بلاگرهایی که اشتباهی وارد صحنه تئاتر شدهاند!
صریر: درست است که اوضاع اقتصادِهنر به ویژه تئاتر در استان تعریفی ندارد، اما این دلیل نمیشود که عرصه را به بلاگرهای بیهنری واگذار کنیم که قداست صحنه تئاتر را با دیالوگهای خاص مجازی؛ به سوی بلاهت، تحقیر و ابتذال بکشند.
مرتضی شفیعی – صریرنیوز ، تماشای تئاتری که نه میزانسن درست، واضح و جالبی و نه به لحاظ فنی، چارچوبِ حرفهایِ تعریف شدهای داشته باشد، برای هر مخاطبی زجرآور است. اگر دیالوگهای مبتذل، کوچهبازاری و اینستاگرامی! بازیگران را هم به این موضوع اضافه کنیم، خواهید فهمید که تحمل دو سه ساعت نشستن بر صندلی سالن و تماشای نمایشی به اصطلاح طنز به نام «نه وار نه یوخ»؛ شکنجه روح و روان مخاطب جدی تئاتر محسوب می شود.
حضور بلاگرهای نامآشنا در صحنه تئاتر، که ظاهرا با هدف افزایش تعداد مخاطبان و فروش بلیط بیشتر صورت میگیرد، شاید در نگاه اول به لحاظ اقتصادی اقدامی خوب و مثبت تلقی شود؛ اما هنرمندان و اساتید عرصه تئاتر، چنین نظری ندارند؛ چراکه تداوم چنین وضعیتی در میان مدت و درازمدت تبعات بسیار تلخ و تقلیل ذائقه مخاطبان هنر تئاتر استان را به دنبال دارد.
اظهارنظر یکی از بازیگران تئاتر و سینما نیز در این زمینه جالب توجه است؛ “صحنه، حتما ارث ِ پدر ِ هیچ کس نیست! اما پر واضح است جای هرکس و ناکسی روی صحنه نیست! و نام هر لاطائلاتی که بر سکویی اجرا میشود نمایش نیست! تئاتر قداست نه، اما حرمت دارد! آبرو دارد، اصالت دارد. چطور توی چشم ِاین همه جوان ِبااستعداد و قابل، که بهخون ِ دل و هزار هزینه درس خواندهاند، دوره و کلاس گذراندهاند، هزار امید در دل پروراندهاند نگاه میکنید، در را بهرویشان میبندید، به ریششان میخندید و بعد این کارها را با این آدمها روی صحنه میفرستید؟ توضیحتان چیست؟ مسئولش کیست؟ یک نفر این افتضاح را گردن بگیرد.”
آیا تئاتر استان نمی تواند در برابر موج ظهور چهرههای غیرحرفهای در این عرصه مقاومت کند؟ آیا اعضای شورای بازبینی تئاتر استان پس از تائیدیهای که برای این نمایش صادر کرده اند؛ خود به تماشاخانه شهر برای دیدن این اثر سخیف هنری رفتهاند؟ آیا عمدی در تقلیل و تخفیف ذائقه مخاطبان تئاتر آنهم در ژانر کمدی وجود دارد، یا قرار است به هر قیمتی یا حرکتی مخاطب بخندد!
درست است که همه مخاطبان تئاتر استان حرفهای نیستند؛ اما قرار هم نیست مخاطبان عادی؛ بعد از تماشای چنین آثاری؛ برداشت و فهم سطحی و تحقیرشدهای از تئاتر را به یادگار داشته باشند، اصولا اعتقاد دارم بخاطر یک مشت ریال! اضافه و یا سرگرمی چند ساعته مخاطبان؛ نباید جُنگ شادی را با نام تئاتر کمدی برای مخاطبان حداقلی تئاتر استان فاکتور کرد.
در این میان مسؤولیت نهادهای مسئول و متولی فرهنگ و هنر را نیز نباید نادیده گرفت؛ آموزش حلقه گمشده این عرصه است. اگر قرار باشد؛ دانشآموختگان تئاتر جایی در صحنه نداشته باشند؛ لا اقل بلاگرهایی که خود را بنام هنرمند تئاتر جا زدهاند؛ بهتر است، ابتدا از سوی تشکل های هنری، حداقلهایی را آموزش ببیند، سپس جرأت حضور در صحنه را به خود بدهند!
نگاه گیشهای و کوچهبازاری در نمایش «نه وار نه یوخ» نیز مستثنی از این نقد چندسطری نیست، نمایشی که چندان تفاوتی با ورق زدن صفحات اکسپلور ایسنتاگرام ندارد و بلاگرها مقابل دوربین موبایل هنوز در نقش اول اکانت مجازی خود غلت می خورند! شکی نیست تداوم چنین روند سخیف و حداقلی در دراز مدت نه تنها مخاطبان را با آثار فاخر تئاتر بیگانه خواهد کرد، بلکه گیشهی فروش و معیشت هنرمندان اصیل این عرصه را نیز تهدید خواهد کرد.
درست است که اوضاع اقتصادِهنر به ویژه تئاتر در استان تعریفی ندارد، اما این دلیل نمیشود که عرصه را به بلاگرهای بیهنری واگذار کنیم که قداست صحنه تئاتر را با دیالوگهای خاص مجازی؛ به سوی بلاهت، تحقیر و ابتذال بکشند، هر چند اگر نگاه منصفانهای داشته باشیم، باید گفت؛ تعدادی از بازیگران نمایش مذکور از استعداد و ذوق هنری خوبی برخوردار هستند که اگر در مسیر آموزشی صحیح قرار بگیرند؛ می توانند در آینده به عنوان بازیگر حرفه ای تئاتر؛ اسم و رسمی برای خود بپا کنند.





ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