وقتی دشمن بی‌صدا اراده ملت‌ها را نشانه می‌گیرد

صریر: جنگ امروز، الزاماً با سلاح و آتش آغاز نمی‌شود. بلکه، بخش مهمی از تقابل‌ها در میدان ادراک، احساس و باورها رقم می‌خورد؛ جایی که «جنگ نرم» شکل می‌گیرد.

صریرنیوز – زهرا ژرفی مهر: جنگ امروز، الزاماً با سلاح و آتش آغاز نمی‌شود. بلکه، بخش مهمی از تقابل‌ها در میدان ادراک، احساس و باورها رقم می‌خورد؛ جایی که «جنگ نرم» شکل می‌گیرد. جنگی آرام و پیوسته که هدف آن نه تخریب فیزیکی، بلکه فرسایش فکری و تضعیف اراده ملت‌هاست. تأکیدات اخیر رهبر معظم انقلاب، بار دیگر ضرورت دشمن‌شناسی و شناخت دقیق سازوکارهای این جنگ خاموش را یادآوری کرد.

دستکاری حقیقت؛ نخستین گام در تسخیر ذهن‌ها

نقطه شروع جنگ نرم، تغییر روایت از واقعیت است. دشمن با بهره‌گیری از دروغ، تحریف، تهمت و شایعه‌پراکنی می‌کوشد تصویری نادرست از وضعیت جامعه ارائه دهد. در این فرآیند، واقعیت نه به‌طور کامل حذف می‌شود و نه همیشه آشکارا انکار؛ بلکه با حذف بخشی از حقیقت و برجسته‌سازی بخشی دیگر، ذهن مخاطب به سمتی خاص هدایت می‌شود.

شایعات معمولاً بر موضوعات حساس اجتماعی تمرکز دارند؛ از معیشت و اقتصاد گرفته تا اعتماد عمومی و آینده کشور؛ خطر زمانی دوچندان می‌شود که بازنشر ناآگاهانه این محتوا، از سوی خود مردم صورت گیرد و جنگ نرم، چهره‌ای اجتماعی به خود بگیرد.

بی‌انگیزه‌سازی جامعه؛ هدف پنهان عملیات روانی

دشمن در جنگ نرم، به‌دنبال تغییر رفتارهای جمعی است و این هدف، از مسیر تضعیف انگیزه‌ها محقق می‌شود. جامعه‌ای که دچار خستگی ذهنی و روانی شود، توان ایستادگی، خلاقیت و پیشرفت را از دست می‌دهد.

کاهش اعتماد اجتماعی، القای ناکارآمدی و ایجاد فاصله میان مردم و ساختارهای تصمیم‌گیر، از نتایج مستقیم این راهبرد است. وقتی امید اجتماعی آسیب ببیند، حتی اقدامات مثبت نیز دیده نمی‌شود و جامعه وارد چرخه‌ای از بدبینی و انفعال می‌گردد.

ناامیدی حساب‌شده؛ فرسایش آرام سرمایه اجتماعی

یکی از پیچیده‌ترین حربه‌ها در جنگ نرم، ناامیدسازی تدریجی است. دشمن با بزرگ‌نمایی مشکلات و نادیده‌گرفتن دستاوردها، چنین القا می‌کند که مسیر پیش‌رو بن‌بست است. تکرار این القائات، به‌مرور حس «بی‌فایدگی تلاش» را در جامعه تقویت می‌کند.

در کنار ناامیدی، تردید نیز کاشته می‌شود؛ تردید نسبت به کارآمدی، نسبت به آینده و حتی نسبت به هویت جمعی؛ این تردیدها اگر مزمن شوند، قدرت تصمیم‌گیری و حرکت اجتماعی را فلج می‌کنند.

شبهه‌افکنی سازمان‌یافته؛ تضعیف بنیان‌های فکری

در لایه‌ای عمیق‌تر، دشمن به سراغ شبهه‌سازی می‌رود. شبهه‌ها اغلب ساده، جذاب و کوتاه‌اند، اما اهدافی جدی را دنبال می‌کنند؛ تضعیف باورهای فکری، اعتقادی و سیاسی مردم را نشانه گرفته اند.

هدف شبهه‌افکنی الزاماً ارائه پاسخ یا نظریه جایگزین نیست؛ بلکه ایجاد نوعی سرگردانی ذهنی است. انباشت شبهات بدون پاسخ، اعتماد فکری جامعه را فرسوده می‌کند. ازاین‌رو، حضور فعال اندیشمندان، نخبگان و رسانه‌های مسئول در پاسخ‌گویی مستدل و قابل فهم، یک ضرورت راهبردی است.

هوشیاری جمعی؛ سپر اصلی در برابر جنگ شناختی

تقویت سواد رسانه‌ای، به معنای توان تحلیل پیام، شناخت منبع و درک نیت پنهان محتوا، مهم‌ترین ابزار دفاعی جامعه است. جامعه‌ای که آگاهانه مصرف رسانه‌ای داشته باشد، کمتر دستخوش هیجان‌های ساختگی و عملیات روانی می‌شود و امکان اثرگذاری دشمن به حداقل می‌رسد.

خودکم‌بینی القایی؛ مقدمه وابستگی و تحقیر

یکی از خطرناک‌ترین نتایج جنگ نرم، غفلت از توانایی‌های ملی است. دشمن با القای ناتوانی و عقب‌ماندگی، می‌کوشد اعتمادبه‌نفس جمعی را تضعیف کند و وابستگی به بیرون را به‌عنوان تنها راه‌حل معرفی نماید.

نادیده‌گرفتن ظرفیت‌های انسانی، علمی و فرهنگی کشور، جامعه را در برابر فشارهای خارجی آسیب‌پذیر می‌کند. در مقابل، باور به توان داخلی و برجسته‌سازی دستاوردها، نقشی کلیدی در خنثی‌سازی این لایه از جنگ نرم دارد.

آگاهی، مهم‌ترین سرمایه در میدان جنگ نرم

جنگ نرم پدیده‌ای مقطعی نیست؛ فرآیندی مستمر و برنامه‌ریزی‌شده است. مقابله با آن، نیازمند دشمن‌شناسی دقیق، امیدآفرینی واقع‌بینانه، پاسخ‌گویی به شبهات و ارتقای سواد رسانه‌ای جامعه است.

در این نبرد خاموش، سرنوشت ملت‌ها نه با حجم تبلیغات دشمن، بلکه با میزان آگاهی، انسجام و اعتمادبه‌نفس درونی آنان رقم می‌خورد. امروز، هوشیاری یک انتخاب نیست؛ ضرورتی برای حفظ آینده است.