شجاع و شریف؛ مثل “محمد” …
صریر: بامداد ۹ آبانماه سال ۹۹، برای اهالی فرهنگ، هنر و رسانه تبریز و آذربایجانشرقی، بامدادی تلخ و جانکاه بود، روزی که کرونا لعنتی، به طرفه العینی باورنکردنی، “محمد محمدپور” مدیرکل نجیب و دوست داشتنی فرهنگ و ارشاد را بهشتی کرد!
احد نقش شور – صریرنیوز: بامداد ۹ آبانماه سال ۹۹، برای اهالی فرهنگ، هنر و رسانه تبریز و آذربایجانشرقی، بامدادی تلخ و جانکاه بود، روزی که کرونا لعنتی، به طرفه العینی باورنکردنی، “محمد محمدپور” مدیرکل نجیب و دوست داشتنی فرهنگ و ارشاد را بهشتی کرد!
در عصری که قاطبه مدیران، ابر و باد و مه و خورشید و فلک را به کار می گیرند، به امدادهای غیبی چنگ می زنند و با آویزان شدن به لابی های متعدد و متنوع، تلاش می کنند تا چند صباحی بیشتر به صندلی مدیریت خود بچسبند و در بازی های پیدا و پنهان “تاج و تخت” نقش بله قربان گوهای رام و مطیع را بازی میکنند.
مرحوم “محمد محمدپور”، از آن دست مدیران شریف و شجاع کمنظیری بود که به هیچ روی، وابسته و دلبسته میز و دفتر و دستک نشد و هیچ اقتضاء و شهوت قدرتی هم نتوانست او را تغییر دهد.
او که خود، یکی از حامیان آزادی حرفه ای روزنامه نگاران و رسانهها در بیان دیدگاه های انتقادی و مطالبه گری بود و حتی صابون نقد رسانه ها به تنش خورده بود، زمانی که تحت فشار استاندار وقت قرار گرفت تا به زعم آنان، جلوی رسانه ها و روزنامهنگاران منتقد و مطالبهگر را بگیرد و مهارشان کند تا نقدی و سؤالی در رسانه ها علیه مدیران پرمدعای استان منتشر نشود، با قدرت و صلابت در برابر این فشارهای فرمایشی و دستوری استاندار ایستاد و دفاعی تمامقد و مردانه از جریان نقدهای رسانه ای و روزنامه نگاران کرد و صراحتا گفت: ” تا وقتی من مدیرکل ارشاد هستم، مانع نقادی رسانهها نخواهم شد”!
مرحوم محمدپور حتی داوطلبانه و با شجاعت، خود و حوزه مدیریتیاش را در معرض نقدهای رسانهای قرار داد و از خودش شروع کرد تا جریان نقادی در این حوزه را نهادینه کند؛ اما زمانی که فشارهای سیاسی بر وی به واسطه همین خرق عادت افزایش یافت، ترجیح داد در دوقطبی “ذبح ناجوانمردانه رسانه” و “شجاعت کنار رفتن” از مسؤولیت، راه اسلاف خود را نرود و استعفاء کند!!
استعفانامه محمدپور که در ۱۸ خردادماه ۱۳۹۹، چند ماه قبل از فوت نابهنگامش تسلیم وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی وقت، که اتفاقا همین “سید عباس صالحی”، بود، شد و طی آن به جای مظلومنمایی که این روزها عادت برخی شده، به صراحت، دلایل استعفای خود را “بی مهری ها از سوی مدیریت ارشد استان” نسبت به خود و “عدم تحمل و صبوری در مقابل نقد رسانه ها” عنوان کرد، سندی درخشان، تاریخی و قابل تحسین در اعتقاد و ارج گذاری آن مرحوم به جایگاه و شأن رسانه هاست که به وقت مقتضی منتشر خواهد شد.
هرچند این استعفاء با تک جملهای در حاشیه آن از سوی وزیر ارشاد “وتو” شد و “عباس صالحی” با بیان این جمله که “حالا چه وقت رفتن است؟ ما شما را تازه پیدا کردهایم”، محمدپور را از این تصمیم منصرف کرد؛ اما چه کسی است که نداند، همان فشارها، بعد از “استعفای خردادی” او، همچنان ادامه یافت، درست مثل دفاع تمام قد او از رسانهها تا آخرین لحظه عمر پربار؛ اما کوتاهش …
۵ سال قبل، در بامداد ۱۰ آبان ماه ۱۳۹۹، شریفترین مدیرکل تاریخ فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجانشرقی، با جهانی از ناگفتهها و برنامههای تحول گرایانه، از میان ما رفت و ما همچنان، در حسرت جای خالی او و امید به تکثیر نسل چنین مدیرانی روزگار می گذرانیم؛ ما، ۵ سال است که همچنان عزاداریم.





ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