به گزارش صریر، اهدای عضو برای حیات دیگران، حیات بخشیدن به بندگان خداست؛ نجات دادن یک خانواده از غم و اندوه فراق حبیب یا اولاد یا سرپرستشان که چشم امید خود را به او دوخته اند. اهدای عضو حیات دادن به یک خانواده و طایفه است که اگر این فرهنگ توسعه پیدا کرده و مرسوم شود باعث حیات دادن به کل جامعه می شود. این عمل باعث می شود جوانان و کلیه افرادی که برای خانواده خود نقش سرپرست و نان آور دارند نجات پیدا کرده و از این راه در واقع یک خانواده از نابودی، اعتیاد و کلیه آسیب های اجتماعی نجات پیدا می کند. نمی توان منکر این واقعیت شد که عمر و زندگی همه انسان ها دست خداست، اما عواملی مانند بهداشت، مراقبت های پزشکی و سبک زندگی افراد بر طول عمر تاثیر زیادی دارد. با این وجود همه اینها تقدیرات الهی است. مرگ افراد بر این اساس به دو نوع اجل حتمی و اجل تقدیری یا معلق دسته بندی می شود که اجل تقدیری وابسته به مقدرات و آن چیزهایی است که خداوند به انسان سپرده است. مسائلی مانند آموزش، بهداشت و نبود آسیب های اجتماعی در جامعه در افزایش عمر افراد یا کاهش آن تاثیر دارد. اهدای عضو هم یکی از عواملی است که بر افزایش طول عمر افراد تاثیر دارد. در گذشته مردم و پزشکان اطلاعی از این ودیعه الهی که خداوند بر اساس حکمتی آن را ایجاد کرده و امکان پیوند اعضا را در انسان ها قرار داده، نداشتند ولی با رشد دانش های بشری این امکان برای حیات بشر ایجاد شد. این امکان را خدا در اختیار بشر قرار داده و باید احیا شود، چنانکه خداوند در آیه ۳۲ سوره مائده می فرماید: «به همین جهت، بر بنیاسرائیل مقرر داشتیم که هر کس، انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد بر روی زمین بکشد، چنان است که گویی همه انسانها را کشته و هر کس، انسانی را از مرگ رهایی بخشد، چنان است که گویی همه مردم را زنده کرده است». کشتن انسان ها در حالی که این روزها آدم کشی برای خیلی ها ارزش شده از سوی خداوند و بر اساس این آیه، در مورد یکی از انسان ها با تمام آنها هیچ تفاوتی ندارد. این روزها آدم کشی توسط گروه هایی مانند داعش یک افتخار محسوب می شود و افراد زیادی از نقاط مختلف دنیا داوطلبانه به این گروه می پیوندند تا آدم ها را بکشند. عربستان هم در یمن آدم کشی راه انداخته و در بحرین، سوریه و کشورهایی از این دست از همه جای دنیا بسیج میشوند تا آدم بکشند. فقهای بزرگ شیعه از این آیه و آیات مشابه آن یک قاعده انتزاع کرده اند که بر اساس آن ریختن خون انسان ها حرام است. یعنی اگر فرد شیعه خون کسی را بریزد نه تنها این کار او مجازات قانونی، دیه و عذاب اخروی به همراه دارد، بلکه در جامعه شیعه هم این رفتار برای خود مجازات های دیگری در پی دارد که کمترین آن قصاص نفس است. این دستورات در میان شیعیان وجود دارد، زیرا شیعه آدم نمی کشد، شیعه خون دیگران را پایمال نمی کند و از سالم ترین انسان هاست.
فرهنگ نجات دادن انسانها
در مقابل این آیه عنوان شده هرکس یک نفر از انسان ها را از مرگ نجات دهد گویی همه انسان ها را نجات داده است. در اینجا هم از آنجا که نجات دادن انسان ها فرهنگ می شود و همه برای کمک به یکدیگر مشارکت می کنند کمتر افراد معتاد میشوند، یکدیگر را اذیت می کنند و مشکلات اجتماعی ایجاد می شود. در این شرایط همه انسان ها بسیج میشوند برای اینکه انسان دیگری را نجات دهند، زیرا میدانند اگر انسان ها کشته شوند روزی در این کشته شدن ها نوبت به خود آنها می رسد. احیای انسان ها رواج پیدا می کند و نشان می دهد حیات انسان ها ارزش دارد. خداوند انسان ها را نیافریده که یکدیگر را بکشند. کشتن حتما به معنای این نیست که فرد از زندگی ساقط شود، بلکه بسیاری از افراد اجتماع عادت کردهاند فقط به خودشان فکر کنند و در این مسیر دیگران را له کرده یا محیط زیست را آلوده میکنند. تفاوت زیادی وجود دارد میان دو جامعهای که در اولی قتل و آدم کشی نهادینه شده و خون آدمها ارزشی ندارد با جامعه ای که به انسان و کرامت انسانی اهمیت میدهد که در آن کشتن یک انسان مانند کشتن همه انسانها و جلوگیری از مرگ یک انسان مانند جلوگیری از مرگ همه انسانهاست. در جامعه اسلامی کرامت و حیات انسان ها با تمام وجود حفظ میشود، در حالی که حقوق بشر هم نتوانسته به این خوبی به حقوق انسانها توجه کند. حقوق بشر در کشورهایی که ادعای رعایت آن را دارند بیش از بقیه کشورها با جنگ و تجاوز نظامی به حریم کشورهای دیگر لگد مال می شود، در حالی که در اسلام رعایت آن به شدت گوشزد شده است. پیامبر اسلام نیز هر زمانی که وارد شهر و دیاری
می شد حتی اگر به بهانه جنگ و نزاع بود بسیار مراقبت می کردند که انسانهای بیگناه در این میان کشته نشوند و بر این مساله تاکید زیادی داشتند. آنها حتی در مورد نابود نکردن درختان و شهر و دیاری که برای جنگ با آنها به آنجا رفته بودند نیز تاکیداتی داشتند و همیشه مواظب بودند تا زنان، کودکان و افراد بی گناه در جنگ کشته نشوند.
اسلام، دین انساندوستی
هدیه عضو یکی از مصدایق بارز این آیه است که حیات بخشیدن به همه انسان ها تلقی می شود. پیوند عضو در حال حاضر به یک علم تبدیل شده و ارزشهای زیادی دارد. در کنار فواید زیادی که به آنها اشاره شد که شامل جلوگیری از نابودی خانواده ها و افزایش نشاط و همبستگی اجتماعی است، می توان از دل این آیه به این نکته رسید که اسلام دین انسان دوستی است، اسلام دین کمک به همنوع است، دین عدالت و شاد بودن همه در کنار هم است. در اسلام حتی بر این تاکید شده که اگر فردی تلاش کند تا دیگری را شاد کند و تبسمی بر لبان او نقش ببندد این بهتر از هزار رکعت نماز است. من در پایان از رسانه ها می خواهم به جای دامن زدن به دعواهای سیاسی و تنش های کشور به مسائلی که ریشه در فرهنگ عمومی داشته و باعث افزایش همبستگی اجتماعی می شود بپردازند. تقویت روحیه کمک به همنوع باید سرلوحه کار رسانه ها باشد.





ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