«عصر اختلال»؛ از تعطیلی پاسخگویی تا اطلاع رسانی معیوب!

صریر: «قهرمان‌سازی» از آدم‌ها و مسؤولیت‌هایشان و تلاش برای «تقدس بخشی» کاذب به جایگاه کارگزارانی که خادم مردم محسوب می‌شوند و منصبی وکالتی از سوی مردم دارند، انحرافی‌ترین مسیر در پروژه دستاوردسازی به نفع مدیریت‌های سیاسی است.

صریرنیوز – احد نقش شور: «قهرمان‌سازی» از آدم‌ها و مسؤولیت‌هایشان و تلاش برای «تقدس بخشی» کاذب به جایگاه کارگزارانی که خادم مردم محسوب می‌شوند و منصبی وکالتی از سوی مردم دارند، انحرافی‌ترین مسیر در پروژه دستاوردسازی به نفع مدیریت‌های سیاسی است.

مانیفست طراحان و موافقان پروژه قهرمان تراشی و قدسی سازی از آدم ها، دقیقا بر اصل فرار از پاسخگویی و ممانعت از جریان آزاد اطلاع‌رسانی، مطالبه‌گری و پرسمان عمومی توسط حلقه نخست مسؤولان و مدیران تاکید دارد و به دنبال آن است تا با بسیج همه مهره ها و عناصر شبکه مدیریتی و حتی چاکران و ذی نفعان دور و نزدیک همچنین وام‌داران سیاسی، افکار عمومی را در برزخ درستی یا نادرستی هرگونه سؤال و پرسش عادی و معقول از دم دستی ترین و عادی ترین ابهامات و سردرگمی‌های مدیریتی خود نگه دارد!

در چنین فضایی، رسانه‌ها و خبرنگاران پرسشگر، به محاق بایکوت می‌روند و با درهای بسته گفت‌وگو و تعامل حداقلی با منابع خبری و اطلاع‌یابی روبه‌رو می‌شوند تا در سیکل معیوب عدم اطلاع‌رسانی و بی اطلاعی محض گرفتار شده و ناگزیر از انتشار اخبار و اطلاعاتی باشند که به صورت یک سویه و فرمایشی از کانال شبکه رسانه ای همان مدیریت‌ها مخابره می‌شود، شیوه‌ای که بعضا، به دلیل یک سویه و فرمایشی بودن، با گاف‌ها، باگ‌ها، سوتی‌ها و خطاهای آسیب‌زا نیز همراه است!در نگران‌کننده‌ترین حالت ممکن، تبریز و آذربایجان‌شرقی، مدت‌هاست گرفتار چنین آفتی است؛ آفتی که گردش آزاد اخبار و اطلاعات و جریان عرفی و معقول اطلاع یابی و اطلاع‌رسانی مستقل و در عین حال تعامل گر و همگرای معقول را مختل کرده است!

مدت‌هاست که دیگر، نه از تعامل دوسویه میان مدیریت‌های استانی و شهری با رسانه‌ها اثری دیده می‌شود، نه فضایی برای تبادل و تضارب منطقی آرا و نظرات موافق و مخالف در حوزه حکمرانی باقی مانده، نه مسؤول شنونده‌ای یافت می‌شود و نه اصل پاسخگوئی به افکار عمومی و رسانه ها، آنگونه که مدیران ریز و درشت شهری و استانی مدعی آن هستند، محقق شده است، هرچند، حساب معدود مدیران پاسخگو و معتقد به شفاف، از قاطبه مدیران غیرپاسخگوی شهری و استانی جداست.چنین وضعیتی، معلول غلبه نگاه و تفکر محدودگر، سلبی، خالص ساز و رادیکال سیاسی غیربومی بر فضای گفتمان ساز، تعامل‌گرا و کنشگر فکری، رسانه‌ای و مدنی پذیرفته شده قبلی در محیط سیاسی، رسانه‌ای و فکری استانی است که برخلاف گذشته، میدان‌داری آن را، آدمک‌های حزبی رادیکال به دست گرفته اند.