ماجرای نماینده اصلاحطلب تبریز و هاشمی رفسنجانی
صریر: تاثیرات دو مرحله سفر هاشمی رفسنجانی در زمان ریاست جمهوری به آذربایجانشرقی دو دیدگاه متفاوت در وی متبلور کرده بود.
به گزارش صریر از تبریز، هاشمی رفسنجانی هرچند اصالتاَ کرمانی بوده و در تهران و اصفهان طرفدارانی داشت اما آذربایجان هم خاستگاه مهم بخشی از حامیان و مریدانش بود.
هنوز هم مردم تبریز و آذربایجان از خدمات استاندار دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی به نیکی یاد میکنند.
علی عبدالعلیزاده، استاندار وقت آذربایجان، درویشزاده، شهردار اسبق تبریز، جبارزاده (نماینده اسبق مردم تبریز در مجلس و استاندار سابق و معاون سیاسی فعلی وزارت کشور) و جمع دیگری از مدیران اقتصادی و سیاسی در حلقه مریدان و حامیان هاشمی رفسنجانی قرار داشتند.
حتی در بخش خصوصی و شرکتهای بزرگ و کوچک هم، مردانی بودند که همیشه مدافع و تمجیدگر رویکردهای هاشمی رفسنجانی در عرصه سیاست و اقتصاد بودند. هنوز هم برخی از مدیران آن دوران در مصدر و رأس کار قرار دارند و از آن مقطع به عنوان دوران قابل قبول آذربایجان یاد میکنند. دورهای که بیشتر به دوران « ظهور و بروز تکنوکراتها و یقه سفیدها» معروف است!
ذهنیت متفاوت هاشمی از تبریز، «ده بزرگ یا شهری مدرن و بزرگ»؟
ماجرای استقبال متفاوت مردم آذربایجان از سفر ریاست جمهور وقت ایران به آذربایجانشرقی یکی از خاطرات مردم است. میگویند در سفر اول او که با سالهای اول آغاز بهکار هاشمی در پست ریاست جمهوری مصادف شد، با استقبال چندانی از سوی مردم مواجه نشد و روایت میکنند که او از این بیعنایتی دلخور شد.
حتی نقل میکنند که او از تبریز با نامی تحقیرکننده «ده بزرگ» یاد کرده است که البته بعدها این روایت تکذیب شد.
اما وقتی علی عبدالعلیزاده در رأس استانداری قرار گرفت و سرمنشأ اقدامات درخور اقتصادی، عمرانی و تبلیغی شد، در سفر دوم هاشمی رفسنجانی به این خطه، مردم استقبال خوبی از وی کردند و سبب شد تا او بارها زبان به تمجید از آذربایجان، تبریز و مردمش باز کند. حتی نقل میکنند که رضایت او از این استقبال و خونگرمی مردم آذربایجان سبب شد تا اعتبارات بیشتری برای فعالیتهای اقتصادی و عمرانی آذربایجانشرقی اختصاص یابد تا جایی که یکی از جملات و تعابیر هاشمی رفسنجانی از توصیف تبریز بر پیشانی قدیمیترین زیرگذرهای تبریز نقش بست که،«تبریز شهر بزرگ و مدرنی شده است مخصوصاً با این خیابانها و زیرگذرها …».
اشاره هاشمی به اوجگیری فعالیتهای عمرانی در این شهر بود که در رأس آن زوج موفق «عبدالعلیزاده – درویشزاده» قرار داشتند.
در روزگاری که به غیر از تهران و آن هم به صورت محدود و در گذشتههای دور، اصل احداث تقاطعهای غیرهمسطح در دستور کار مدیریت شهری و مدیریت استانی قرار نداشت، با ابتکار عبدالعلیزاده و درویشزاده چندین زیرگذر و روگذر در مراکز پرتردد شهر احداث شد و چهره این شهر را عوض کرد.
احداث این همه تقاطع غیرهمسطح چشم رئیس جمهور وقت را در سفرش به تبریز گرفت و او این عبارت و جمله ماندگار را در توصیف تبریز به کار برد.
اگر تبریز را هم مانند حلبچه بمباران شیمیایی میکردند…!
