نقدی بر شیوه مرمت آثار شاخص آذربایجان شرقی
صریر: یکی از بنیادیترین اشکالات در مداخلات اخیر، فقدان مطالعات علمی پیشینی و طرح مرمت مصوب است. هیچگونه سند علمی جامع شامل بررسیهای باستانسنجی مصالح، تحلیل فیزیکوشیمیایی ملاتها و لعابها، یا ارزیابی آسیبها پیش از آغاز عملیات منتشر نشده است.
رسا یوزمه(دکترای مرمت آثر تاریخی) – صریرنیوز: مرمت آثار تاریخی نه تنها یک فعالیت اجرایی، بلکه فرایندی عمیقاً علمی، میانرشتهای و مبتنی بر شناخت دقیق ارزشهای مادی و معنوی اثر است. هر گونه مداخله در بناهای تاریخی، بهویژه در آثاری که واجد ارزشهای ممتاز تاریخی و هنری هستند، نیازمند پشتوانهای از مطالعات باستانسنجی، شناخت مصالح، تحلیل آسیبها و تدوین طرح مرمت بر مبنای اصول پذیرفتهشده بینالمللی است. در واقع، مرمتگر باید آخرین حلقه در زنجیرهای از پژوهش، طرحریزی و ارزیابی باشد، نه نخستین و یگانه عامل مداخله. متأسفانه باید اذعان کرد که در سالهای اخیر، نحوهی مداخله و مرمت در برخی از مهمترین آثار تاریخی استان آذربایجان شرقی، از جمله مسجد کبود تبریز و مسجد جامع مرند، با کاستیهای جدی همراه بوده است. ادارهکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان که به عنوان متولی قانونی حفاظت از این آثار شناخته میشود، نه تنها در ایفای وظایف تخصصی خود دقت کافی به خرج نداده، بلکه در مواردی به اجرای اقداماتی دست زده که بهطور مستقیم با اصول بنیادین مرمت در تضاد است.
الف: اهمیت و جایگاه آثار مورد بحث
مسجد کبود تبریز، یکی از شاخصترین بناهای دوره قرهقویونلو و شاهکاری از هنر کاشی معرق ایران وجهان است. این بنا بهدرستی «فیروزهی اسلام» لقب گرفته و از حیث تنوع نقوش و ظرافت کاشیها، جایگاهی یگانه در تاریخ معماری ایران دارد. در مقابل، مسجد جامع مرند با گنبدخانهای زینت یافته با آرایههای گچی و محرابی نفیس، از کهنترین لایههای معماری اسلامی در شمالغرب ایران است. این دو بنا از منظر تاریخی، هنری و فنی در سطح ملی و حتی فراملی حائز اهمیتاند و کوچکترین خطا در مرمت آنها میتواند موجب از دست رفتن بخشی از اصالت معماری ایرانی-اسلامی گردد.
ب: نقد بر روند و کیفیت مرمت اخیر
نبود مطالعات علمی جامع و طرح مرمت مصوب: یکی از بنیادیترین اشکالات در مداخلات اخیر، فقدان مطالعات علمی پیشینی و طرح مرمت مصوب است. هیچگونه سند علمی جامع شامل بررسیهای باستانسنجی مصالح، تحلیل فیزیکوشیمیایی ملاتها و لعابها، یا ارزیابی آسیبها پیش از آغاز عملیات منتشر نشده است. مرمت آثار تاریخی بدون چنین مطالعاتی، مانند درمان بیماری بدون تشخیص است. در نتیجه، مرمتگران صرفاً بر اساس تجربهی شخصی و قضاوتهای سطحی عمل کردهاند، بدون آنکه شناختی از منشأ آسیبها یا سازوکار تخریب داشته باشند.
استفاده از نیروهای کمتجربه: بهجای بهرهگیری از مرمتگران خبره و تیمهای تخصصی مرمت آرایههای معماری، متأسفانه از نیروهای غیرمتخصص یا کمتجربه استفاده شده است. نتیجه، اجرای کارهایی است که از حیث فنی، کیفیت و اصالت، قابل دفاع نیستند. در مورد مسجد کبود، مرمت کاشیهای سردر به شیوهای انجام شده که اصالت اثر مخدوش شده و تعادل بصری و کهنگی سطح اثر را بر هم زدهاند. در مسجد جامع مرند نیز در مرمت گنبدخانه و محراب، آرایههای گچی با ملاطهای ناهمخوان پر شده و با پرداخت سطحی ناصحیح و مداخله رنگی بسیار بی کیفیت، بافت تاریخی اثر از بین رفته است.
