ضرورت نگاه کلان به مشارکتهای مردمی در برنامههای تبریز 2018
صریر: مشکلی که در چند سال گذشته در حوزه فعالیت های فرهنگی و هنری کشور همواره با آن مواجه بودهایم؛ نگاه فلهای متولیان امر به این گونه فعالیتها برای جلب بودجههای حداکثری، ارایه گزارش عملکردهای کمی بدون توجه به محتوا و خروجی مورد نظر بوده است.
به گزارش صریر، مشکلی که در چند سال گذشته در حوزه فعالیت های فرهنگی و هنری کشور همواره با آن مواجه بودهایم؛ نگاه فلهای متولیان امر به این گونه فعالیتها برای جلب بودجههای حداکثری، ارایه گزارش عملکردهای کمی بدون توجه به محتوا و خروجی مورد نظر بوده است.
انتخاب تبریز به عنوان شهر نمونه گردشگری جهان اسلام در سال ۲۰۱۸ فرصت استثنایی برای کل کشور محسوب می شود؛ از این رو نباید مورد غفلت و فراموشی دستگاههای ذیربط و متولیان این بخش قرار گیرد. این انتخاب باید به نوعی برای همه ملت ایران افتخارانگیز باشد که یکی از شهرهای تاریخی و کهن ایران به آن دست یافته است؛ با این اوصاف سؤالی که ابتدا ذهن مردم را به خود درگیر می کند، این است که « تبریز ۲۰۱۸» به چه معناست؟ آیا خود مسؤولان دولتی و آنان که خود را متولی این انتخاب و برنامههایش می دانند، درک صحیحی از تبریز ۲۰۱۸ دارند؟
سؤال مهم دیگر آن است که در برنامهها و فعالیتهایی که برای آمادگی برای ورود به تبریز ۲۰۱۸ پیش بینی می شود، متولی امر تنها شهرداری تبریز است؟ در این میان نقش دیگر نهادهای فرهنگی چیست؟ آیا استراتژی خاصی برای جلب مشارکت های عمومی در برنامه های تبریز ۲۰۱۸ صورت گرفته است یا نه؟
به نظر می رسد؛ مسؤولان ما بیشتر اهل سخنرانی باشند تا عمل، چراکه اکنون تنها یک سال تا ۲۰۱۸ فاصله داریم و هنوز شهر تبریز با مشکلات عدیدهای همچون حاشیهنشینی رو به روست؛ تبریز را نباید تنها در میدان ساعت، ائل گلی، مقبره الشعرا، ارک علیشاه، مسجد کبود و دیگر مناطق تاریخی که میراث گذشتگان است، خلاصه کرد، در این شهر حاشیهنشینهای دامنه کوه عون بن علی(عینالی) نیز زندگی می کنند که به جرأت می توان گفت؛ نه اطلاعی از تبریز ۲۰۱۸ دارند و نه سهمی در برنامههایش، بهتر است سخنم را اصلاح کنم سهم آنها در تبریز ۲۰۱۸ پرداخت مالیات و عوارضهای شهرداری برای تأمین بودجه برای برنامههای فلهای و کیلویی خواهد بود.
تأکید بر برنامههای فلهای تبریز ۲۰۱۸ بدان جهت است که هیچ مطالعه، پژوهش و هدفی پشت این برنامهها مشاهده نمی شود، آیا متولیان امر دست یاری به سوی نهادهای علمی پژوهشی و یا سازمانهای فرهنگی منتسب به دولت و مراکز غیردولتی برای تدوین استراتژی واحد، اصولی و هدفمند در اجرای برنامههای تبریز ۲۰۱۸ دراز کردهاند؟
حال این پرسش مطرح میشود که تبریز شهر اولینها چگونه میخواهد خود را به عنوان جهان شهر و شهر نمونه گردشگری اسلامی و در نهایت «شهر جهانی» در حوزههای مختلف مطرح سازد. آیا زیرساختهای لازم شهری، زیبایی و جذابیت در سیمای شهر و در این میان بسترهای لازم رشد و توسعه در بخشهای اقتصادی، فرهنگی، امکانات زیربنایی و ارتباطات برای شهر اولینها فراهم شده است و یا اینکه باید منتظر این زیرساختها شد.
آیا تبریز همچنان در میان شهرهای مختلف کشور در زمینههای مختلف پیشتاز و اولین است؟ یا هنوز ما میراثخوار گذشتگان هستیم؟ و دیگر اینکه مدیران و مسؤولان شهری با وجود برخی مشکلات در حوزه فرهنگی و اجتماعی چه نسخهای برای جلب مشارکتهای مردمی و نهادهای مدنی پیسچیدهاند؟
سؤال دیگر آنکه نقش مطبوعات و رسانههای تبریز در این رویداد مهم کجاست؟ آیا هر انتقادی از سوی رسانهها به منزله تخریب منزلت بلدیه فخیمه تبریز تصور خواهد شد، یا کمکی در راستای بهبود وضعیت موجود؟ باید دانست که با انتخاب تبریز به عنوان شهر نمونه گردشگری کشورهای اسلامی در سال ۲۰۱۸، این شهر به نوعی در مسیر احیای هویت تاریخی و متمدن خود گام برم ی دارد، که این هدف مهم بدون رسانههای مردمی و فراگیر محقق نخواهد شد.
مرتضی شفیعی





ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