سناریوهای احتمالی مناقشه قره باغ

برهان حشمتی

به گزارش صریر،  درگیری ابتدای آوریل، منجر به تحرک دیپلماتیک اکثر قدرت های صاحب منافع و نفوذ در منطقه قفقاز از جمله روسیه، ترکیه، ایران، آمریکا و سازمان های اروپایی و حتی واکنش سازمان ملل شد که در رأس تمامی آنها تحرک دیپلماتیک روسیه قرار دارد. ولادیمیر پوتین رییس جمهوری روسیه در تماس تلفنی با روسای جمهوری آذربایجان و ارمنستان خواستار آتش بس شد و در مدت اندکی پس از آن ، روسای ستادهای مشترک نیروهای مسلح جمهوری آذربایجان و ارمنستان با حضور در مسکو، در خصوص آتش بس توافق کردند و همین توافق حفظ شده است. بر همین پایه، نخستین سناریو یا احتمال در خصوص روند آتی مناقشه قره باغ در عمل آغاز شده است.

۱-  آغاز دور جدید مذاکرات سیاسی تحت رهبری روسیه و تحت الشعاع قرار گرفتن تلاش های سیاسی گروه مینسک :
گرچه رسما وجود طرح جدیدی از طرف روسیه برای حل مناقشه قره باغ اعلام نشده است، اما در جریان سفر سرگئی لاوروف، وزیر امورخارجه روسیه به ایروان در روز ۲۲ آوریل، منابع خبری جمهوری آذربایجان و ارمنستان به نقل از رسانه های روسی خبر دادند که لاوروف با  ویراستاری به روز شده ای از «اصول مادرید» به ایروان آمده و سندی را  که رسانه ها آن را  «طرح لاوروف» می خوانند برای آغاز حل سیاسی مساله قره باغ به ایروان و باکو ارایه داده است. پیش از آن نیز الهام علی اف، رییس جمهوری آذربایجان در سخنرانی خود در اجلاس شورای امنیت ملی کشورش در پی درگیری دوم آوریل با ارمنستان تشکیل داده بود، از ارایه طرحی قابل قبول از طرف سرگئی لاوروف خبر داده بود. با آنکه مقامات روسیه تاکید می کنند که تلاش سیاسی آنها در خصوص حل مناقشه قره باغ، در راستای حمایت از تلاش های روسای گروه مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا  انجام می شود و روسیه خود نیز یکی از روسای مهم این گروه است، اما  ورود شخص رییس جمهوری و وزیر امور خارجه روسیه به بحث وساطت بین باکو و ایروان،  حرکتی یکجانبه از طرف مسکو تلقی می شود و نمی توان آن را مرتبط با گروه مینسک و سازمان امنیت و همکاری اروپا دانست. در واقع، روسیه این حرکت را به نوعی یکجانبه طراحی کرده و پیش می برد تا خود به تنهایی رهبری مذاکرات میان باکو و ایروان و احیانا  پیشرفت در این مذاکرات و حصول توافق را  در اختیار داشته باشد و از مزایای این ابتکار عمل بهره مند شود.
روس ها و بسیاری دیگر بر این باورند که اصل کلی که در خصوص مسایل قفقاز نباید از نظر دور داشت این است که  “سیاست روسیه در قفقاز تعیین کننده است” و سایر بازیگران باید اقدامات خود را براساس آن تنظیم کنند. در کنار این اصل کلی، این نیز واقعیت است که روسیه ، حفظ  مسائلی نظیر مناقشه قره باغ را میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان در طولانی مدت ، در راستای تامین منافع روسیه و حضور این کشور در منطقه حساس و مهم قفقار تلقی می کند. زیرا، روسیه بطور مستمر در چارچوب تلاش برای حل مناقشه و نیز در راستای حفظ موازنه نظامی و سیاسی میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان ، اهداف سیاسی و نظامی و نفوذ خود را در منطقه تامین می کند. فروش تسلیحاتی گسترده و چند میلیارد دلاری روسیه به جمهوری آذربایجان و حضور پایگاه های نظامی روسیه در ارمنستان ، یک وجه مهم از این سیاست می باشد که وجود مناقشه قره باغ، این دو امکان مهم را برای مسکو فراهم کرده است. قبولاندن حاکمیت سیاسی غیررسمی روسیه بر قفقاز از طریق تماس های مکرر سیاسی و “خاص” با رهبران باکو و ایروان نیز با استفاده از محمل مناقشه قره باغ ، امکان پذیر می شود.
