فاصله نسل Z با 9 دی ناشی از ضعف روایت است

صریر: یک تحلیل‌گر سیاسی با تأکید بر اهمیت بازخوانی حماسه ۹ دی، گفت : فاصله نسل Z با این واقعه تاریخی بیش از آن‌که ناشی از تفاوت تجربه باشد، نتیجه ضعف روایت و کمبود اطلاع‌رسانی درست است.

سهیلا عباسپور – صریرنیوز: در آستانه سالگرد حماسه ۹ دی و در شرایطی که بازخوانی این رویداد برای نسل جدید بیش از گذشته اهمیت یافته است، برای واکاوی ابعاد مختلف این واقعه تاریخی و بررسی تأثیرات آن بر تحولات سیاسی و اجتماعی کشور، سراغ حجت الاسلام مجتبی نظری، استاد حوزه و دانشگاه تبریز و تحلیل گر مسائل سیاسی رفتیم.

در این گفت‌وگو تلاش کرده‌ایم با نگاهی تحلیلی، به چرایی شکل‌گیری ۹ دی، نقش مردم، رسانه‌ها و نخبگان، و همچنین ضرورت بازخوانی این واقعه برای نسل Z بپردازیم.
به نظر شما مهم‌ترین مؤلفه‌ای که باعث شکل‌گیری رویداد ۹ دی شد چه بود؟

به‌نظر من مهم‌ترین مؤلفه‌ای که باعث شکل‌گیری ۹ دی شد، ولایت بود. یعنی بیعت مردم با ولایت. این بیعت، یک بیعت زبانی و شعاری نبود؛ بیعتی بود «بر سر خون». مردم جان می‌دهند تا ولایت بماند. تفاوت کسانی که در ۹ دی به میدان آمدند با کسانی که مقابل نظام ایستادند همین‌جا بود؛ ولایت‌پذیری واقعی در برابر ولایت‌پذیری صرفاً زبانی. بعد از ۹دی هم دیدیم که چه تحولی در جامعه، مطبوعات و فضای رسانه‌ای توسط برخی نخبگان اتفاق افتاد.

۹ دی چه تأثیری بر روند تحولات سیاسی کشور در آن مقطع گذاشت؟

۹ دی تأثیر جدی و تعیین‌کننده‌ای بر تحولات سیاسی کشور گذاشت. انقلاب اسلامی هویتش بر سه ضلع استوار است: رهبری، اندیشه و مردم. رهبری همان رهبری بود و اندیشه هم همان اندیشه ناب انقلاب؛ مشکل در ضلع مردم و در بحث مقبولیت و جمهوریت ایجاد شده بود که آن هم نتیجه توطئه‌های چندین‌ساله دشمن و تداوم فتنه از سال ۶۸ء۷۸و ۸۸بود.
9 دی این ضلع را ترمیم کرد؛ وحدت مردمی زنده شد، مثلث انقلاب تکمیل شد، نفاق به لانه رفت، هم‌افزایی شکل گرفت و همین مسئله مسیر تحولات سیاسی کشور را تغییر داد.

آیا می‌توان ۹ دی را یک نقطه عطف در کنشگری سیاسی مردم دانست؟ چرا؟

بله، کاملاً. حوادث مهم تاریخ را می‌شود به قبل و بعد تقسیم کرد و ۹دی یکی از همان نقاط عطف است. در تحلیل‌های سیاسی می‌توان گفت قبل از ۹دی و بعد از ۹دی.. بعد از این واقعه، فهم سیاسی مردم، حساسیت آن‌ها نسبت به ارزش‌ها، مقاومت و تاب‌آوری‌شان ارتقا پیدا کرد. ولی‌امر هم در همان مقطع، دقیقاً بر قدرت مردم تکیه و تأکید کرد.

حوادث ۹ دی چه تفاوتی با دیگر تجمعات سیاسی پس از انقلاب داشت؟

تفاوت ۹ دی در این بود که هویت انقلاب به میدان آمد؛ یعنی وحدت مردم با انگیزه الهی. دشمن تمام ظرفیت خود را به میدان آورده بود، از سواره‌نظام تا پیاده‌نظام، وحدت بین معاندین ایجاد کرده بود و از انتخابات سوءاستفاده ابزاری کرده بود تا نظام را با خطر جدی مواجه کند. اگر این روند ادامه پیدا می‌کرد، خدای ناکرده اصل انقلاب به خطر می‌افتاد.
9 دی نشان داد رمز حدوث انقلاب و رمز بقای انقلاب یکی است: وحدت مردم با انگیزه الهی.

