وقتی غفلت، اصالت معماری ایرانی-اسلامی را با گچ و سیمان میپوشاند!
صریر: مصاحبه ها و یادداشت خای اخیر منتشر شده در صریرنیوز، پرده از یک فاجعه پنهان برمیدارد «مرمتهایی که در پوشش حفاظت، در حال نابودی اصالتاند.»
مرتضی شفیعی – صریرنیوز: آذربایجان، گنجینهای از تاریخ است که در قلب خود، شاهکارهایی چون مسجد کبود تبریز، فیروزه جهان اسلام، و مسجد جامع مرند، کهنسالترین لایه معماری اسلامی شمالغرب را جای داده است. این بناها فقط سنگ و کاشی نیستند؛ آنها هویت، امضای یک دوره تاریخی و سند زنده هنر ملی ما هستند. اما گویی در دهههای اخیر، متولیان این گنجینه، رسالت اصلی خود را فراموش کردهاند و تبدیل به بزرگترین تهدید برای خود آثار شدهاند.
مصاحبه ها و یادداشت های اخیر منتشر شده در صریرنیوز، پرده از یک فاجعه پنهان برمیدارد «مرمتهایی که در پوشش حفاظت، در حال نابودی اصالتاند.»
معماری قربانی «تجربه شخصی» شد
نکته تکاندهنده این است که مداخله در این آثار، نه بر اساس یک طرح علمیِ مصوب، بلکه بر اساس «قضاوتهای سطحی» و «تجربه شخصی» افراد کمتجربه انجام شده است. این یعنی، ما به جای متخصص، به نیروی غیرمتخصص اعتماد کردهایم. آیا مرمت یک اثر شاخص، که حاصل قرنها ظرافت هنری است، میتواند با درمان یک سرماخوردگی ساده اشتباه گرفته شود؟
وقتی بنایی را که باید با میکروسکوپ و تحلیل شیمیایی محافظت شود، با نگاهی صرفاً «تزئینی» ترمیم میکنند، دیگر نباید تعجب کرد که چرا تعادل بصری و کهنگی سطح اثر برهم میخورد. در مسجد کبود، کاشیهای سردر با ملاطهایی جایگزین شدهاند که نه تنها هماهنگ نیستند، بلکه به طور فیزیکی اصالت بنا را زیر سوال میبرند. در مرند نیز، محراب نفیس گچی، زیر سنگینی یک «بازسازی بیش از حد» له شده است.
نقض آشکار منشورهای بینالمللی؛ میراث ما، حراج شد!
اصول پذیرفته شده جهانی (مانند منشور ونیز و نارا) بر اصل «کمترین مداخله» و «حفاظت از اصالت مادی» تأکید دارند. اما در آذربایجان شرقی، انگار این منشورها فقط برای بایگانیهای دانشگاهی نوشته شدهاند! رویکرد غالب، «بازسازی نمایشی» است؛ تلاشی ناامیدانه برای نو نشان دادن یک اثر تاریخی، که در واقع اصالت آن را به تاراج میبرد.
سؤال اینجاست، آیا میراث فرهنگی استان، از فرآیند پژوهش، مستندسازی و ارزیابیهای علمی که باید پیش از هر کلنگی، انجام شود، صرف نظر کرده است؟ پاسخ تلخ است: بله. ما اکنون اسناد دقیقی از وضعیت پیش از مرمت نداریم؛ یعنی **فردا اگر بخواهیم اشتباهات امروز را اصلاح کنیم، هیچ مرجع علمی برای بازگشت نخواهیم داشت.
هشدار نهایی؛ زمان اقدام انقلابی است
این وضعیت دیگر یک «اشتباه فنی» نیست؛ این یک «بیاعتنایی سیستماتیک به هویت فرهنگی» است. اداره کل میراث فرهنگی استان باید بداند که این بناها متعلق به یک دوره مدیریتی خاص نیستند که بتوان با سلیقه شخصی میراث آنها را دستکاری کرد.
آنچه باید فوراً اتفاق بیفتد؛
۱. توقف فوری مداخلات غیرعلمی: تا زمانی که طرح مرمت تخصصی مبتنی بر مطالعات باستانسنجی و علمی تدوین نشده، هیچ قلمی نباید به این آثار بخورد.
۲. تشکیل شورای عالی نظارت: باید یک شورای علمی مستقل از متخصصین طراز اول کشور، مسئولیت نظارت بر این پروژهها را بر عهده بگیرد تا جلوی «مرمتهای سلیقهای» گرفته شود.
۳. بازبینی و مستندسازی: تیمهای بیطرف باید فوراً دخل و تصرفات اخیر را بررسی و بخشهایی که موجب تخریب اصالت شدهاند، مشخص و برای اصلاح برنامهریزی کنند.
ما دیگر فرصت نداریم که منتظر بمانیم تا «فیروزه جهان اسلام» زیر دست کسانی که هنر مرمت را در کارگاههای سفالگری محلی خلاصه میکنند، نابود شود. آقایان میراث فرهنگی استان، حفظ تاریخ، وظیفه است، نه یک فعالیت اختیاری!





ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