 درچنین شرایطی، طرح لاوروف یا سند جدید روسیه که الهام گرفته از “اصول مادرید ” است، بطور خلاصه و براساس گزارش های رسانه های مسکو و باکو وایروان،  شامل این مفاد است؛ تخلیه پنج شهرستان اطراف قره باغ کوهستانی توسط ارمنستان، رفع محاصره اقتصادی جمهوری آذربایجان علیه ارمنستان ، بازگشت آوارگان، استقرار نیروهای صلح بان و وضعیت حقوقی موقت قره باغ کوهستانی. همچنین،  تعیین وضعیت حقوقی دو شهرستان لاچین و کلبجر ( محل اتصال سرزمینی قره باغ کوهستانی به خاک ارمنستان) و نیز خود منطقه قره باغ کوهستانی به همه پرسی که بعدا برگزار خواهد شد، موکول شده است. آشکار است که این طرح حتی اگر به همین صورت ارایه شده باشد، بسیار کلی و مبهم است و رفع ابهامات و تعیین زوایای جزئی و مشخص آن، به ماه ها  مذاکره طولانی و مداوم میان باکو و ایروان ، حتی در صورت موافقت اولیه آنها نیاز دارد. اما، برخی گزارش های رسانه ای حکایت از شکست این طرح در همان آغاز ماموریت لاوروف و مخالفت ارمنستان با آن  حکایت داشته است. زیرا،  در حالیکه موضع باکو، اعطای خودمختاری حداکثری به قره باغ کوهستانی در چارچوب جمهوری آذربایجان و تحویل تمامی نواحی اطراف قره باغ کوهستانی به این کشور می باشد، موضع ارامنه جدایی طلب قره باغ کوهستانی ، کسب استقلال کامل و به رسمیت شناخته شدن دولت آرتساخ (شامل اراضی وسیع تری از حیطه جغرافیایی قره باغ کوهستانی مورد نظر جمهوری آذربایجان) است. موضع رسمی و اعلام شده ارمنستان نیز حمایت از  حقوق و خواسته های ارامنه قره باغ است و در همین راستا ارمنستان، نشانه های متناقضی از تمایل به شناسایی استقلال قره باغ کوهستانی یا الحاق آن به ارمنستان بروز می دهد.  در چنین معادله پیچیده ای از خواسته های متفاوت باکو و ایروان و ارامنه قره باغ، رسیدن به تفاهم و صلح همیشگی بسیار دشوار است. بخصوص،  سوابق تاریخی سه دهه اخیر نیز نشان داده است که جریان سیاسی ارامنه قره باغ کوهستانی، تاثیری مستقیم بر معادلات قدرت در ارمنستان دارد و حتی دو رییس جمهوری کنونی و پیشین ارمنستان، یعنی سرژ سرکیسیان و رابرت کوچاریان، پیش از رسیدن به رهبری ارمنستان، رهبری قره باغ کوهستانی را به عهده داشته اند و لئون تر پطروسیان، نخستین رییس جمهوری ارمنستان نیز در سابقه خود عضویت در «کمیته قره باغ » را دارد که از پیشگامان جنبش اعلام جدایی قره باغ از ترکیب جمهوری سوسیالیستی آذربایجان شوروی بود.  