آقای سرمست؛ این مطالبه، دیگر «شخصا مفتوح» نیست!
صریر: استاندار آذربایجانشرقی، حالا در نقطه ای از مدیریت عالیه اش ایستاده، که نه تنها «محکوم» به خلق «کارستان» موعود توسعه و جهش همه جانبه استان است؛ بلکه از منظر عمل به «تعهد»اش به اهالی رسانه، محکوم تر نیز است!
احد نقش شور/صریرنیوز: استاندار آذربایجانشرقی، حالا در نقطه.ای از مدیریت عالیه اش ایستاده، که نه تنها «محکوم» به خلق «کارستان» موعود توسعه و جهش همه جانبه استان است؛ بلکه از منظر عمل به «تعهد»اش به اهالی رسانه، محکوم تر نیز است!
۹ ماه پس از اولین نشست هماندیشی “بهرام سرمست”، استاندار تازه منصوب آن روزهای آذربایجانشرقی با خبرنگاران و اصحاب رسانه، در آبان ماه سال گذشته و در تقارن روز و هفته خبرنگار امسال، حالا شاید مناسب ترین زمان برای طرح دوباره و پیگیری دیگرگون مطالباتی باشد که پیشتر، نه از بستر رسانه؛ بلکه به شیوهای اداری و طی نامههای رسمی از ایشان، که خود را “ضامن و متعهد” به خبرنگاران و رسانهها معرفی کرده است، درخواست و پیگیری شده بود!
نماینده عالی دولت در استان، اگرچه تا اینجا و در چندین نوبت اهالی رسانه و خبرنگاران استان را مورد تفقد و حمایت لسانی و کلامی قرار داده و حتی خود را ضامن رسانه، متعهد به حمایت از خبرنگاران و پیگیری مطالبات آنان معرفی کرده؛ با این حال، همچنان از گرهگشائی صنفی، عمل به وعده ها و حتی پاسخگوئی شفاف و اقناعی به سؤالات مطرح این قشر عاجر بوده و حتی پاسخی روشن به انبوهی از سوالات مطرح شده از سوی رسانهها در خصوص نداده است!
در این میان و باتوجه به انباشت مطالبات مطرح در حوزه رسانه استان و تداوم بلاتکلیفیهای قبلی، چنین به نظر میرسد، طرح عریان تر و بدون روتوش همین مطالبات در ایامی که به نام خبرنگاران و اهالی رسانه در حال پاسداشت می.باشد، خالی از لطف نباشد.
بررسی و مرور رفتار و تعامل مدیران ارشد دستگاههای دولتی، اجرایی، خدماتی و حتی بخش خصوصی با رسانهها و فعالان تلاشگر این حوزه، به ویژه خبرنگاران، گویای این واقعیت تلخ و ناراحتکننده است که “غفلت”ها و بیتوجهیهای مدیران و در راس آنان، “استانداران”، بیش از “تفقد”ها و «توجه»های آنان بوده است!
چه آن زمانکه “محمدعلی سبحاناللهی” استاندار دوم دولت اصلاحات در سال ۸۲ در جمع مطبوعاتیهای استان حاضر شد و پس از استماع نیازها و دغدغههای جامعهی رسانهای، علیرغم وعدههای متعدد، تا پایان مدیریتش از حل مشکلات معیشتی و حرفهای خبرنگاران و روزنامهنگاران استان عاجز ماند و چه زمانیکه “محمد معمارزاده”، استاندار اول دولت اصولگرا، پس از گذشت سه سال، در ماههای پایانی استانداریاش و آنهم زمانی که حجم انتقادات از عدم پاسخگویی وی به افکار عمومی به اوج خود رسیده بود، ناگزیر از بازگشت به میان خبرنگاران شد و در جمع تمامی اهالی مطبوعات “اباصلت سیاح” (مدیرکل وقت اجتماعی استانداری) و “احمد احمدیمنش” (مدیرکل وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی استان) را مامور ویژهی بررسی و حل مشکلات خبرنگاران کرد و چه در دوران “احمدعلیرضا بیگی و حتی در دوران مدیریت مرحوم “جبارزاده” و “خدابخش”، استانداران اول و دوم “دولت تدبیر و امید” و همچنین، دوره استانداری مرحوم “عابدین خرم” و مدیریت کوتاه مدت “شهید رحمتی”، هیچگاه جامعهی مطبوعاتی استان شاهد حرکتی در راستای تحقق آروزهای معطل مانده خود از سوی استانداران و دولت ها نشده و امروز نیز به واسطه همین بدقولیها و بیتوجهیها، فعالان رسانهای امید چندانی به پیگیری مسائل و مشکلات خود ندارند؛ مگر آن که این بار عزمی جدی برای این کار در دوره استاندار دولت “وفاق” برای بهبود اوضاع و تغییر نگرشهای سیاسی، فرهنگی به اهالی رسانه وجود داشته باشد.
