باریشماز رفت، باریشان هنوز هست!

صریر: امروز وقتِ قدرشناسی از یک سرمایهٔ زندهٔ فرهنگ آذربایجان است، استاد گرانمایه‌ای که نامش سال‌ها در یادها زنده خواهد ماند.

سید محمد هادی موسوی- صریرنیوز: در روزگار ما، ملت‌ها بیش از هر زمان دیگر به سرمایه‌های فرهنگی و معنوی خویش نیاز دارند؛ به آنان که بی‌هیاهو، بی‌ادعا و پیوسته، سال‌های عمر گهربارشان را صرف حفظ زبان، هویت، حافظهٔ تاریخی و شرافت فرهنگی یک سرزمین کرده‌اند.

آذربایجان نیز از این قاعده مستثنا نیست. این خطهٔ ریشه‌دار، همواره خاستگاه شاعرانی بوده است که نه‌ فقط با کلمات، بلکه با جان و زندگی خویش از زبان مادری، فرهنگ مردمی و روح تاریخی این سرزمین پاسداری کرده‌اند.

در میان این چهره‌های گرانقدر، دو نام با بار معنایی و عاطفی ویژه در ذهن و زبان اهل فرهنگ آذربایجان می‌درخشد: استاد حیدر عباسی، متخلص به «باریشماز»، و دکتر خسرو صلح‌کننده، متخلص به «باریشان».

چه تقارن پرمعنایی در همین دو تخلص نهفته است: باریشماز(آشتی‌ناپذیر)؛ آن‌که اگر از ظالم رنجد، آشتی نمی‌کند. و باریشان(صلح کننده)؛ آن‌که در پی صلح، آشتی و پیوند و آرامش نوع بشر است.

یکی از این دو چهرهٔ ارجمند، متأسفانه به‌تازگی از میان ما رفته است و حسرتِ قدرنشناسیِ به‌هنگام، بار دیگر بر دل دوستداران فرهنگ نشسته است. اما دیگری، باریشان، هنوز در میان ماست؛ با همهٔ رنج‌های جسمانی، اما با همان حرمت، همان اصالت، همان جایگاه بلند ادبی و همان سابقهٔ درخشان فرهنگی.

و درست همین‌جا است که وجدان فرهنگی جامعه باید بیدار شود: آیا بار دیگر نیز باید منتظر بمانیم تا پس از فقدان یک سرمایه، از ارزش او سخن بگوییم؟

آیا زمان آن نرسیده است که این‌بار، پیش از آن‌که دیر شود، قدر یک گنجینهٔ زنده را بدانیم؟

دکتر خسرو صلح‌کننده سردرود، متخلص به «باریشان»، تنها یک شاعر نیست. او از جمله چهره‌هایی است که عمر خود را وقف فرهنگ آذربایجان، زبان ترکی آذربایجانی، ادبیات مردمی و پیوندهای فرهنگی میان ایران و جهان ترک کرده است. او شاعری مردمی، اندیشمندی فرهیخته، نویسنده‌ای آگاه و پژوهشگری فرهنگی، ناشری فعال، مترجم و ویراستاری حاذق و شخصیتی اثرگذار در ساحت ادبیات معاصر و پیشرو آذربایجان است.

سال‌ها کوشش مداوم او در سرایش، نشر، ترجمه، ویرایش، مدیریت فرهنگی و حمایت از اهل قلم، از او چهره‌ای ساخته است که نامش باید با احترام در حافظهٔ فرهنگی این سرزمین ثبت شود.

«خسرو باریشان» در طول سالیان فعالیت ادبی خود، تنها به خلق اثر بسنده نکرده است. او در حوزهٔ مدیریت فرهنگی نیز حضوری مؤثر داشته و به‌عنوان مدیر و مسئول «انتشارات یاشار قلم تبریز» ، زمینهٔ چاپ و انتشار ده‌ها عنوان کتاب از نویسندگان، شاعران و اهل قلم استانی، کشوری و بین‌المللی را فراهم ساخته است.

این کار، صرفاً یک فعالیت انتشاراتی نیست؛ بلکه خدمتی ماندگار به فرهنگ مکتوب آذربایجان و ایران است. بسیاری از چهره‌های ادبی، مجال دیده‌شدن و خوانده‌شدن آثارشان را در بستری یافته‌اند که با مدیریت و همت او شکل گرفته است.

از سوی دیگر، باریشان در فاصلهٔ سال‌های ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۵ به‌عنوان دبیر بخش ترکی مجلهٔ آشنا در استان آذربایجان شرقی فعالیت کرده است؛ مسئولیتی مهم که نشان می‌دهد او نه‌فقط در مقام شاعر، بلکه در جایگاه سیاست‌گذار فرهنگی و تحریری نیز نقش‌آفرین بوده است. انتخاب و ویرایش آثار، سامان دادن به محتوای ادبی، ارتباط با شاعران و نویسندگان، و اهتمام به تقویت زبان مادری در فضای رسانه‌ای، بخشی از خدمات او در این دوره بوده است.