بعدها نیز هر  نیروی سیاسی در ارمنستان، به نوعی در خصوص حل مساله قره باغ نرمش نشان داده و از اهداف آرمانی ارامنه در خصوص قره باغ دور شده، به شدت ضربه خورده و از صحنه قدرت حذف شده است. پیروزی رابرت کوچاریان، رییس اسبق ارامنه قره باغ در انتخابات سال ۱۹۹۸ بر لئون تر پطروسیان، حکایت از تاثیر جریان سیاسی قره باغ در کنار زدن نخستین رییس جمهوری ارمنستان از صحنه قدرت داشت و دو سال بعد از آن نیز در برهه ای که مذاکراتی حساس برای تفاهم و معامله در خصوص حل مساله قره باغ  جریان داشت و گفته می شد توافق های پنهانی در این خصوص صورت گرفته، در روز ۲۷ اکتبر ۱۹۹۹ گروهی از مردان مسلح به رهبری فردی به نام نائیری هونانیان وارد مجلس ملّی ارمنستان شدند، و رئیس مجلس کارن دمیرجیان، نخست وزیر وازگن سرکیسیان و تعدادی از نمایندگان را به رگبار بستند و کشتند. آن ها بعد از مذاکراتی با رئیس جمهور وقت ارمنستان، رابرت کوچاریان، خود را تسلیم مقامات نمودند و بعد از محاکمه‌ای طولانی به حبس ابد محکوم شدند. کارن دمیرجیان و وازگن سرکیسیان رهبران ائتلافِ موسوم به «وحدت» بودند، ائتلافی که مهم‌ترین رقیب سیاسی رئیس جمهور کوچاریان ( رییس سابق ارامنه قره باغ) بود و احتمال می‌رفت در انتخابات بعدی قدرت را به دست گیرد. این امر به بدگمانی‌هایی علیه کوچاریان  دامن زد که هنوز کاملاً برطرف نشده‌اند.
همچنین در جمهوری آذربایجان نیز بازگشت حیدرعلی اف به قدرت در باکو بطور مستقیم با تحولات جنگ قره باغ و شکست های جمهوری آذربایجان در مقابل ارامنه و نیاز این جمهوری به یک ناجی، ارتباط مستقیم داشت و همین بحران در دوره های بعد نیز به عنوان یکی از ابزارهای مهم حاکمیت برای تحکیم موقعیت خود بوده است. بخصوص در دوره ریاست جمهوری الهام علی اف، مناقشه قره باغ یکی از مهمترین دلایل مورد استفاده حاکمیت  برای اختصاص بودجه کلان به بخش های نظامی و امنیتی کشور بوده است و در مقاطع حساس سیاسی نیز حاکمیت جمهوری آذربایجان، تداوم بحران قره باغ را  عامل اصلی تداوم بخشی از مشکلات اقتصادی و معضلات آوارگان و مهاجران این کشور پس از گذشت بیش از دو دهه اعلام کرده است. بخصوص در دوره اخیر که جمهوری آذربایجان با بحران اقتصادی ناشی از کاهش شدید درآمدهای نفتی به کمتر از نصف و افت شدید واحد پول ملی خود مواجه شده است، درگیری ابتدای آوریل ۲۰۱۶  ، عامل مهمی در تحت الشعاع قرار داده شدن بحران اقتصادی کمرشکن دولت بوده است.
