از کدام در وارد شویم؟!
صریر: اصلاحات اقتصادی و سیاست درهای باز همواره مرتبط با یکدیگر بوده و هر یک دیگری را پشتیبانی کرده است.
– ترمیم شکافهای اجتماعی در نظامهای سیاسی مبتنی بر باورها و اعتقادات ایدئولوژیک، کاری است بس سخت و دشوار، چراکه این ساختارها مبتنی بر همرنگی، همسانی و نظم و انضباطاند و تکثر، تنوع، خودساختگی و خودسامانی در آنها به سختی پذیرفته میشود.
– گفتوگوکردن با بخشهای مختلف جامعه و بازیگران نظام حکمرانی چنانکه ایشان به عنوان راهحل به آن اشاره میکنند، طبعا امر کلامی و گفتوگویی در شکل مباحثهای نیست بلکه به رسمیت شناختن آن دیگری و تأمین حقوق و منافع آن در چارچوب امکانات و محدودیتهاست. چنانکه داگلاس نورث این گفتوگو و تبادل منافع را بین دو گروه ائتلاف مسلط و جامعه چنین صورتبندی میکند که «مهار خشونت با قبول حدی از خلق رانت در ائتلاف مسلط» و «اعتمادی فراگیر نسبت به نهادها و ایجاد رضایت اجتماعی» برای تحمل سختیها در جامعه است. طبعا برای انجام چنین امری در سطح جامعه باید وجود و حق فعالیت نهادهای مدنی و صنفی و سیاسی نمایندگیکننده این منافع به رسمیت شناخته شود.
– رفع تحریمها و گشایش در سیاست خارجی در نبود حمایت اجتماعی و وجود ناترازیها برای نظام حکمرانی پرهزینه فرض شده و پس از ترمیم شکاف اجتماعی قرار داده شده است. (البته در نوشته ایشان بر اهمیت رفع تنشهای خارجی بارها تأکید شده است. از جمله «تنشهای خارجی، چنانچه قرار باشد شکل پایدار به خود بگیرد… فشارهای سنگینی را به جامعه وارد خواهد کرد… هیچ کشوری نمیتواند اساس نظام حکمرانی خود را در بعد بینالملل بر استمرار شرایط جنگی و انزوای اقتصادی بگذارد) اما به نظر میرسد با توجه به گرهخوردن این مسئله با حیات ملی و قرارگرفتن کشور در لبه بحرانهای بزرگ منطقهای و جهانی، فارغ از اصلاحات اقتصادی، حل بحران سیاست خارجی اولویت اول و تام و تمام کشور است.
از منظر اصلاحات اقتصادی نیز تجربه کشور چین نشان میدهد ترمیم شکاف در سیاست خارجی و بهبود روابط با جهان میتواند چندان پرهزینه نباشد. چنانکه در این کشور، اصلاحات اقتصادی و سیاست درهای باز همواره مرتبط با یکدیگر بوده و هر یک دیگری را پشتیبانی کرده است؛ «طی وقفه تیانآنمن، دولت چین بسیاری از اصلاحات برنامهریزیشده را به حالت تعلیق درآورد و بعضی دیگر را معکوس کرد، اما به تعهد خود در گشایش به سوی جهان خارج پایبند ماند» (چین چگونه سرمایهداری شد- رونالد کوز). رهاورد دو مقاله ارزشمند دکتر نیلی بهغیراز موارد بسیار، این نکته مهم است که تا ایران و پیشرفت و توسعه آن دغدغه همگانی و دستور کار ملی شود، کاری نمیتوان کرد. اینکه عمیقا درک شود بدون دوام و بقای این سرزمین چیزی برای تقسیمکردن، باقی نمیماند و این نیز البته نیازمند قدرتمندی جامعه است.





ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