فقدان رویکرد حفاظتی و جایگزینی آن با بازسازی نمایشی: در هر دو پروژه، بهجای حفاظت و تثبیت آنچه موجود است، رویکردی بازسازیگرایانه و تزئینی در پیش گرفته شده است. در مسجد کبود، بخشهایی از کاشیهای افتاده یا تخریبشده با ملاط گچ سفید با همان حجم جایگزین شدهاند که بسیاری از بخشها، شواهد تاریخی پوشانده شده است. در مسجد جامع مرند نیز بازسازی بیش از حد انجام شده که از نظر ظاهری، کیفیت و رنگ مناسب را ندارد. این رویکرد با اصول منشور ونیز (۱۹۶۴) و منشور نارا دربارهی اصالت (۱۹۹۴) در تضاد کامل است.
نبود نظارت علمی و مستندسازی: نظارت علمی بر فرایند مرمت تقریباً غایب بوده است. در پروژههای مهمی مانند این دو بنا، باید از آغاز تا پایان کار، تیمی دانشگاهی یا پژوهشگاه میراث فرهنگی در کنار مرمتگران حضور داشته باشد تا کلیهی مراحل بهصورت مستند (عکاسی، نقشهبرداری، تحلیل مصالح و ثبت تغییرات) ثبت شود. اما در این پروژهها، مستندات پیش از مرمت، حین مرمت و پس از آن ناقص یا اساساً موجود نیست. در نتیجه، اکنون سند دقیقی از ساختار ملاط کاشی در سردر و همچنین رد کاشیها بر روی ملاط تاریخی در دست نیست؛ خطایی که در آیندهی پژوهشی آثار جبرانناپذیر خواهد بود.
ج: پیشنهادها و راهکارهای آینده
تدوین طرح جامع مرمت بر پایه مطالعات میانرشتهای: پیش از هر اقدامی، لازم است اداره کل میراث فرهنگی استان نسبت به تدوین طرح جامع مرمت برای آرایههای معماری هر یک از این دو بنا اقدام کند. این طرح باید مبتنی بر مطالعات دقیق در حوزههای باستانسنجی مصالح، فنشناسی، آسیبشناسی، مکانیزم تخریب لایههای مختلف آرایه معماری، تحلیل سازهای و مستندسازی تاریخی باشد. حضور کارشناسان با تجربه در این مرحله ضروری است.
ایجاد شورای علمی مرمت آرایههای معماری در استان: پیشنهاد میشود شورای دائمی مشورتی از اساتید دانشگاه، متخصصان مرمت آرایههای معماری و کارشناسان باستانسنجی تشکیل شود تا کلیهی طرحها پیش از اجرا مورد بررسی و تأیید علمی قرار گیرند. چنین شورایی میتواند از تصمیمگیریهای سلیقهای و مداخلات غیرعلمی جلوگیری کند.
بازنگری در مرمتهای اخیر: با توجه به اشکالات فنی مشاهدهشده، لازم است مرمتهای اخیر هر دو بنا توسط یک تیم بیطرف مورد بازبینی علمی قرار گیرد. در صورت امکان، بخشهایی از مداخلات اخیر که مغایر با بافت تاریخی هستند، باید بهصورت کنترلشده حذف و مجدداً بر اساس اصول حفاظتی اصلاح شوند.
تغییر رویکرد از «بازسازی» به «حفاظت»: دو اصل بنیادین در مرمت آثار تاریخی «کمترین مداخله موثر و ممکن» و «قابلیت مرمت مجدد» است. بنابراین، اداره کل باید از نگرش تزئینی و بازسازیگرایانه فاصله بگیرد و به جای افزودن عناصر جدید، بر تثبیت و پایدارسازی اصالت موجود تمرکز کند. هدف از مرمت، بازگرداندن زیبایی ظاهری نیست، بلکه حفظ اصالت مادی و تاریخی اثر است.





ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