با توجه به سوابق مربوط به تاثیرگذاری بحران قره باغ بر معادلات قدرت در  جمهوری آذربایجان و نیز ارمنستان، اینکه حاکمیت ارمنستان در مرحله کنونی ، به راحتی طرحی را که براساس اصول مادرید تهیه شده باشد، بپذیرد، چندان آسان نیست.  این اصول عبارت بودند از:
– تضمین امنیت و استقرار صلح بانان بین المللی
– خروج نیروهای مسلح ارمنستان و قره باغ کوهستانی از اراضی  اطراف قره باغ کوهستانی با حفظ شرایط ویژه برای کلبجر و لاچین
– بازگشت اهالی اخراج شده
– تعیین وضعیت حقوقی نهایی قره باغ کوهستانی از طریق رای گیری، تعیین وضعیت حقوقی موقت تا زمان تعیین وضعیت حقوقی نهایی، گشایش تمامی راه های ارتباطی و حمل و نقل
سند «اصول مادرید» همچنین شامل توصیه هایی مبنی بر احترام به آتش بس سال ۱۹۹۴،  خودداری از بکارگیری زور و افزایش بودجه نظامی و نیز پایان دادن به اتهامات متقابل و موضع گیری های مغایر با اصل آشتی،  کمک به شکل گیری مباحثی در جهت آشتی و شکل دادن به دیپلماسی غیررسمی در این راستا و فعالیت مجالس طرف ها و تسهیل مراوده میان ارامنه و آذربایجانی ها  و خودداری حاکمیت مستقر در قره باغ کوهستانی از  اسکان ارامنه در اراضی اشغالی (اطراف قره باغ) و ایجاد زیرساخت در این اراضی ، اقدام دولت جمهوری آذربایجان برای ایجاد امکان انتخاب رهبران آذربایجانی های قره باغ توسط خود آنها ، ایجاد شفافیت در زمینه بهره گیری تمامی شهروندان از جمله شهروندان اخراج شده از درآمدهای نفتی و نهایتا  تداوم مذاکرات رهبران جمهوری آذربایجان و ارمنستان برای حل اختلاف نظرها و  محور بودن حل مساله قره باغ در تمامی روابط دو و چندجانبه ارمنستان و جمهوری آذربایجان، اطلاع رسانی گسترده در مورد محتوای مذاکرات و نیز خودداری از بیان اظهارات مبالغه آمیزی که خوشبینی بیش از حد ایجاد می کند، بوده است.
طبیعی است که با گذشت زمان ، با تشدید روحیه تخاصم میان دو طرف و بخصوص برهم خوردن توازن قدرت نظامی و اقتصادی به نفع جمهوری آذربایجان که اکنون هم به لحاظ بودجه نظامی و هم به لحاظ وضعیت اقتصادی و توسعه ای در وضعیت برتری از ارمنستان قرار دارد،  این اصول به نوعی کهنه شده اند و طرح روسیه که براساس این اصول ارایه شده است، چندان مورد قبول ارمنستان و بخصوص ارامنه قره باغ نمی تواند باشد. البته، جمهوری آذربایجان نیز به علت برهم خوردن توازن به نفع این کشور،  احتمالا مطالبات بیشتری نسبت به گذشته مطرح خواهد کرد. اما، همین برهم خوردن توازن، خود عامل جدیدی برای حرکتی تازه در روندهای نظامی و  سیاسی مساله قره باغ می باشد و این انگیزه وجود دارد که وضعیت موجود به نوعی تغییر داده شود. عملیات نظامی اوایل آوریل ۲۰۱۶ جمهوری آذربایجان نیز ناشی از همین تغییر موازنه قدرت میان این کشور و ارمنستان بوده است.  به همین علت، تلاش سیاسی یکجانبه روسیه  در زمینه قره باغ  در مرحله کنونی جدی تر از تلاش های قبلی مسکوست و به عنوان اولین و اجرایی ترین گزینه در  بررسی احتمالات مناقشه قره باغ مورد توجه است. اما، نشانه هایی از شکست یا عدم پیشرفت این تلاش وجود دارد و به همین علت، باید احتمالات  بعدی را نیز مورد توجه قرار داد.
