“غربت ادبا” در اعماق “مقبره الشعرا”!

صریر: سال‌ها از فاجعه «جراحت تاریخ» در سایت تاریخی «مقبره‌الشعرا»ی تبریز، به بهانه بازسازی و مرمت این مجموعه می‌گذرد.

احد نقش شور – صریرنیوز: سال‌ها از فاجعه «جراحت تاریخ» در سایت تاریخی «مقبره‌الشعرا»ی تبریز، به بهانه بازسازی و مرمت این مجموعه می‌گذرد، اما همچنان صدای حزین و «ناله‌گون» مفاخر و ادبا‌ی قدیم و معاصر تبریز و آذربایجان، از اعماق این مجموعه به گوش می‌رسد.
در عمق گورستان تاریخی و قدیمی سرخاب که به مقبره الشعرا ایران شهره است، مدت هاست که دیگر، نشانی از مزارها و مقبره های بزرگانی که از قدیم الایام تاکنون در این خاک زرخیز و هنرپرور آرمیده اند، دیده نمی شود؛ غیر از مزار استاد “شهریار” که تنها مقبره در معرض دید مقبره الشعرا محسوب می شود.
دیگر اثری از مزار دیگر مفاخر ادبی، فرهنگی، هنری، عرفانی و علمی مدفون در این سایت دیده نمی شود، تنها چند مقبره غریب مانده و یالقیز در اعماق مقبره الشعرا، به عنوان سند روشنی از بی تدبیری و شاید، بی کفایتی های مدیریتی در عمق تاریخ، هویت و فرهنگ تبریز و آذربایجان!
دلریش‌ترین تصویری که می توان از مقبره‌الشعرا سلاخی شده و همچنان زخمی، پیش روی مخاطبان و دوستداران فرهنگ، هنر و تاریخ این مرز و بوم نمایش داد، تصویر غریبی و تنهایی بزرگان، مفاخر و اساتید فقیدی همچون، عزیز دولت آبادی، علی نظمی تبریزی، علی پدیده، علی حریرچی، جواد آذر، ثقه الاسلام و مفاخر و بزرگان معاصر دیگری است که قربانی اجرای طرح توسعه و بازسازی مجموعه ای شده اند که پس از سال‌ها، هنوز “خواجگان” مدعی تیمارداری و خادمی، “در فکر نقش ایوان” مقبره‌الشعرا هستند و کماکان توجهی به مناسب‌سازی مقبره بزرگان و مفاخر آرمیده در اعماق مقبره‌الشعرا ندارند!
مقبره الشعرا با محوطه‌ای نامتقارن و ناهمگون، محیط و ماهیت فرهنگی، هنری، تخریب‌های گسترده در جای جای بخش‌های بازسازی شده موسوم به صفه‌های شمالی و جنوبی، تبدیل شدن فضای بیرونی صفه‌ها به محل بازی و تفریح، ترک‌ها و ریزش های متعدد سقف محوطه داخلی، وفور نشانه‌های تخریب گسترده در دیوارها و بدنه المان، رهاسازی مصالح و تجهیزات ساختمانی در بخش‌های مختلف محوطه همچنان بلاتکلیف و زخمی است.
همچنین دیوارنویسی‌های وندالیستی بر بدنه المان و دیگر بخش‌های جدید و قدیم محوطه و در یک کلام، تخریب تدریجی و خاموش مقبره‌الشعراء تبریز، از جمله قصورها و بی‌توجهی‌های مدیران و کسانی است که همواره دم از پاسداشت و تکریم مقام شامخ مفاخر و در راس همه این‌ها، “شهریار” می‌زنند؛ اما طی ۲۰ سال گذشته و حتی همین یکی، دو سال اخیر، از تعیین تکلیف پروژه بازسازی، مرمت و بهسازی درون و بیرون مجموعه مقبره‌الشعرا عاجر مانده‌اند!
خیلی دلمان می‌خواست، با دیدن مقبره‌الشعراء مرتب، نو نوار شده، آبرومند و زیبا و توسعه یافته از منظر عمرانی، فضای سبز، زیباسازی و برگزاری تورها و بازدیدها و رویدادهای فرهنگنی در درون و بیر ون و پیرامون آن، به “حافظیه و سعدیه” شیراز فخر بفروشیم و باورمان شود که در این شهر و استان، هستند مدیران دلسوزی که “مقبره‌الشعرا” را نه برای بهره برداری های سیاسی و شخصی؛ بلکه برای “عزیزی” فراموش شده این مجموعه غریب و همیشه زخمی می خواهند.
به راستی غیرت ما تبریزی ها و متولیان فرهنگی شهر کجا رفته است که مقبره الشعراء تبریز، همچون “افلیج فرهنگی، هنری” به تمام معنا، بر سر شهریار و ادبائی که در پستوی پروژه سوداگرانه مدیران شهری و متولیان فرهنگی غریب افتاده اند، در حال فروپاشی تدریجی است؟