در شبکههای مجازی فیلم و ویدیویی از سخنرانی هاشمی رفسنجانی منتشر شده که آن مرحوم با نگاهی نگران به دلایل پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و نقش وی در پایان دادن به جنگ، از نام «تبریز» هم یاد میکند.
او با یاد کردن از تبریز در این بخش از سخنرانیاش نشان میدهد که تبریز و آذربایجان چقدر برای او اهمیت داشته است.
علاقه مردم و مسؤولان به شهردار شدن فرزند هاشمی در تبریز
مردم تبریز و مدیران آن، تا حدودی خدمات هاشمی رفسنجانی را در متحول کردن چهره این شهر تائید میکنند که در مقاطع مختلف از نام پسر ارشد او یعنی «محسن هاشمی رفسنجانی» به عنوان کاندیدای تصدی پست شهرداری تبریز نام میبردند.
ماجرای نماینده اصلاحطلب تبریز و هاشمی رفسنجانی
ماجرا از آنجا آغاز شد که این نماینده اصلاحطلب در مصاحبه مفصل خود با عنوان «از بهرمان رفسنجان تا تبریز آذربایجان» که با یکی از نشریات تبریز انجام داد، با انتقاد تند از رویکردهای او و حمله به هاشمی رفسنجانی، سیاستهای او در قبال آذربایجان را زیرسوال برد و از قضا از قبَل این مصاحبه، رأی بالایی هم آورد.
بعدها این حمله و انتقاد از هاشمی از سوی آن نماینده اصلاحطلب ادامه نیافت و با تغییر جبهه و آهنگ رویکرد سیاسی کشور، فتیله انتقادات از هاشمی در استان پایین آمد.
این نماینده حتی بعد از رد صلاحیت هاشمی از سوی شورای نگهبان در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲، به دیدار هاشمی رفته و از او تمجید میکند.
اکبر اعلمی در این باره گفته بود: «در این دیدار صمیمانه نکات و پیشنهاداتی را با ایشان در میان گذاشتم، از جمله اینکه وضع امروز ما نتیجه و محصول تصمیمات و رفتارهای دیروز همه ماست و در گذشته اشتباهات زیادی رخ داده و در نتیجه لازم است منصفانه نسبت به نقد آن اقدام و از اشتباهات گذشته اعلام برائت شود.»
وی در این دیدار پیشنهاد تشکیل حزبی فراگیر را به هاشمی رفسنجانی ارائه کرد و خطاب به او گفت: این روزها برای شما فرصت و ظرفیت جدیدی در میان بسیاری از مردم و حتی و منتقدان سابق شما ایجاد شده و در نتیجه هماکنون میتوانید در چارچوب قانون اساسی موجود، اصلاحات مورد نظر مردم را مطرح و به شیوههای مختلف آن را پیگیری کنید و از این رو پیشنهاد میکنم که با تشکیل یک حزب فراگیر از فرصت ایجاد شده در جهت پیشبرد حقوق و منافع مردم حداکثر استفاده را ببرید.
همین فعال سیاسی که روزی از منتقدان سرسخت او بوده اکنون از وی میخواهد که باز هم به تبریز بیاید و میگوید: شما مسؤولیت مجمعی را عهده دارید که باید مصلحت نظام را کشف کند و اگر مصلحت نظام را مساوی با مصالح کشور و ملت بدانید، لازم است در قالب سفرهای استانی بدون تشریفات مرسوم و پرهزینه و انجام دیدارهای بیپیرایه با اقشار مختلف مردم به کشف مصالح مردم و کشور بپردازید و در این مورد پیشنهاد میشود اولویت اول را به سفر به استانهای آذربایجانشرقی و غربی، اردبیل، زنجان و … قرار دهید!
رفسنجانی، کارگزاران و تبریز
تشکیل «حزب کارگزاران» به لحاظ اینکه در سپهر سیاسی آن زمان یعنی در اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد و در آن بحبوحه تنشها و چالشهای سیاسی، رفسنجانی دست بهکاری زد که فارغ از عملکرد صحیح یا غلط آن، در سالهای بعد خود،کار سیاسی بزرگی بود چرا که تشکیل حزب کارگزاران و رویکرد و تاکید دولت او به تحزبگرایی میتوانست برای آینده به منزله هوای تازه باشد و دیدیم که بعد از این حزب، احزاب دیگری نیز تشکیل شدند.