۲-     احتمال دوم: شکست تلاش های روسیه و تداوم وضعیت کنونی ( خودداری باکو و ایروان از مذاکره ) با تداوم احتمال وقوع مجدد حوادثی شبیه درگیری ابتدای آوریل ۲۰۱۶:
با توجه به اینکه تلاش یکجانبه روسیه برای به دست گرفتن رهبری مذاکرات صلح قره باغ با حساسیت منفی آمریکا مواجه است و در مورد اخیر نیز ماتیو برایزا، سفیر پیشین آمریکا در باکو و رییس آمریکایی پیشین گروه مینسک، به صراحت این تلاش یکجانبه ولادیمیر پوتین، رییس جمهوری روسیه را برای به دست گرفتن ابتکار عمل در حل مساله قره باغ بدون حضور و مشارکت آمریکا، به نقد کشیده است، می توان گفت که احتمال اقدام عملی آمریکا برای به شکست کشاندن یا  جلوگیری از حصول پیشرفت در این تلاش روسیه وجود دارد. علاوه بر آن، سرسختی نشان دادن طرف های اصلی درگیر در بحران قره باغ ، مانع مهمی در مقابل پیشرفت تلاش روسیه است و عوامل منطقه ای و محلی دیگری نیز مطرح است که حرکت های ایذایی ترکیه برای مقابله با تلاش روسیه از مهم ترین آنها می باشد. همچنین باید توجه داشت که رژیم صهیونیستی طی سال های  گذشته با انعقاد قرارداد یک میلیارد و ششصد میلیون دلاری فروش تسلحیات به جمهوری آذربایجان به دومین تامین کننده سلاح باکو و دومین عامل تقویت نظامی آن تبدیل شده است.  همچنین رصد و بررسی موضع گیری ها و لفاظی های صهیونیست ها طی یک سال اخیر بخصوص در برنامه هایی نظیر یادبود هولوکاست و کشتار خوجالی و کشتار قوبا و سایر مراودات صهیونیست ها با  جمهوری آذربایجان و نیز موضع گیری های اخیر مقامات غیررسمی رژیم صهیونیستی از جمله آویگدور لیبرمن، نخست وزیر پیشین، افراییم سنه، معاون پیشین وزیر دفاع و سایر مقامات غیررسمی صهیونیست نشان می دهد که این رژیم در تحریک نظامی جمهوری آذربایجان و فراهم کردن شرایط برای نظامی گری باکو و تشدید مناقشه در قفقاز نقش مهمی دارد.   بنابراین احتمال عدم پیشرفت تلاش سیاسی  روسیه جدی است.
عدم پیشرفت یا شکست تلاش جاری روسیه برای شروع مرحله جدیدی از مذاکرات باکو و ایروان با هدایت روسیه، احتمالا وضعیتی را که طی حدود سه  یا چهار سال اخیر حاکم شده است، تداوم خواهد بخشید. یعنی وضعیت عدم مذاکرات جدی و احیانا دیدارهایی که فضای بی اعتمادی کامل و تخاصم بر آن حاکم می باشد.  در چنین فضایی ، همانند سال های گذشته،  درگیری های تقریبا روزمره و تیراندازی مداوم میان نیروهای جمهوری آذربایجان و ارامنه  ادامه خواهد داشت و در مقاطعی نیز درگیری شدید و گسترده شبیه آنچه در روزهای ابتدایی آوریل روی داد، به وقوع خواهد پیوست.  اما، تغییر جدی و حاد در مواضع و محل استقرار نیروهای نظامی دو طرف روی نخواهد داد.   بخصوص که برای بازگرداندن نسبی توازن نظامی یا دستکم ارتقای وضعیت نظامی ارمنستان نیز تلاش های جدیدی از طرف روسیه آغاز شده است. روسیه با اختصاص دویست میلیون دلار اعتبار به دولت ارمنستان برای خرید تسلیحات مدرن  برای احیای توازن نظامی نسبی میان نیروهای درگیر اقدام کرده است. البته، این رقم و تسلیحاتی که از آن عاید ارتش ارمنستان خواهد شد، در مقابل خریدهای تسلیحاتی گسترده نیروهای مسلح جمهوری آذربایجان از روسیه، رژیم صهیونیستی ، اوکراین، ترکیه، پاکستان، آفریقای جنوبی و سایر منابع، باز هم ناچیز خواهد بود و توازن نظامی میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان در واقع با توجه به  نحوه استفاده از  استقرار پایگاه های نظامی روسیه در ارمنستان می تواند مطرح و برقرار شود.