اگرچه جامعه رسانهای استان، امروز با مشکلات عدیدهای چون نگاه ابزاری مدیران و سیاسیون، سردرگمی ناشی از ارائه تعاریف سلیقهای و متفاوت از جایگاه خبرنگاران و رسانه های مکتوب و دیجیتال، فقدان مسکن و بیمه، نبود امنیت شغلی و روانی ناشی از حاشیههای کار روزنامهنگاری، تنهایی و انفعال تشکلهای صنفی، عدم هدایت صحیح و ارائه آموزشهای حرفهای، ضعف اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی در حمایت واقعی از مطبوعات، توزیع ناعادلانه یارانهها، خودسانسوری تحمیلی برخی رسانه ها، ایزوله شدن رسانهها از ارائه نقدهای راهگشا و دهها مشکل دیگر روبهروست؛ اما به اذعان خود آقایان مسؤول، رفع تمامی این مشکلات که متاسفانه در سایهی غفلت مدیران قدیم و جدید استان انباشته شده و نوعی انفعال و بیاعتمادی را نزد صاحبان رسانه ایجاد کرده است، فقط و فقط نیازمند ورود مستقیم مدیریت ارشد استان در اصل موضوع و مجاب ساختن دستگاههای متولی رسانه برای عمل به تعهدات و وظایف قانونی آنهاست.
بیشک تقویت و قوام رسانههای استان نه با “شعار” و “وعده های تکراری” که در سایهی اعتقاد قلبی متولیان امر به تقویت و ارتقاء سطح کیفی مطبوعات و رسانه ها در مهد روزنامهنگاری ایران محقق خواهد شد وگرنه حکایت پر رنج “رسانهها و استانداران” که از زمان اسلاف جناب سرمست آغاز گردیده و امروز در سایهی وعدههای واهی آنان شاهد “احتضار مطبوعات و رسانه ها” هستیم، با زوال رکن چهارم دموکراسی، در چشم برهم زدنی خاتمه خواهد یافت.
نمیدانیم جناب آقای سرمست تا چه اندازه از قصه پرغصه همکاران رسانهای ما در این استان باخبرند و آیا مطالعهای در این حوزه و وضع اهالی رسانه دارید؟ حتی این را هم نمیدانیم که رسیدگی به مشکلات و چالشهای پیش روی خبرنگاران و روزنامهنگاران و حمایت از آنان، اولویت چندم ایشان در دوران مسؤولیت شان خواهد بود؟
آیا خبر دارند که در همین شهر و استان، هستند مدیران و روسایی که با کوچکترین نقد و سوال برمیآشوبند و هر روزنامه و سایت و خبرگزاری و خبرنگار و روزنامهنگاری را با بدترین برخوردها و رفتارها، به شکلی سلیقهای و خودسرانه مورد مواخذه قرار می دهند؟
آقای استاندار!