مفهوم «بصیرت» که در ارتباط با ۹ دی مطرح می‌شود، چیست؟

بصیرت یعنی دیدن پشت پرده. در ۹ دی مردم با راهنمایی مردان آگاه و عمارهای زمان، دیدند که دست دشمن در کار است و برخی داخلی‌ها هم ناخواسته یا آگاهانه سنگ‌پای آن‌ها شده‌اند. وقتی به پرچم امام حسین(ع) جسارت شد، مردم فریاد زدند که دیگر بحث اختلاف سلیقه نیست، دشمن در کار است و همین بصیرت، مردم را به میدان آورد.

نقش نخبگان سیاسی و رسانه‌ها را در فضای آن روز چگونه ارزیابی می‌کنید؟

در ابتدای ماجرا، هم برخی نخبگان سیاسی و هم رسانه‌های معتقد به نظام انصافاً به‌موقع وارد میدان نشدند. شاید تصورشان این نبود که عملیات دشمن به این وسعت باشد یا قدرت دشمن را به‌درستی برآورد نکرده بودند. اما وقتی متوجه جدی بودن فضا شدند، وارد میدان شدند، تحلیل صحیح را به مردم منتقل کردند و همین تبیین باعث شد مردم تکلیف خودشان را تشخیص دهند و وارد عمل شوند.

آیا بازخوانی ۹ دی برای نسل جوان امروز ضروری است؟

نه فقط ۹ دی، بلکه بازخوانی کل تاریخ انقلاب برای نسل جوان ضروری است. نسلی که تاریخ نداشته باشد، بی‌هویت است و انگیزه‌ای برای دفاع ندارد. رسانه‌ها باید همان‌طور که دفاع مقدس را به نسل جدید منتقل کردند، تاریخ انقلاب، مظلومیت نظام اسلامی و جبهه مقاومت را هم منتقل کنند. اگر حقیقت درست منتقل شود، نسل جدید می‌تواند مثل نسل قبل و حتی بهتر از آن، از پرچم حقیقت دفاع کند.

نظر می‌رسد نسل Z ارتباط عاطفی و ذهنی کمتری با ۹ دی دارد؛ آیا این فاصله ناشی از تفاوت تجربه است یا ضعف روایت؟

به‌نظر من این مسئله کاملاً طبیعی است و بیش از آن‌که ناشی از تفاوت تجربه باشد، ناشی از ضعف روایت است. نسل Z اطلاعات کافی و روایت دقیقی از واقعه ۹ دی دریافت نکرده است؛ نه در رسانه‌ها، نه در فضای آموزشی و نه از سوی نخبگان و اساتید آن‌طور که باید.

وقتی واقعه‌ای درست روایت نشود، طبیعی است که ارتباط عاطفی و ذهنی هم شکل نگیرد. اگر یک جریان جدی «جهاد تبیین» در مدارس و دانشگاه‌ها شکل بگیرد، مستندات آن دوران به‌درستی منتشر شود و روایت دقیق و صادقانه ارائه شود، هم ارتباط ذهنی و هم ارتباط عاطفی نسل جدید با ۹ دی برقرار خواهد شد. این فاصله، فاصله نسلی نیست؛ فاصله روایتی است.

اگر فضای مجازی امروز در سال ۸۸ وجود داشت، چه تغییری در روند حوادث ایجاد می‌کرد؟

فضای مجازی هم فرصت است و هم تهدید. اگر آن زمان فقط دشمن از این فضا استفاده می‌کرد و ما حضور نداشتیم، قطعاً انقلاب به مشکل می‌خورد. اما امروز ما هم از این فضا برای تبیین استفاده می‌کنیم.
مشکل اصلی، کمبود سواد رسانه‌ای است. بمباران اطلاعاتی می‌تواند نسل جدید را در تشخیص حق از باطل دچار خطا کند. همان‌طور که نهضت سوادآموزی راه افتاد، امروز هم نیاز به نهضت سواد رسانه‌ای داریم.