۳ –   احتمال سوم: در صورت شکست تلاش های جاری روسیه و حفظ وضع موجود و شکل نگرفتن دور جدید مذاکرات میان باکو و ایروان،  با حفظ احتمال بروز درگیری های مجدد ، امکان  پیشروی جمهوری آذربایجان با توجه به برتری توانایی نظامی جمهوری آذربایجان در مقابل ارمنستان ، به عنوان گزینه ای دیگر مطرح است.  ارتش جمهوری آذربایجان، هم در درگیری ابتدای آوریل ۲۰۱۶ و هم در برخی عملیات ایذایی قبلی طی سال های اخیر نشان داده است که از توان استقرار در برخی مناطق که اکنون نیروهای ارمنی در آن مستقرند، برخوردار می باشد.  برخی گزارش ها حاکیست که با استقرار نیروهای ارتش جمهوری آذربایجان بر روی تپه «له له تپه» در منطقه منتهی به ناحیه «فضولی»، نیروهای ارمنی مجبور به قدری عقب نشینی شده اند. در ششم آوریل ۲۰۱۶ روزنامه ینی مساوات چاپ باکو و سایت ویرتوالاز جمهوری آذربایجان گزارش داده بودند که با استقرار نیروهای جمهوری آذربایجان بر روی این تپه، نیروهای ارمنی  ۷۰۰ متر مواضع خود را  به عقب تر برده اند.  اما، بر اساس گزارش دیگری که در روز ۱۹ آوریل، روزنامه ینی مساوات به نقل از گزارش رادیو آزادی آمریکا منتشر کرد، نیروهای ارمنی مواضع خود را برای خارج شدن از تیررس نیروهای جمهوری آذربایجان تا حدود  ۸ تا ۱۰ کیلومتر  در اراضی منتهی به فضولی و جبراییل به عقب برده اند.   اگر این گزارش ها درست باشد، احتمال تکرار این رویداد و پیشروی های محدود و گام به گام  ارتش جمهوری آذربایجان را باید به عنوان گزینه دیگری درنظر گرفت که بر معادلات بحران قره باغ تاثیر می گذارد.  اگر این پیشروی ها  محدود و قطره چکانی و گام به گام  باشد و بحران در وضعیت نسبتا مشابه کنونی به مدت طولانی باقی بماند، معادلات خارجی آن و مهم تر از همه، موضع روسیه ممکن است به همین شکل کنونی حفظ شود. اما، اگر پیشروی های جمهوری آذربایجان از حالت محدود و تدریجی و بطئی خارج شود، معادلات موجود تغییر خواهد کرد و باید گزینه دیگری را در خصوص آینده بحران قره باغ بررسی کرد.
۴- احتمال چهارم:  دخالت نظامی روسیه برای متوقف کردن پیشروی سریع جمهوری آذربایجان
اگر جمهوری آذربایجان بتواند عملیات نظامی گسترده ای را آغاز و پیشروی سریع و قابل توجهی در عقب راندن نیروهای ارمنی به دست آورد، احتمال ورود جدی روسیه را مطرح می کند. زیرا، روسیه سال هاست که از قرن هجدهم میلادی به عنوان حامی اصلی ارامنه در قفقاز مطرح شده است و ارامنه به عنوان یکی از بازوهای اجرایی سیاست های روسیه در قفقاز عمل می کنند و متقابلا روسیه را حامی و متحد طبیعی خود تلقی می کنند و  همچنین  بخاطر تعهدات سیاسی و حقوقی مسکو که بطور دوجانبه و نیز در چارچوب های چندجانبه نظیر پیمان امنیت دستجمعی دولت های مشترک المنافع  در قبال ارامنه پذیرفته است، در مورد  پیشروی احتمالی جمهوری آذربایجان در مقابل ارمنستان و قره باغ کوهستانی ، موضع انفعالی اتخاذ نخواهد کرد. گرچه ممکن است در شرایط کنونی، ورود نظامی روسیه به مناقشه قره باغ ، دارای محمل حقوقی قابل قبول برای دنیا نباشد، اما روسیه بدون محمل حقوقی نیز می تواند در این منطقه مداخله نظامی بکند.  اما، اگر روسیه در مناقشه قره باغ مداخله نظامی بکند، اوضاع پیچیده ای ایجاد خواهد شد که ممکن است واکنش های جدی سایر بازیگران خارجی صاحب نفوذ و قدرت در جمهوری آذربایجان را درپی داشته باشد.
