدات هسته‌ای» و «فعالیت‌های منطقه‌ای» ایران ظهور پیدا کرده است. برنامه هسته‌ای ایران، علی‌رغم اینکه بارها در مقاطع مختلف صلح‌آمیز بودن آن در مجامع بین‌المللی ثابت شده است، همواره با بهانه‌های واهی و ساختگی برای غرب به‌ویژه ایالات متحده و اتحادیه اروپا نگران‌کننده بوده است.

آنچه پیداست؛ این است که ایران به‌عنوان یکی از قدرت‌های منطقه‌ای، به‌ویژه در خاورمیانه، تاثیر زیادی بر تعادل منطقه‌ای دارد. غرب به‌ویژه در دوره‌های بحرانی به این نتیجه رسیده که ایران می‌تواند بازیگر اصلی در تحولات منطقه‌ای باشد و البته تهدیدی برای منافع غرب محسوب شود.

همچنین، اقدامات ایران در عرصه سیاست‌های خارجی و امنیتی نیز یکی از دلایل دشمنی غرب شناخته می شود. نقش ایران در حمایت از جنبش‌های ضداستکباری و ضدصهیونیستی و البته ملت‌های مظلوم منطقه در کشورهای مختلف، به ویژه در عراق، سوریه، یمن و لبنان، همواره به عنوان یکی از منابع اصلی نگرانی‌های غرب بوده است.

ایران در طول سالیان متمادی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، با استفاده از راهکارهای مختلف و ابتکار عملی که داشته است، نفوذ خود را در منطقه گسترش داده و این مسأله موجب ایجاد توازن جدیدی در خاورمیانه شده است که برای بسیاری از کشورهای غربی، به‌ویژه آمریکا، غیرقابل پذیرش است.

اما مسأله‌ای که در تحلیل روند دشمنی غرب با ایران از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، تغییرات ژئوپولتیک جهانی است. با افزایش رقابت‌های جهانی، به‌ویژه در برابر قدرت‌های نوظهور مانند چین و روسیه، ایران در حال تبدیل به عنوان یک متحد استراتژیک برای این کشورهاست. این تغییرات می‌توانند تحولات عمده‌ای در روابط غرب با ایران ایجاد کنند.

چنان‌که از سیاست‌های تحریمی و فشارهای دیپلماتیک غرب بر ایران می‌توان این واقعیت را استنباط کرد که قدرت‌های غربی در تلاش هستند تا از نفوذ فزاینده ایران در منطقه جلوگیری کنند. اما این رقابت‌ها و فشارها، هرچند ممکن است تا مدتی موثر باشند، اما در بلندمدت می‌توانند موجب تقویت همکاری‌های ایران با بلوک‌های غیرغربی و در نهایت کاهش تاثیرگذاری سیاست‌های غرب شوند. از سوی دیگر، سیاست‌های ایران نیز در برابر غرب به‌ویژه از سال ۲۰۱۸، به‌دلیل خروج آمریکا از برجام و به‌تبع آن تشدید تحریم‌ها، بیشتر به سمت مقاوم‌سازی داخلی و افزایش روابط با کشورهای غیرغربی گرایش پیدا کرده است.

شواهد نشان می‌دهد که دشمنی غرب با ایران لا اقل در کوتاه‌مدت همچنان ادامه خواهد داشت. فشارهای اقتصادی و سیاسی غرب بر ایران، به‌ویژه در زمینه هسته‌ای، همچنان اولویت اصلی سیاست‌گذاری کشورهای غربی خواهد بود. اما در بلندمدت، شرایط ممکن است تغییر کند. رشد اقتصادی ایران از طریق همکاری با کشورهایی نظیر چین و روسیه، تحولات جهانی و حتی تغییرات داخلی ایران، می‌توانند مسیر روابط ایران و غرب را دستخوش تغییر کنند.