چند جمله ای درباره مهم ترین و جذاب ترین کار دنیا و مابقی قضایا!

صریر: بد نیست در راستای «منویات رهبری» گاه گداری کتاب به همدیگه معرفی کنیم و همدیگرو ترغیب به اینکه «کتاب بخونیم». و باور کنیم کتاب خواندن از خیلی از شعاردادن های پوچ و ادعایی، مهم تر، مثمرثمرتر، جذاب تر و حتی در رسیدن به حقیقت، قابل اعتمادتره. و البته با هزار و یک فایده ریز و درشت دیگر.

به گزارش صریر، اگر یک دلیل برای دوست داشتن آقای خامنه ای داشته باشم، اون دلیل حتما کتابخوان بودن ایشونه. یک کتابخوانِ کتاب باز حرفه ای که بر خلاف اکثریت مریدان و محبان مدعی، به شکل حیرت آوری کتاب خوانده و می خونه. البته که مدعیان همیشه فقط در ادعا میدان دارند و در عمل، چندان نمیشه روشون حساب کرد. ولی خب؛ داشتن یک رهبر که کتابخوانی رو از نون شب واجب تر میدونه، و تقریبا بخش مهم و زیادی از آثار شاخص ادبیات داستانی رو با دقت خونده، جذابه. نیست؟
بد نیست در راستای «منویات رهبری» گاه گداری کتاب به همدیگه معرفی کنیم و همدیگرو ترغیب به اینکه «کتاب بخونیم». و باور کنیم کتاب خواندن از خیلی از شعاردادن های پوچ و ادعایی، مهم تر، مثمرثمرتر، جذاب تر و حتی در رسیدن به حقیقت، قابل اعتمادتره. و البته با هزار و یک فایده ریز و درشت دیگر.
ساده و صادقانه و کوتاه بگم: می دونید چرا هی میبازیم؟ چرا هی عقب گرد می کنیم؟چرا امروزمون بدتر از صد سال پیشمونه؟ چرا اینقدر ناراضی و آشفته و مدام در حال جنگ و جدالیم؟ چرا اینقدر بی حوصله و عصبی و نقد ناپذیریم؟
و خیلی «چرا»های دیگه.
دلیلش خیلی ساده است: ما کتاب نمی‌خونیم!
حتی اگر آدمهای مذهبی هم باشیم برجسته ترین شخصیت مذهب ما یعنی حضرت امیر(ع) کتاب رو بوستان مؤمن دانسته و یا در زندگی همه بزرگان و قدیسانمون توجه به کتاب و مؤانست با اون، کاملا جاری است.
این همه تأکید هزاران هزاران باره رهبر درباره وجوب عادت به مطالعه برای چیه؟ بذارید به شیوه خود مدعیان بگم: چرا به حرفهای رهبر گوش نمی دیم؟ چرا دراین باره کسی خونش به جوش نمیاد! کسی احساس تکلیف نمی کنه؟ چرا به اینجا که می رسیم، جماعت همیشه مدعیِ همیشه در صحنه، ککشون هم نمی گزه؟!
بگذریم. از همه چیز بگذریم و… فقط کتاب بخونیم… ورنه روزی کار جهان سرآید/ نابرده گنج مقصود از کارگاه هستی!

جروم دیوید سلینجر، ناطوردشت و باقی ماجرا

تردیدی ندارم که جروم دی سلینجر یکی از مهم ترین و در عین حال خاص ترین نوابغ ادبیات داستانی و نویسندگی دوران مدرن است. و البته شناخته شده ترین و محبوب ترین نویسنده آمریکایی.
او حتی اگر فقط «ناطور دشت» و «فرنی و زویی» را نوشته بود هم برای همیشه حق به گردن همه ما شیفتگان و عشاق جهان داستان داشت.
سلینجر البته در زندگی شخصی اش هم کاملا منحصربفرد بود. یک نابغه شاهکارآفرین خلاق منزوی گوشه گیر ضد اجتماع با قلمی سحرانگیز و جادویی که توانست محبوبیت و شهرتی توأمان را در میان نویسندگان آمریکایی که جهان را با قلمش فتح کرد به دست آورد.
برای من هم سلینجر با ناطور دشت و فرنی و زویی جدی شد. به نحوی که دیگر نتوانستم از زندگی ام خارجش کنم یا از جهانش خارج شوم. ماندگار شد؛ عمیق تر و عمیق تر؛ هر روز، هر لحظه… تا همیشه!
کتابهایی که نگاه به انسان، هستی، مذهب، جنگ، عرفان، زندگی و چیزهای مهم دیگر رو در یک شخصیت پردازی منحصربفرد و طنازی رندانه و جانانه و ظریف با قلمی یگانه و جذاب به ما عرضه می کنه. و البته ما حق انتخاب داریم!
من شیفته سلینجر و ناطور دشت و به خصوص فرنی و زویی شدم و البته که داریوش مهرجویی و فیلم بی مانندش یعنی «پری» هم در این شیدایی و غرق شدن مقصر بودند! پری و ما ادرئک ما پری! یادم میاد آن سالی که پری در سینماها به نمایش درآمد ساعتها توی صف ایستادم تا نوبتم بشه و بلیط بخرم و فیلم رو ببینم و یکی از جدی ترین پادردهای عمرم رو اون شب تجربه کردم!
از دوست به یادگار دردی دارم
کان را به دو صد هزار درمان ندهم
جروم دیوید سلینجر برای همه اهل کتاب آدم مهمی است. مهم و تأثیرگزار.
او همچنان زنده است. همچنان تو اتاق من راه می ره؛ با من قهوه می خوره؛ با من حتی… حرف می زنه!
سلینجر در سالهای آخر عمرش به دهکده همپشایر رفت و دور خودش حصار کشید و هرگز کسی رو به حضور نپذیرفت.
این در حالی بود که از شهرت و دیده شدن و بخصوص سوژه عکاسی شدن متنفر بود. به همین خاطره که نه از زندگی شخصیش در اون سالها چیز دندان گیری موجوده و نه عکسی ازش باقی مونده.
خواندن آثار سلینجر برای عشاق از اوجب واجباته و نخواندنش گناهی غیر قابل بخشش. و در این میان ناطور دشت و فرنی و زویی برچکاد قله ایستاده اند و ما رو از اون بالا نظاره گر!

محمدرضا محقق