حزب کارگزاران سازندگی معروف به جناح راست مدرن توسط ۱۶ نفر از اعضای هیات دولت هاشمی رفسنجانی، در آذر ۱۳۷۴ خورشیدی و توسط محفلی از مدیران تأسیس شد که اغلب از سه استان کشور برخاسته بودند، کرمان، اصفهان و یزد اما در ترکیب شورای مرکزی این حزب یک چهره نام آشنای آذربایجانی نیز به چشم میخورد، «اسماعیل جبارزاده»! نماینده وقت مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی که بعدها به سمتهای دیگری نیز رسید.
در آن دوران معروف به دوره «یقه سفیدها» مردان سیاسی و اجرایی بسیاری نیز در آذربایجانشرقی به حزب کارگزاران که هاشمی رفسنجانی پدر معنوی آن شناخته میشد، پیوستند. هنوز هم این حزب در آذربایجانشرقی طرفداران پرو پا قرصی دارد.
به عنوان مثال رئیس شورای حزب کارگزاران سازندگی آذربایجانشرقی حزب کارگزاران و تشکیلات آن را منتسب به هاشمی رفسنجانی دانسته و از او به نیکی یاد کند.
حبیب زمانی با اشاره به اینکه اوایل دهه ۷۰ حزب کارگزاران تشکیل شد و هاشمی رفسنجانی آثار و خدمات بسیار زیادی داشتند، میافزاید: یکی از یادگارهای ایشان ایجاد همین تشکل و کارگزاران سازندگی بود که به حق ایدههای ایشان چراغ راهنمای ما بود و شوراها خط فکری این عالم را دنبال میکنند.
زمانی با بیان اینکه در هر زمان که در تنگنای سیاسی قرار میگرفتیم، از آقای رفسنجانی یاری میجستیم.
با این حال، هاشمی در کنار طرفداران سرسخت خود در آذربایجان، منتقدان تندی نیز داشت که نمونه آن اکبر اعلمی نماینده اصلاح طلب مجلس ششم بود اما و در زمان کنونی نیز برخی مدیران و نمایندگان از منتقدان سرسخت او هستند.
علیرضابیگی استاندار اسبق آذربایجانشرقی نمونهای از آنهاست، او با وجودی که در سال ۶۸ به ریاست جمهوری هاشمی رأی داد اما بعدها از او و رویکرش فاصله گرفت و به دولت احمدینژاد پیوست.
بیگی نماینده فعلی مردم تبریز میگوید: ما هاشمی رفسنجانی را فرمانده جنگ میشناختیم. هاشمی امروز با هاشمی ۶۸ متفاوت است!
او معتقد است:در دوره دوم دولت سازندگی برخی شکافها شکل گرفت که باعث شد تا مردم رویگردان شوند و دولت اصلاحات رأی آورد!
پزشکیان و «هاشمی رفسنجانی»
نایب رئیس فعلی مجلس هم معتقد است در حق «هاشمی رفسنجانی» جفا شد و گروههای تندرو جریانهای مختلف سیاسی به ناحق با او رفتار کردند.
مسعود پزشکیان نماینده مردم تبریز که در دوران هاشمی رفسنجانی یکی از مدیران ارشد استان آذربایجانشرقی بود به نقل خاطرات دوران دانشجویی خود در زمان دولت اول هاشمی و دوران کاری کوتاه خود مقارن با اواخر دولت دوم سازندگی می پردازد و خاطرنشان میکند که با وجود انتقادهایی که به سیاستهای تعدیل اقتصادی و سیاسی هاشمی داشته اما شخصیت سیاسی وی را در خور توجه و تقدیر میداند.
