حاکمیت و بایسته‌های تحول فرهنگی

صریر: جامعه انسانی با فرهنگ است که موجودیت پیدا می‌کند، با فرهنگ زیست می‌کند و می‌تواند رشد کند، پیشرفت کند و تحولات عظیم ایجاد نماید.

به گزارش صریرنیوز از تبریز، یک حقیقت مغفول جامعه‌ی کنونی ایران این است که جایگاه مهم و موثر فرهنگ در جامعه و تاثیر فرهنگ بر ابعاد مهم و حیاتی دیگر چون سیاست، اقتصاد و… نادیده گرفته می‌شود به ویژه از نگاه حاکمیت و سیاست‌گذاران.
موضوعی که سوء استفاده گران خوب بلدند چگونه استفاده کنند، ولی ما همچنان سر مسائل فرهنگی مانند حجاب اندر خم یک کوچه‌ایم.

باید توجه داشت در راستای فرهنگ سازی جامعه عوامل رسمی(حاکمیت) و غیررسمی(مردم) در کنار هم موثر واقع می‌شوند و هرکدام در جایگاه خود وظایفی دارند . اگر هر کدام در جای درستشان قرار نگیرند و عمل نکنند نتیجه‌ی کار ابتر خواهد بود.
آنچه در حوزه فرهنگ در سال‌های بعد از انقلاب با آن مواجه بوده‌ایم ، درست قرار نگرفتن تکه‌های پازل در جای خودشان و همچنین عدم کار درست و مناسب بوده است. حاکمیت در مواجهه با مسائل فرهنگی مثل حجاب که گفتمان کلان و اساسی است، در جایگاه درستی قرار نگرفته است و رویکرد درستی را اتخاذ نکرده است، نگاه سطحی و به دور از واقعیت‌های موجود در جامعه و عدم شناخت صحیح و عمیق در آن باره، همچنین نبود نگاه تخصصی فرهنگی به مسائل باعث شده بازوان فرهنگی حاکمیت چون شورای عالی انقلاب فرهنگی، وزارت فرهنگ و ارشاد، صدا و سیما، آموزش و پرورش و آموزش عالی و امثالهم در راستای فرهنگ‌سازی صحیح و اصولی بر مبنای اسلام و تفکرات اندیشمندان انقلاب اسلامی عملکرد مناسبی نداشته باشند و حتی این بازوان درک درستی از عمق مسائل فرهنگی موجود نداشته باشند؛ از درد مردم کف جامعه به دور باشند و وقتی کارد به استخوان رسید و پیامدهای فاجعه بار نمود پیدا کردند تازه متوجه مشکلات موجود می‌شوند و وا اسلاما سر می‌دهند.

حتی در همین مرحله هم به جای آن که بدنبال یافتن اصل مسئله و حل آن باشند همان لایه رفتاری و سطحی را اولویت قرار می‌دهند و درصدد پاک کردن صورت مسئله بر می‌آیند!
با برخوردهای قهری و سانسورها و برخورد گشت ارشادی و محدودیت‌های به دور از کرامت انسانی، بهتر بگوییم با برخورد رضا خانی بدنبال حل مسائل فرهنگی هستند. البته در دستورات ایجابى برخوردهای دوستی خاله خرسه‌گونه‌ی در ذوق زننده هم کم ندارند.

درواقع حاکمیت برای این‌که جامعه از فرهنگ واقعی موجود به فرهنگ مطلوب و آرمانی‌اش که بر اساس ارزش‌ها و عقایدش تعریف شده است برسد، بیشتر با دستورات سلبی حضور یافته است این درصورتی است که وظایف مهم‌تری چون بسترسازی‌های مناسب برای رعایت اصول اخلاقی در جامعه، تفهیم و نهادینه‌سازی بر پایه‌ی گفتگو و اقناع درست و بجای مردم متناسب با شرایط حاکم در جامعه و همراهی پا به پای مردم در مسیر رشد را بر عهده داشته است و اگر این مراحل به درستی طی می‌شد و نقش‌شان را به درستی در راستای فرهنگ‌سازی ایفا می‌کردند حتی نیازی به برخورد قهری و دستورات سلبی نبود، چون مردم خودشان را تربیت می‌کردند!

این درصورتی است که مردم ایران مردم آزاده‌ای هستند و رویکرد مقاومت در برابر استبداد و ظلم و زور و رویکرد اعتراضی، جزء لاینفک فرهنگ‌شان است و با همین روحیه و فرهنگ‌شان بوده که توانسته‌اند انقلاب عظیمی چون انقلاب اسلامی۵۷ را رقم بزنند. انقلابی که به گواه نظرات اندیشمندان مختلف، به معنای واقعی کلمه، مردمی‌ترین انقلاب جهان بوده است. مردمی که پای عقاید و ارزش‌هایی که قبول کرده‌اند تا پای جان ایستادگی کرده‌اند !

حال مگر می‌شود از چنین مردمی انتظار داشت در برابر رفتارهایی که به زعم‌شان حرف زور است، مقاومت و ایستادگی نکنند و به راحتی قبول کنند و سکوت پیشه کنند؟! حال می‌خواهد این اجبار در برداشتن حجاب از سر باشد یا اجبار در بر سر گذاشتن حجاب! مگر اینکه بخواهیم بخشی از هویت‌شان را نادیده بگیریم و حذف کنیم.

بنابراین حاکمیت در رشد فرهنگ جامعه مسئولیت دارد، اما نه صرفا به شیوه‌ی قهری و‌ دستورات از بالا به پایین و سلبی و حتی ایجابی در معنای تنزل یافته‌اش که صرفا به دنبال تبیین سطحی فلسفه‌ی آن قانون باشد و یا از راه صمیمیت و دوستی‌های جهت‌دار در راستای همسو کردن با خود، بدون در نظر گرفتن شرایط موجود در جامعه، بلکه حاکمیت بایستی هم قد مردم شود و گام به گام با مردم رشد کند ، خاصه وقتی نظام «جمهوری اسلامی» باشد!

حکومتی که باید قوانین و شیوه‌ی اجرای‌ آن هر دو برگرفته از اسلام و مقبول مردم باشد، تا رسمیت و ارزش یابد؛ در غیر اینصورت جمهوری اسلامی ذبح خواهد شد. البته منظور ما این نیست که حاکمیت نباید توان استفاده از برخورد سلبی را داشته باشد، ولی مسئله این است که تفاوت عمیقی است میان در اولویت بودن رشد مردم و فرهنگ یا حفظ ساختار و قانون به هرقیمتی و به تبع آن ترجیح بر برخورد سلبی یا فرهنگ سازی به شیوه ی نرم و غیررسمی و با در نظر گرفتن کرامت انسانی!

 محیا شفاعت خسروشاهی

کارشناس ارشد مدیریت راهبردی فرهنگ