آیا خبر دارید که در همین تبریز، به محض آن که در یک نشست خبری، خبرنگاری، سؤالی نامربوط (به زعم آقایان رئیس مصاحبه شونده) میپرسد و یا موضوع و سوژهای از سوی یک فعال رسانهای دست مایه تولید گزارش، خبر، یادداشت یا مقالهای میشود، مدیران مربوطه و روابطعمومیهای تابعه، تمام انرژی و نیروی خود را برای ممانعت از انتشار گزارش و مطلب فوق به هر شکل ممکن و یا حذف آن به کار میگیرند؟
باز، آیا مطلع هستید که هر کدام از مدیران، ادارات و روابط عمومیها در این شهر و استان، خطوط قرمز و خط و خطوط رنگ و وارنگ دیگری برای خود و حریم مدیریتی و سازمانی خود تعریف و ترسیم کردهاند و همچون “داوران عصبانی” و “ناظران خودخوانده”، نقش نظارتی و کنترلی بر مطبوعات و روزنامهنگاران را ایفا میکنند و هیچ کس هم جلودار ایشان نیست و در هر محفل و جلسهای، با وقاحت از خریدن مطبوعات به نفع سازمان مربوطه خود سخن میگویند و به این هنر خویش نیز میبالند؟
در چنین شرایطی چه کسی سردرگمی خبرنگاران و اهالی رسانه، میان خطوط قرمز واقعی و حقیقی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران (که همه خبرنگاران بدان پایبندند) با خطوط قرمز خودساخته و ترسیمی مدیران دستگاههای اجرایی را تعیین تکلیف خواهد کرد؟
آقای سرمست!
آیا میدانید که در این استان و شهر، هر مدیر، مسؤول و رییسی، حریمی امن و ساحت قدسی خودساختهای پیرامون خود و اریکه مدیریتش تنیده و با کوچکترین نقد که نه، نقد کردن پیشکش، با سادهترین سؤال معقول برمیآشوبد و خبرنگار را که کارش پرسیدن است به تهدید و تحدید میکشاند؟
سالهاست، این سؤال بیپاسخ همچنان باقی است که کدام فرد یا دستگاه مسؤول، از خبرنگاران منتقد در قبال تهدیدها و فشارهای احتمالی حمایت و صیانت خواهد کرد؟
ما اهالی رسانه، خبرنگاران و روزنامهنگاران استان، به جد، خواهان و منتظر آن هستیم که لااقل در دولت “وفاق” که کلیدداری استان آذربایجانشرقی در دولت کریمهاش به عهده شما گذاشته شده، با آمران، عاملان، طراحان و هدایتگران توهین و تهدید مطبوعات و خبرنگاران برخورد کرده و اجازه ندهید فضای ناامنی و اهانت به اهل قلم و مطبوعات استان به مرحله “متاستاز” برسد.
حضرتعالی بی تردید و به اعتبار قریب به سه دهه حضور در سطح اول مدیریت های سیاسی، به نیکی واقفید که مطبوعات و خبرنگاران رسانهها، به اقتضاء محیط شغلی که در آن رشد یافته و فعالیت میکنند، ناگزیر از نقد و نقادی هستند و این نقادی، خمیرمایه و عصاره کار آن هاست، خبرنگاران، روزنامهنگاران، منتقدان و اهالی رسانه، باید بنویسند، نقد کنند تا سامان امور به سرانجام برسد، مدیران و مسوولان ادارات و سازمانها باید بپذیرند که رسانه ها و نویسندگان آن، همگی دلسوزان شهر و نظام هستند و از دغدغههایی می نویسند که دغدغه جامعه به شمار میرود، خبرنگاران اگر نقد میکنند، برای این است که بسیاری از واقعیتها را میبینند و میدانند.
متاسفانه آقای استاندار! نگاه مدیران به موضوع آزادی خبرنگاران و عموما رسانهها، با آن چیزی که در دیگر کشورهای جهان مشاهده میشود، متفاوت بوده و حتی شیوهها و نحوه تعامل و برخورد ما با این حوزه نیز دیگرگونه است؛ چه، همواره بحث، اظهارنظر و حتی برخورد با موضوع آزادی مطبوعات و رسانهها در ایران، عمدتا با سلیقهها و پسندهای افراد، گروهها و جریانها ترسیم، تنظیم و مدیریت میشود و هر نوع بیان مطالب و واقعیات روز جامعه که خارج از دایره سلایق و پسندهای عدهای خاص بوده، شاهد تهدید و تحدید مطبوعات و جلوگیری و برخوردهای چکشی با این قبیل رسانهها بودهایم.
جناب آقای دکتر سرمست!
حکایت مصائب و دردهای جامعه رخوت زده رسانه استان، حکایت “هفتاد من کاغذ و مثنوی تکراری” است، مزید اطلاع حضرتعالی، تنها به اشارهای اجمالی و تیتروار از این مصایب تلخ و مناسبات غلط حاکم بر فضای کار رسانهای استان بسنده می کنیم تا احیانا اگر حضرتعالی قصد اقدام یا “کارستانی” داشتید، بر مبنای آن آستین همت بالا بزنید.
