سرمایه‌گذاری یا سوء‌برداشت از آن؛

وقتی سازمان سرمایه‌گذاری، خودش سرمایه‌گذار می‌شود!

صریر: متأسفانه در تبریز، این مرز روشن میان «سرمایه‌گذاری» و «پیمانکاری» به‌طرز نگران‌کننده‌ای در حال محو شدن است.

مرتضی شفیعی / صریرنیوز: در ادبیات توسعه شهری، «سرمایه‌گذاری» مفهومی استراتژیک، مبتنی بر مشارکت، اعتمادسازی و خلق ارزش افزوده است. سرمایه‌گذاری، یعنی دعوت از بخش خصوصی برای ورود به پروژه‌هایی که شهر را متحول می‌کنند؛ نه استفاده از بودجه عمومی برای خرید تجهیزات و اجرای پروژه‌هایی که نه مشارکتی‌اند، نه مولد، و نه در شأن نهادی که باید موتور محرک توسعه اقتصادی شهر باشد.

اما در تبریز، این مرز روشن میان «سرمایه‌گذاری» و «پیمانکاری» به‌طرز نگران‌کننده‌ای در حال محو شدن است. تازه‌ترین نمونه، اظهارات داود باغی، مدیرعامل سازمان سرمایه‌گذاری و مشارکت‌های مردمی شهرداری تبریز است که با افتخار از خرید، نصب و راه‌اندازی ۱۲ دستگاه تجهیزات شهربازی به ارزش ۹۰۰ میلیارد ریال خبر داده است. پروژه‌ای که نه تنها هیچ نشانی از جذب سرمایه‌گذار ندارد، بلکه دقیقاً خلاف مأموریت ذاتی این سازمان است.

سازمانی که باید تسهیل‌گر باشد، چرا مجری شده است؟

سازمان سرمایه‌گذاری، به‌جای آن‌که بستر مشارکت را فراهم کند، خود وارد میدان اجرا شده است. خرید تجهیزات شهربازی، انتشار مناقصه، نصب و راه‌اندازی مستقیم، همه نشانه‌هایی است از یک سوء‌برداشت عمیق است. اینکه سرمایه‌گذاری یعنی خرج کردن پول شهرداری برای پروژه‌هایی که می‌توانستند با مشارکت بخش خصوصی انجام شوند.

این اقدام نه تنها ظرفیت‌های مالی و اجرایی سازمان را درگیر پروژه‌ای کم‌اثر می‌کند، بلکه پیام خطرناکی به سرمایه‌گذاران می‌فرستد که «شهرداری خودش همه‌چیز را می‌سازد، نیازی به شما نیست!» چنین رویکردی، فضای رقابتی را از بین می‌برد، اعتماد بخش خصوصی را تضعیف می‌کند و در نهایت، فرصت‌های بزرگ توسعه‌ای را از شهر می‌گیرد.

شهربازی، نه مسئله استراتژیک، نه اولویت سرمایه‌گذاری

هیچ‌کس منکر نیاز شهروندان به فضاهای تفریحی نیست. اما آیا خرید چرخ‌فلک و قطار ریلی خانوادگی، آن‌هم با بودجه عمومی، باید در صدر اقدامات سازمان سرمایه‌گذاری باشد؟ آیا در سالی که به نام «سرمایه‌گذاری برای تولید» نام‌گذاری شده، صرف ۹۰۰ میلیارد ریال برای تجهیز شهربازی، آن‌هم بدون مشارکت بخش خصوصی، مصداق سرمایه‌گذاری است یا مصرف منابع؟

جالب تر این که مکان نمایی ایجاد این شهربازی بدون پیوست فرهنگی در منطقه ارم تبریز بعنوان منطقه کم تر شناخته شده از منظر گردشگری شهری و اقشاری محروم و کم درآمد جامعه است که شهربازی اولویت آخر در این منطقه از تبریز بشمار می آید و تامین زیرساخت ها اهمیت بسزایی دارد.

اگر قرار است شهربازی جدیدی احداث شود، بهترین فرصت برای جذب سرمایه‌گذار، طراحی یک بسته مشارکتی شفاف، رقابتی و سودآور بود. اما سازمانی که باید طراح این بسته‌ها باشد، خود به پیمانکار تبدیل شده است. این یعنی جابجایی نقش‌ها، یعنی عقب‌نشینی از مأموریت اصلی، و یعنی گرفتار شدن در روزمرگی اجرایی.

از این دست اقدام می توان به تجهیز یک کارواش که می تواند توسط چند جوان جویای کار با تسهیلات بانکی خرد انجام شود را هم اضافه کنید که مستقیم توسط این سازمان در حال انجام است خود گویای عدم توانایی مدیریت نابلدی است که در حال رزومه سازی از جیب شهروندان است تا جذب سرمایه شهروندان برای ایجاد ارزش افزوده و ساخت مگا پروژه هایی همچون برج تجارت جهانی یا لاله پارک…

مسئولیت شهردار در این میان چیست؟

در این میان، نمی‌توان از نقش شهردار تبریز نیز چشم پوشید. انتخاب مدیری که درک روشنی از مفهوم سرمایه‌گذاری ندارد، و عملکردش با شعارهای توسعه‌محور شهرداری در تضاد است، مسئولیتی است که مستقیماً متوجه شخص شهردار است. نمی‌توان از یک سازمان انتظار تحول داشت، وقتی سکان آن در دستان کسی است که سرمایه‌گذاری را با خرید تجهیزات شهربازی اشتباه می‌گیرد.

شهردار تبریز بارها از لزوم مشارکت بخش خصوصی و تسریع در اجرای پروژه‌های نیمه‌تمام سخن گفته است. اما وقتی سازمان سرمایه‌گذاری، به‌جای جذب سرمایه‌گذار، خود وارد اجرای پروژه‌های خرد می‌شود، این سخنان بیشتر شبیه به شعارهایی بی‌پشتوانه‌اند تا راهبردی عملیاتی.

تبریز، شایسته سرمایه‌گذاری واقعی است

تبریز، با پیشینه تاریخی، ظرفیت‌های اقتصادی و موقعیت ژئوپلیتیک خود، شایسته پروژه‌های بزرگ، مشارکت‌های بین‌المللی و خلق ثروت پایدار است. نه صرف بودجه عمومی برای تجهیز شهربازی، نه اجرای پروژه‌هایی که می‌توانستند با مشارکت انجام شوند، و نه گزارش‌هایی که به‌جای شفافیت، پر از واژگان زیبا و بی‌مصداق‌اند، نمی‌توانند این شهر را به جایگاه شایسته‌اش برسانند.

سازمان سرمایه‌گذاری باید بازتعریف شود. باید از نقش مجری خارج شود و به جایگاه واقعی خود بازگردد. تسهیل‌گر، طراح فرصت، و جذب‌کننده سرمایه. و این بازتعریف، نیازمند تغییر نگاه، ساختار، و البته، مدیرانی است که سرمایه‌گذاری را بفهمند؛ نه فقط خرج کردن را.