بازار مکاره باغ گلستان؛ داستان یک کسب و کار «چرک»!
صریر: محیط و محدوده پیرامونی «باغ گلستان» با آن همه پلشتی، زشتی، ناهنجاری و نازیبائیهایش، سالهاست که خاطره و تاریخ مفاخره آمیز «تبریز قدیم» را به قهقرا و نسیان تاریخی کشانده است.
به گزارش خبرنگار صریرنیوز از تبریز، محیط و محدوده پیرامونی «باغ گلستان» با آن همه پلشتی، زشتی، ناهنجاری و نازیبائیهایش، سالهاست که خاطره و تاریخ مفاخره آمیز «تبریز قدیم» را به قهقرا و نسیان تاریخی کشانده است، محدودهای که انگار، علاقهای به «عاقبت بخیری» ندارد!
داستان شکلگیری بازار مکاره و فعالیت دستفروشان اجناس و اشیاء کهنه، مستعمل، حتی خردهریز و دورریز و بعضا، مسروقه در داخل و پیرامون باغ گلستان تبریز، دقیقا همزاد و هم نسل سال هایی است که شهرداری و مدیران وقت شهری و استانی، در بیش از ۴۰ سال قبل، تحت تاثیر مدرنیته و شهرسازی نوین، با برچیدن دیوارهای پیرامونی، این باغ قدیمی را به ورطه ابتذال، استحاله و نابودی کشاندند و با فراری دادن تدریجی خانوادهها، جوانان، سالمندان و عموم مردم از بطن این باغ، محوطه و پیرامون آن را به محل تجمع معتادان، اراذل و اوباش و تابلویی عینی از ناهنجاریهای اجتماعی و بزهکاریهای نگرانکننده تبدیل کردند.
شهرداری تبریز اگرچه در ظاهر با اجرای طرح حصارکشی دوباره دور باغ گلستان در سال گذشته، به دنبال احیاء و صیانت دوباره از محیط عمومی، تاریخی و قدیمی آن و ایجاد ارزش افزوده تاریخی و فرهنگی برای این مجموعه بزک شده با المانها و تندیسهای فرهنگی موجود در آن است؛ با این وجود، بعید است بتواند، باتوجه به تغییر ماهیت و هویت خدشهدار شده این محیط، حتی موفقیتی حداقلی با وجود دستفروشان و بازار مکاره ریشه انداخته در اطراف باغ گلستان به دست بیاورد.
این دیدگاه، ناظر بر تجارب چندین باره انتقالهای هیجانی دستفروشان و کاسبان دوره گرد در سالهای گذشته است، جایی که پیشتر، محدودهای در ورودی “جاده آناخاتون” و در امتداد تلخه رود، برای استقرار همین بازارمکاره تعیین و پیش بینی شد؛ اما با گذشت مدتی، همین دستفروشان مجددا به محل سابق خود، یعنی حوالی باغ گلستان، موطن و مولد دائمی خود مهاجرت کردند.
فعالیت و کسب و کار عادی شده دستفروشان و خردهفروشان فعال در محدوده باغ گلستان، به هیچ روی، نه انتقال دستوری را پذیرفته و نه، کوچ اجباری به مکان های جدید را برمی تابد و بعید است، هیچ وقت دیگر نیز، محل های بعدی تعیین شده برای فعالیت آنان نیز به مقر ابدی این افراد تبدیل شود!
معلوم نیست شهرداری تبریز بر پایه کدام مطالعات و کار کارشناسی، سال گذشته، به جای حل مسأله و چارهاندیشی و علاج نهایی این معضل ۴۰ ساله، ورودی غربی تبریز و محلی در جوار شرکت پگاه و میدان آذربایجان را برای اسقرار و فعالیت جدید دستفروشان و خرده فروشان باغ گلستان انتخاب و به جای حل مسأله، خواسته یا ناخواسته، مبادرت به مشروعیت بخشی دوباره به فعالیت این کسب و کار “چرک” کرد!؟
معلوم نیست چرا به جای تعامل با دیگر دستگاههای نظارتی و قضائی در راستای تصمیمگیری نهایی برای حذف این “دمل چرکین” از شهر تبریز، همچنان به دنبال تداوم کوچاندنهای بیحاصل این دستفروشان است، اقدام و تصمیمی که در کمتر از چندماه، بار دیگر، شاهد بازگشت همین مشاغل به محل سابق شدیم.
سخن آخر این که، نهادینه شدن ۴۰ ساله فعالیت دستفروشان و استقرار بازار مکاره در دل باغ گلستان همچنین، تجمع عادی شده بخش بزرگی از بزهکاران و اراذل و اوباش در داخل و پیرامون باغ گلستان، عملا به نابودی و مرگ ابدی زیرساختهای رفاهی، تفریحی، فرهنگی، تاریخی و شهری انجامیده و کوچاندنهای دورهای و مختوم به شکست این کسب و کار مسألهدار به این سو و آن سوی شهر، دردی از دردهای اجتماعی و شهری تبریز را دوا نخواهد کرد.
در این میان، انتظار جدی و عمومی شهروندان و نخبگان تبریز از اعضای شورای شهر، به ویژه، مدعیان “مسألهشناسی” و “مسألهپژوهی” در پارلمان شهری تبریز، یافتن راهحل و اجرای طرحی است که یک بار برای همیشه، اولا، مانع از رسمیت یافتن بیش از پیش چنین کسب و کارهایی در داخل شهر شوند و ثانیا، تبریز بزرگ را که مفتخر به شهر بدون گدا، بدون معتاد متجاهر در ایران است، برای همیشه، از ننگ بازار مکاره قدیمی به نام دستفروشان و کسب و کارهای چرک نیز رهایی بخشند!





ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