پزشکیان به نقل روایتی از حضور هاشمی رفسنجانی در دانشگاه تبریز میپردازد و میگوید: یک روز آقای هاشمی را به دانشگاه ما – دانشگاه تبریز- دعوت کردند تا سخنرانی کنند. در نهایت مقرر شد در دانشکده ما – دانشکده پزشکی – سخنرانی کنند. همان زمان عدهای دانشجو بر سر در دانشگاه نوشته بودند «خوش آمد ما به رفسنجانی، مرگ بر رفسنجانی» است. به بچهها گفتیم که چرا بدون هماهنگی هاشمی را به دانشکده ما آوردید. بچههای انجمن اسلامی گفتند که احتمال اذیت و آزار ایشان در دانشگاه شما کمتر از هر جای دیگر بوده است.
در روز سخنرانی هاشمی در دانشگاه ما از ابتدای جلسه گروههای چپ سخنرانی را به هم زدند و برخی با چوبهایی که به دست داشتند مراسم را متوقف کردند و جلسه را بر هم زدند. بعد از رفتن هاشمی تحصنها آغاز شد و ۴۸ ساعت بعد حضرت امام پیامی دادند و در نهایت انقلاب فرهنگی شروع شد و دانشگاهها بسته شد.
پزشکیان میافزاید: در دو دولت سازندگی مخالف هاشمی را مخالف پیامبر میخواندند، بعد از رحلت حضرت امام (ره) در دولت و در دوره ریاست جمهوری تعریفهای تند و تیزی از ایشان میکردند نه آن تندرویها علیه وی درست بود نه از این طرف این دست از تمجیدها.
پزشکیان معتقد است: هاشمی آن دوران و این دوران فرقی نمیکرد. هاشمی همان هاشمی بود. نگاه مردم متفاوت شده بود. باز هم تاکید میکنم انتقادهایی در زمینه سیاستهای رفتاری و اقتصادی دولت سازندگی بود اما هاشمی را نباید محدود به آنها دید.
آیتالله مجتهد شبستری و هاشمی رفسنجانی
امام جمعه سابق تبریز را باید در زمره یکی ائمه جمعه اصولگرای کشور قلمداد کرد. رویکردهای تند او نسبت به اصلاحطلبان، احزاب و دولت تدبیر و امید روحانی بر کسی پوشیده نیست. به این ترتیب انتظار میرفت که او نیز در زمره یکی از منتقدان تند هاشمی رفسنجانی باشد اما آیتالله مجتهد شبستری در این زمینه خیلی خوددار بود. هر چند تصاویر زیادی از همنشینی این دو آیتالله در عرصه رسانه وجود ندارد اما به نظر میرسد این دو همیشه احترام هم را حفظ میکردند.
آخرین سفر رسمی هاشمی به تبریز
آخرین سفر رسمی مرحوم هاشمی رفسنجانی به تبریز در دوران استانداری سبحاناللهی و شهرداری عبادالله فتحاللهی بود.
او آن زمان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام بود و در سفر به این شهر از چند طرح عمرانی این شهر مانند آغاز بهکار عملیات اجرایی قطار شهری تبریز، بزرگراه پاسداران و حتی وضعیت حاشیهنشینی تبریز بازدید کرد. پیشرفتهای عمرانی و فیزیکی شهر در آن دوران نیز مورد تمجید وی قرار گرفت.
هاشمی خوب، هاشمی بد!
اینکه آیا هاشمی رفسنجانی عدالت را بین استانهای هم ردیف آذربایجانشرقی مانند کرمان، اصفهان، یزد و … از نظر رشد،توسعه و تخصیص اعتبارات ملی رعایت کند یا نه و اینکه آیا هاشمی رفسنجانی منشأ اقدامات گسترده عمرانی و اقتصادی برای این خطه از کشور بوده یا نه، نیازمند تحلیل و بررسی کارشناسان این رشته است اما بیتردید مردم آذربایجان نگاه سراسر منفی به کارنامه و عملکرد هاشمی رفسنجانی بهویژه در دو دهه اخیر ندارند.
هاشمی رفسنجانی در نهایت در دی ماه ۱۳۹۵ در تهران جان به جانآفرین تسلیم کرد و ایران و آذربایجان را با انبوهی از خاطرات تلخ و شیرین و گنجینهای از اسرار و ناگفتنیها تنها گذاشت.
نگارنده: محمد امین خوش نیت





ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