در حال حاضر مصائبی همچون، انسداد منابع عمده خبری، اعمال محدودیتهای شدید در اطلاعیابی و اطلاعرسانی رسانهها، جلوگیری از جریان آزاد اطلاعرسانی، تنیدن حصاری تنگ و غیرقابل نفوذ دور دستگاهها و مراکز اجرایی برای ممانعت از درز اخبار، کانالیزه کردن روند و مسیر اطلاعرسانی، انحصار اخبار در حیطه خروجی روابط عمومیها و سایتها و پایگاههای خبری سازمانی، توسل به تطمیع و اجیرسازی رسانهها، هدایت زیرپوستی رسانهها به پوشش یک سویه اخبار فرمایشی از سوی مدیران برخی دستگاهها و نهادهای اجرایی، پائین بودن سطح درآمد و معیشت فعالان رسانهای، فقدان آموزشهای لازم در این حوزه، بیثباتی شغلی، عدم توجه مدیران رسانهها و مطبوعات به حقوق و نیازهای معیشتی و روزمره فعالان مطبوعات و رسانهها، قطع حمایتها و پشتیبانیهای دولتی از رسانهها در حوزهها و بخشهای مختلف و بالاتر از همه، فقدان نظام جامع و منسجم شغلی، اخلاقی، قانونی و حمایتی از این حوزه، همگی زمینه و بسترهای لازم برای “استحاله” خود ساخته و تحمیلی توأمان در فضای کاری مطبوعات و رسانههای محلی را فراهم آورده و تداوم روند موجود، علاوه بر ذبح و فراموشی وظیفه و آرمان آزادی بیان در فعالیت کار مطبوعات و رسانهها، امید به اثربخشی و جریانسازی در این حوزه را نیز به ناامیدی محض مبدل خواهد ساخت.
انفعال حاکم بر تشکل های رسانهای به دلیل فقدان نظام نامه مشخص تعاملی میان این تشکل ها و اداره ارشاد، تعطیلی انجمن صنفی مدیران مسوول مطبوعات، ابطال انتخابات هیأت مدیره خانه مطبوعات(در دو رای دادگاه اول و تجدید نظر)، انزوای تحمیلی انجمن صنفی روزنامه نگاران، صدور مجوزهای مطبوعاتی و رسانه ای بدون پیشبینی بسترهای حمایتی و هدایتی، عدم نظارت بر عملکردها رسانهها، تشتت موجود در فعالیت های رسانهای، تعدد و افزایش روزافزون فعالان رسانهای و در نهایت، بن بست به وجود آمده در تعاملات رسانه ای این اداره کل با خبرنگاران، به طوری که میزان اخبار منتشره از این اداره کل در سال های اخیر به پائین ترین حجم خود رسیده است، از جمله شاخصترین مسائل مربوط به عملکرد و نحوه تعامل غلط عالیترین دستگاه ناظر بر رسانههای استان به شمار میرود.
راستی آقای استاندار!، ما این بار و در دوره مدیریت شما، آیا می توانیم امیدوار به “شنیدن بوی بهبود” از اوضاع رسانه ها و فعالان این حوزه باشیم؟ امید به این داشته باشیم که استاندار دولت وفاق، دست به سنتشکنی و خرق عادت اسلاف خود در حمایت عملی از مطبوعات و فعالان رسانهای خواهد زد؟
آیا میتوانیم این بار به پشتگرمی شما و در حیطه خطوط قرمز واقعی و نه فرمایشی، نقش خود را در بیان حقایق و واقعیتهایی که وجود دارند و ایضا مطالبات به حق مردم و کشور به درستی ایفا کنیم، بی ترس و واهمه تهدید و شکایت؟ آیا به اینها دل ببندیم آقای دکتر!
آقای استاندار! پاسخ به انبوه سؤالات انباشته شده جامعه رسانهای استان و مرور دوبارهی تاریخ مطبوعات و رابطه این حوزه با استانداران و مدیران کل ارشاد و دیگر مدیران استانی، شاید بهترین راهکار و الگو برای شما مدیر کهنه کار در عرصه فرهنگی باشد.





ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