جیب پاره؛ ایرانگردی ماهیانه؛

پنجمین ماه، پنجمین اجلاس

صریر: پنجمین اجلاس مدیران صندوق بیمه روستائیان و عشایر کشور، ۲۴ و ۲۵ مرداد جاری در شهرستان ماهنشان استان زنجان برگزار شد.

به گزارش خبرنگار صریر، «پنجمین اجلاس مدیران صندوق بیمه روستائیان و عشایر کشور، ۲۴ و ۲۵ مرداد جاری در شهرستان ماهنشان استان زنجان برگزار شد.»

این جمله، خبری بود که چند روز پیش ناخوداگاه توجهم را جلب کرد.
چونکه خودم هم ماه گذشته به عنوان خبرنگار در همچون همایشی شرکت کرده بودم.
“چهارمین اجلاس سراسری مدیران صندوق بیمه روستائیان و عشایر کشور در شهرستان کلیبر”
که الحق و الانصاف سطح برگزاری آنهم بسیار خوب بود. هتل پارادایس کلیبر محل برگزاری این اجلاس یک جای بسیار خوش آب و هوا وسط جنگلهای کلیبر با امکاناتی عالی، خاطره یک سفر کاری خوش را در ذهنمان ثبت کرد. دو روز در گوشه ای از بهشت ایران با غذاهای لذیذ محلی و پذیرایی عالی که این روزها کمتر میتوان چنین سفری را تجربه کرد.
اما این وجدان آزار دهنده ، گویا خوشی را بر ما بر نمی تابد و بین خودمان باشد در آن چند روز مخم را خورد که این کبابها و … که در شکم مبارک میکنی از جیب که پرداخت خواهد شد؟ و هرچقدر با او یواشکی صحبت کردم که باباجان ماهم یک ایرانی هستیم و حداقل ازین سفره پر برکت لقمه ای هم، سهم ما هست در گوشش نرفت که نرفت…
و مثل گرامافونی که سوزنش گیر کرده باشد پی در پی صحنه هایی را در ذهنم یادآور میشد که سرانجام این کیف و حال دو روزه را زهرمارمان کرد.
هی در گوشم میخواند: مگر تو دستهای پینه بسته این روستائیان را ندیده ای؟ مگر تو تا به حال چشمت به پاهای تاول زده عشایر نیافتاده است؟ صورتهای چروکیده، کفشهای پاره پاره، شلوارهای وصله خورده و جیبهای سوراخ که به سختی جسم لطیف اسکناسهای رنگین را در خود لمس کرده اند…
و القصه با دیدن دوباره این خبر مثل زخمی که سر باز کرده آنقدر نالید و فریاد کشید تا بالاخره کار خودش را کرد و این چند روزه مرا به جان اینترنت و جراید انداخت تا بتوانم در مورد این سلسله اجلاسهای ماهیانه اطلاعاتی به دست آورم و این چند خط را به خاطر آرامش جناب وجدان مزاحممان بنگارم تا شاید کفاره آن کبابها شود و او دست از سر ما بردارد.
بالاخره قربانتان شوم چون خاطر همهء مان به خاطر اوضاع این روزهای اقتصاد، مکدر و نگران است زیاد سرتان را به درد نمی آورم.
خلاصه و مفید، اینکه صندوق بیمه روستائیان و عشایر کشور که کار مطالعاتی تشکیل آن از سال ۱۳۸۳ کلید خورده چند سالیست به صورتی جدی فعالیت خود را آغاز کرده و تا کنون توانسته حدود یک میلیون و ۶۴۰ هزار نفر را به عضویت خود درآورد که این عدد قریب سی درصد از جامعه هدف این صندوق را در کل کشور ، تشکیل میدهد.
حال با توجه به اعداد و ارقام اعلامی توسط سایت رسمی این صندوق،
اگر به صورت تقریبی، دریافتی صندوق از دولت را بابت هر فرد چهل هزار تومان فرض کنیم ماهیانه صندوق بابت حق بیمه روستائیان و عشایر تحت پوشش خود از دولت حدود ۶۴میلیارد تومان دریافت میکند و حدود نصف این رقم را نیز از خود اعضا اخذ میکند که با یک حساب سر انگشتی کل درآمد صندوق، سرجمع ماهیانه قریب ۹۶میلیارد تومان می باشد که عدد بسیار قابل توجهیست و باید با سرمایه گذاری های شایسته و کم خطر بتواند با رشد و سودآوری خوبی، آینده بیمه شوندگان خود که همگی از اقشار مستضعف این جامعه و صاحبان اصلی این انقلاب هستند را تامین کند.
حال اینکه آیا صندوق تاکنون به وظیفه خود درست عمل کرده، نه مورد بحث ماست نه در دایره مسولیت ما، اما برگزاری پنج اجلاس سراسری در پنج ماه اول سال و در پنج نقطه کشور؛ ماهنشان ، کلیبر ، چلگرد، مریوان و جاسک، یک سوال کوچک را خلق کرده است.
آیا با اعلام وضعیت جنگی اقتصادی از جانب مقام معظم رهبری توجیهی منصفانه برای برگزاری چنین همایشها و اجلاسهای مستحبی با خرجهای آنچنانی ، آنهم از جیب روستائیان و عشایر محروم و مستضعف این جامعه به صورت ماهیانه، باقی می ماند؟

حسین نعیم سرشت