از خبر تا فریب؛ چگونه بصیرت را تقویت کنیم؟
صریر: در عصر انفجار اطلاعات، مرز میان «خبر» و «فریب» بیش از هر زمان دیگری باریک شده است
سعید ایریلوزادیان ـ صریرنیوز: در عصر انفجار اطلاعات، مرز میان «خبر» و «فریب» بیش از هر زمان دیگری باریک شده است. رسانههای مجازی، کانالهای ناشناس، و شبکههای اجتماعی روزانه حجم عظیمی از محتوا را به ذهن مخاطبان سرازیر میکنند؛ اما در این میان، همواره پرسش مهمی مطرح است: چگونه میتوان «خبر درست» را از «تحریف هدفمند» تشخیص داد و از افتادن در دام جنگ نرم و شناختی جلوگیری کرد؟
کارشناسان حوزه ارتباطات بر این باورند که دشمنان در سالهای اخیر تمرکز ویژهای بر تحریف واقعیت، شایعهسازی، و روایتسازی هدفمند داشتهاند تا ذهن مخاطب ایرانی را درگیر تردید، یأس و بیاعتمادی کنند. آنها از ابزارهایی چون تولید محتوای هیجانی، القای ناامیدی، و بازنشر گسترده پیامهای مغشوش بهره میگیرند تا افکار عمومی را از مسیر تحلیل منطقی منحرف سازند. در این میدان، تنها نیروی بازدارنده، بصیرت و سواد رسانهای است.
🔸 بصیرت؛ قدرت دیدن آنچه پنهان است
بصیرت، به تعبیر رهبران فکری، یعنی توانایی نگاهکردن فراتر از ظاهر وقایع. فرد بصیر، در برابر خبر و روایت، نخست میپرسد چه کسی میگوید؟ با چه هدفی؟ در چه موقعیتی؟
این نوع نگاه تحلیلی موجب میشود جامعه در برابر جنگ شناختی — که بر ذهن و احساسات حمله میکند — مقاوم شود. بصیرت سیاسی و اجتماعی در واقع یک واکنش هوشمندانه است، نه احساسی.
🔸 سواد رسانهای؛ مهارت مواجهه با روایتها
هر مخاطب امروزی باید بداند که در فضای مجازی، خبرها نه صرفاً برای اطلاعرسانی بلکه گاهی برای جهتدهی ساخته میشوند. سواد رسانهای یعنی درک سازوکار انتشار خبر، شناخت منابع معتبر، و فهم تکنیکهای اقناع رسانهای.
مدارس، دانشگاهها و مراکز فرهنگی میتوانند با آموزش این مهارت، نسل آینده را از سادهاندیشی رسانهای دور و به تفکر انتقادی عادت دهند.
🔸 شایعه؛ موتور اصلی جنگ شناختی
شایعهها همیشه از خلأ اطلاعرسانی تغذیه میکنند. هرگاه رسانههای رسمی در اطلاعرسانی کند عمل کنند، فضا برای شکلگیری روایتهای جعلی باز میشود. راهکار مقابله با این پدیده، پاسخگویی سریع، شفافسازی دقیق و اطلاعرسانی مسئولانه است.
همچنانکه جامعهای مطلع، کمتر قربانی هجمههای خبری و احساسی خواهد شد.
🔸 راهبردهای افزایش آگاهی عمومی
برای تقویت بصیرت و مصونیت جامعه در برابر فریب رسانهای، چند اقدام کلیدی پیشنهاد میشود:
آموزش گسترده سواد رسانهای در نظام آموزشی و فرهنگی کشور؛
ترویج گفتوگو و تحلیل در رسانهها به جای پخش صرف خبر؛
فعالسازی نخبگان فکری و تولیدکنندگان محتوا برای انتشار روایتهای دقیق و امیدآفرین؛
نظارت بر منابع خبری مشکوک و افزایش سطح اعتماد به رسانههای داخلی.
در نهایت، از «خبر تا فریب» فاصلهای است به اندازهی یک نگاه آگاهانه؛ نگاهی که با تحلیل، تفکر و بصیرت شکل میگیرد. اگر جامعه ایرانی بتواند این قدرت تشخیص را به یک فرهنگ عمومی بدل سازد، هیچ جنگ نرم یا شناختی قادر نخواهد بود ذهن و امید مردم را تسخیر کند.





ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