نمایش «منطق‌الطیر» نگاه عمیق به میراث ادبی ایران دارد

صریر: کارگردان هنرهای نمایشی گفت: جسارت کارگردان در انتخاب متنی عرفانی و سترگ چون منطق‌الطیر نشان از دغدغه‌مندی و نگاه عمیق او به میراث ادبی ایران دارد.

صریرنیوز: رسول امامی، نویسنده و کارگردان هنرهای نمایشی تبریز در یادداشتی تحلیلی بر نمایش «منطق‌الطیر» نوشت: روز دوشنبه ۱۵ دی‌ماه فرصتی دست داد تا به تماشای نمایشی ارزشمند بنشینم؛ نمایشی که پس از سال‌ها فرقت و فترت در صحنه‌ی تئاتر استان آذربایجان شرقی، بار دیگر معنای واقعی «نمایش» را به مخاطب یادآوری کرد. اثر ۸۰ دقیقه‌ای برگرفته از شاهکار عرفانی عطار نیشابوری، به نویسندگی و کارگردانی دوست عزیزم هادی ولی‌پور، تجربه‌ای بود که توانست هم از حیث هنری و هم از منظر فنی، مخاطب را درگیر و همراه سازد.

آنچه بیش از هر چیز در این اجرا به چشم می‌آمد، استفاده‌ی نمادین و هوشمندانه از نور، رنگ و صوت بود؛ عناصری که نه تنها زیبایی بصری و شنیداری ایجاد می‌کردند، بلکه بار معنایی و نمادین اثر را نیز تقویت می‌نمودند. نورپردازی و ترکیب رنگی در لحظات کلیدی، به پویایی صحنه و انتقال حس‌های عرفانی کمک می‌کرد و موسیقی متن، با انتخاب دقیق و زمان‌بندی حساب‌شده، فضای خوف و رجا را به شدت تاثیرگذار می‌ساخت.

پویایی تمامی پرندگان و آمادگی بدنی بازیگران، نشان از تمرین‌های جدی و انسجام گروهی داشت. هیچ شخصیت منفعل یا کم‌تحرکی در صحنه نبود؛ همه بازیگران، حتی در نقش‌های کوچک، حضوری فعال و زنده داشتند. حرکات ریز و درشت آنان، از ژست‌های کوچک تا حرکت‌های بزرگ، کاملاً در خدمت روایت بود و حرفه‌ای اجرا شد. این هماهنگی چشمگیر، نتیجه‌ی کار گروهی منسجم و مدیریت دقیق کارگردان بود.

روایت‌های متواتر و پیوسته، مخاطب را در مسیر معنوی داستان همراه می‌کرد و مانع از گسست روایت می‌شد. جابجایی صحنه‌ها توسط خود بازیگران، به شکلی غیرمحسوس و در دل اجرا انجام می‌شد و این ابتکار باعث شد مخاطب هیچ‌گاه از فضای داستان جدا نشود. در میان بی‌نظمی ظاهری حرکات، نظمی زیبا و برنامه‌ریزی‌شده دیده می‌شد که یادآور سبک «کانسپچو آل آرت» بود؛ تلفیقی از بی‌نظمی و نظم که به نمایش جلوه‌ای مدرن بخشید.

از دیگر نقاط قوت اثر، جسارت کارگردان در انتخاب متنی عرفانی و سترگ چون منطق‌الطیر بود؛ انتخابی که نشان از دغدغه‌مندی و نگاه عمیق او به میراث ادبی ایران دارد. این جسارت، نمایش را از سطح سرگرمی فراتر برد و آن را به تجربه‌ای معنوی و فکری بدل ساخت. تلفیق سنت و مدرنیته، با بهره‌گیری از عناصر کلاسیک و تکنیک‌های مدرن، پلی میان گذشته و امروز ایجاد کرد و مخاطب امروز را با متنی کلاسیک پیوند داد.

در نهایت، نمایش به گونه‌ای طراحی شده بود که مخاطب نه تنها تماشاگر، بلکه همراه سفر پرندگان به سوی سیمرغ باشد. این تعامل، تجربه‌ای عمیق‌تر و ماندگارتر ایجاد کرد و نشان داد که تئاتر می‌تواند همچنان روح جمعی را برانگیزد و مخاطب را به اندیشیدن و همراهی فراخواند.

اما در پایان، تأسف‌بار است که چنین اثر فاخری که با دیدی کاملاً هنری و دغدغه‌مند ساخته و به صحنه برده شده، آن‌گونه که باید مورد حمایت مسئولان قرار نمی گیرد. این در حالی است که آقای ولی‌پور می‌توانست با اندکی تغییر مسیر، از این نمایش هنری که بر مبنای ساختار اصولی یک نمایش استاندارد ساخته شده، یک اثر کاملاً تجاری و پول‌ساز تولید کند؛ کافی بود تمامی تحرکات پرندگان را به رقص و آوازهای نامتعارف و در عین حال وصله‌ی ناجور بدل کند.

با این حال، آنچه مانع شد، تعهد اخلاقی، تخصص کاری و پایبندی او به آموزش‌محور بودن اثر بود؛ تعهدی که هم در بُعد فنی و هم در بُعد محتوایی، ارزش نمایش را چند برابر کرد و آن را به تجربه‌ای اصیل و ماندگار بدل ساخت.