۵- احتمال پنجم: در صورتی که تحولات مناقشه قره باغ به سمتی برود که موجب دخالت نظامی روسیه بشود، احتمال ضعیف، اما واقعی ورود ترکیه به این مناقشه نیز مطرح خواهد بود. ترک ها  در گذشته نیز حتی در دوره ای که امپراطوری عثمانی در ضعف به سر می برد در سال ۱۹۱۸ و ۱۹۱۹ نیز در منطقه قفقاز  دخالت نظامی کرده اند و با توجه به این سابقه، نمی توان انتظار داشت که به علت قابل قیاس نبودن قدرت نظامی ترکیه با روسیه،  احتمال دخالت و درگیری ترکیه در مناقشه قره باغ در حد صفر باشد. بنابراین ، باید این احتمال را نیز به عنوان یکی از گزینه های ضعیف تحولات آتی مناقشه قره باغ مدنظر داشت.
 در کنار گزینه های مطرح در خصوص تحولات آتی مناقشه قره باغ، نگاه ایران به این مناقشه و مسایل قره باغ نیز از عوامل تاثیرگذار می تواند تلقی شود. ایران پس از دوره میانجیگری فعال در سال ۱۹۹۲ که منجر به میزبانی تهران برای  یعقوب محمدوف ، کفیل وقت ریاست جمهوری آذربایجان و لئون تر پطروسیان ، رییس جمهوری وقت ارمنستان جهت  امضای توافق آتش بس در ۷ می۱۹۹۲  در تهران  با حضور «ماریو رافائلی»، رئیس وقت کنفرانس سازمان امنیت و همکاری اروپا شد، حضور سیاسی فعالی در  روندهای حل سیاسی مناقشه قره باغ نداشته است. زیرا، در آن زمان، با حمله و  استقرار نیروهای نظامی ارمنی در شهر شوشا و شکست توافق آتش بس تهران که نه روسیه و نه آمریکا تمایلی به موفقیت آن نداشتند،  جمهوری آذربایجان و ارمنستان  روسای گروه مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا ( روسیه، آمریکا و فرانسه) را  به عنوان واسطه اصلی مذاکرات خود انتخاب کرده اند و این گروه در واقع انحصار مذاکرات سیاسی مربوط به قره باغ را در اختیار خود داشته است و روسیه و آمریکا و فرانسه  گاه در رقابت با یکدیگر و گاه در همکاری ظاهری ، این روند را در کنترل خود حفظ کرده اند.  اما، در مقاطعی که تحولات جدی در مساله قره باغ روی داده است، تهران نیز به علت همسایگی با این منطقه و احتمال استقرار نیروهای نظامی خارجی تحت عنوان نیروهای صلح بان در این منطقه و در همسایگی ایران، نمی تواند کاملا بی تفاوت به مساله باقی بماند.
نهایتا، در کنار احتمالات عملی و واقعی،  با در نظر گرفتن چارچوب های نظری تحلیل کننده مناقشات سیاسی، این برداشت نیز وجود دارد که  مناقشه قره باغ ، جزء مناقشات لاینحل به شمار می آید. علت این تلقی نیز درهم تنیدگی عوامل مختلف ارضی، قومی، مذهبی، مسایل آوارگان و جمعیت های جابجا شده  ارمنی و آذری و نیز  تاثیر عوامل متعدد خارجی از جمله روسیه و آمریکا و رژیم صهیونیستی و ترکیه بر بحران قره باغ می باشد که حل مناقشه قره باغ را  با وجود این طیف گسترده از عوامل موثر داخلی و خارجی ، به مساله ای لاینحل تبدیل کرده است.  از این رو، صرف نظر از اینکه کدامیک از گزینه های موجود در خصوص تحولات آتی مناقشه قره باغ، در عمل محقق خواهد شد، تداوم و تطویل این مناقشه برای سال های طولانی تقریبا در وضعیت کنونی قابل پیش بینی است.