مهم‌ترین درس ۹دی برای سیاست‌گذاران امروز چیست؟

مهم‌ترین درس، وحدت است. اختلاف سلیقه و نقد اشکالی ندارد، اما تبدیل نقد به انتقام، نظام را دچار مشکل می‌کند. اگر سیاست‌مداران افراطی عمل کنند و اختلاف را به دشمنی تبدیل کنند، ممکن است همان تجربه تلخ تکرار شود. سیاست‌گذاران باید از ۹ دی عبرت بگیرند و اختلاف‌ها را مدیریت کنند، نه تشدید.

رسانه‌ها امروز چه وظیفه‌ای در روایت ۹دی دارند؟

رسانه‌ها نباید بگذارند تاریخ فراموش شود. باید روایت درست، مستند و صادقانه ارائه دهند. نه پنهان‌کاری و نه تحریف. حقیقت چیزی است که وقتی روشن شود، خودش را نشان می‌دهد. روایت درست، هم بصیرت می‌سازد و هم مانع شبهه‌افکنی دشمن می‌شود.

برخی می‌گویند ۹ دی نیازمند بازنگری و گفت‌وگوی بیشتر است؛ نظر شما چیست؟

گفت‌وگو و تحلیل اشکالی ندارد؛ اتفاقاً اگر با قواعد منطق و با هدف کشف حقیقت باشد، مفید است. تعدد قرائت تا زمانی که علم و یقین حاصل نشده طبیعی است؛ اما وقتی برهان آمد و حقیقت روشن شد، دیگر نمی‌شود حقیقت را پنهان یا انکار کرد. ۹ دی حقیقت مظلومیت نظام و دست دشمن را آشکار کرد.

برخی معتقدند زمینه شکل‌گیری راهپیمایی ۹ دی با فضای ناامنی آن مقطع هم مرتبط بود؛ از سوی دیگر، بی‌اعتمادی بخشی از جامعه نسبت به نتایج انتخابات نیز مطرح است. نظر شما در این‌باره چیست؟

به‌نظر من ناامنی به آن معنا و شدتی که بتواند عامل اصلی حضور مردم در ۹ دی باشد وجود نداشت. اتفاقاً اگر ضریب ناامنی خیلی بالا بود، مردم اصلاً به خیابان‌ها نمی‌آمدند. ممکن است برای برخی افراد، فضای ناآرام یک انگیزه جانبی ایجاد کرده باشد، اما این عامل تعیین‌کننده نبود.

نکته اصلی این است که ماجرا صرفاً اختلاف دو گروه سیاسی یا بحث ساده انتخابات و تقلب نبود. آنچه در آن مقطع جریان داشت، یک عملیات سازمان‌یافته دشمن بود که از موضوع انتخابات به‌عنوان «شعار» استفاده کرد، در حالی که عمق ماجرا چیز دیگری بود. انتخابات هیچ ربطی به عاشورا، پرچم امام حسین(ع) و هویت دینی مردم ندارد، اما کار به جایی رسید که به مقدسات و ارزش‌های دینی جسارت شد. همین‌جا بود که مردم متوجه شدند مسئله فقط بی‌اعتمادی انتخاباتی نیست، بلکه هویت دینی و انقلابی هدف قرار گرفته است. نحوه روایت رسانه‌های معاند، نوع عملیات روانی و حتی شیوه کشته‌سازی و برجسته‌سازی وقایع، همگی نشان می‌داد که با یک اختلاف سیاسی معمولی مواجه نیستیم.

بنابراین بی‌اعتمادی اولیه برخی اقشار به نتایج انتخابات قابل بحث و بررسی است، اما حضور میلیونی مردم در ? دی بیش از هر چیز ناشی از تشخیص ماهیت واقعی ماجرا و احساس خطر نسبت به ارزش‌ها، ولایت و اصل انقلاب بود؛ نه صرفاً واکنشی به ناامنی یا اختلاف سیاسی.

اگر بخواهید ۹ دی را در یک جمله برای مخاطب امروز توصیف کنید، چه می‌گویید؟

۹ دی روزی بود که مردم با بصیرت و انگیزه الهی، حول ولایت جمع شدند، دست دشمن را رو کردند و انقلاب را از یک خطر جدی نجات دادند.