تاکنون بیش از ۱۴ جلد کتاب از قلم «خسرو باریشان» در داخل و خارج از کشور منتشر شده است. جایگاه ادبی «خسرو باریشان» تنها در محدودهٔ استان یا کشور باقی نمانده است. آثار او در سایتها و مطبوعات و مجلات معتبر ادبی جمهوری آذربایجان و ترکیه و عراق و کانادا و… منتشر شده‌اند که به عنوان نمونه‌ای از این طیف حجیم می‌توان به مجلاتی چون: Yaz, ALATORAN، Yada Düşdü، Andız و Heydərbaba اشاره نمود و همچنین در بسیاری از کتب ادبی نشر یافته‌ی داخلی و خارجی آثار وی درج گردیده و به بوته‌ی نقد نشانده شده‌است.

علاوه بر آن تخصیص برنامه‌های ادبی در رادیو و تلویزیون‌های کشور آذربایجان و ترکیه و… در تحلیل و آنالیز و تشریح آثار «خسرو باریشان» و تاثیر وی در تحول و نوگرآیی ادبیات آذربایجان، همچنین مصاحبه‌های ادبی شخص ایشان با رسانه‌ها و مطبوعات کشورهای مختلف، مبین این است که شعر و اندیشهٔ او با امتناء و دوری از مسائل سیاسی و صرفا از جنبه‌ی ادبی و هنری در بیرون از مرزهای ایران نیز دیده و پذیرفته شده است. علاوه بر آن شخصیتهای بزرگ ادبی ایران و دیگر کشورها چون دکتر رضا براهنی(جمهوری اسلامی ایران)، پرفسور واقف یوسیفلی(ج. آذربایجان)، دکتر ائسمیرا فؤاد(ج. آذربایجان)، دکتر پروانه مممدلی(ج. آذربایجان)، شاعر و فیلسوف

رستم بهرودی(ج. آذربایجان)، دکتر یاووز بولنت باکیلر(ج. ترکیه)، شاعر ابراهیم صدری(ج. ترکیه) بر قدرت و صلابت جنبه‌های مختلف قلم «خسرو باریشان» مهر تایید زده‌اند. فلذا موارد مذکور صرفاً یک اتفاق معمول نیست؛ بلکه نشان از قدرت نفوذ و اعتبار ادبی، نوگرایی، اصالت زبانی و مقبولیت فرهنگی او در محافل جدی ادبی است.

کارنامهٔ «خسرو باریشان» از نظر افتخارات و مدارک رسمی نیز درخشان و کم‌نظیر است. او عضو افتخاری اتحادیهٔ نویسندگان آذربایجان در باکو است؛ عضویتی که پذیرش رسمی او را در یکی از مهم‌ترین نهادهای ادبی جهان ترک نشان می‌دهد. همچنین دارندهٔ کارت شناسایی «اهل قلم» از سوی خانهٔ کتاب جمهوری اسلامی ایران است که ثبت رسمی فعالیت ادبی او را در نظام فرهنگی کشور تأیید می‌کند. در مرتبه‌ای بالاتر، اعطای دکترای افتخاری ادبیات آذربایجان از سوی آکادمی ملی علوم جمهوری آذربایجان، گواهی روشن بر شأن علمی و ادبی اوست؛ افتخاری که به هر کسی تعلق نمی‌گیرد و نشان می‌دهد نام «خسرو باریشان» در سطحی فراتر از یک شاعر محلی یا منطقه‌ای قرار دارد.

در کنار این جایگاه رسمی، جوایز و تقدیرهای متعدد نیز بر اعتبار او مهر تأیید زده‌اند:

از مقام برگزیده‌ی مسابقه شعر قیزیل آلما، برگزیده‌ی جشنوارهٔ بین‌المللی شعر خط سوم تبریز و جایزهٔ ادبی تبریز گرفته تا مدال برنز جشنوارهٔ «کیتاب یوردو»، کسب جایزه صمد بهرنگی به عنوان نفر اول در ادبیات کودک در جمهوری آذربایجان، کسب مقام اول شعر در دانشگاه خاور نزدیک قبرس، مقام دوم شعر آزاد جشنواره‌ی یازیارات، لوح‌های سپاس فرهنگی دیگر و…

این مجموعه افتخارات نشان می‌دهد که با چهره‌ای روبه‌رو هستیم که نه در یک مقطع کوتاه، بلکه در طول سالیان، بطور پیوسته و جدی، مورد توجه مجامع ادبی قرار گرفته است.

افزون بر این، حضور او در پروژه‌های فرهنگی ارزشمند نیز اهمیت فراوان دارد. از جمله در کتاب نفیس «حکیم عمر خیام و رباعی‌لری»، علاوه بر اینکه ترجمه‌های ترکی «خسرو باریشان» از رباعیات خیام درج گردیده‌است، وی نقش ویراستار ادبی و بازبین علمی ترجمه را بر عهده داشته است؛ نقشی که نشان‌دهندهٔ اعتماد فرهنگی و تخصص ادبی او در سطحی بالاست.

با این همه، آنچه امروز بیش از هر چیز اهمیت دارد، صرفاً فهرست افتخارات «خسرو باریشان» نیست. مسئلهٔ اصلی، نحوهٔ مواجههٔ ما با یک سرمایهٔ معنوی زنده است. بی‌شک، جامعه‌ای که مفاخر خود را تنها پس از فقدانشان به یاد آورد، دیر یا زود دچار فقر حافظهٔ فرهنگی می‌شود.

امروز دکتر خسرو صلح‌کننده در سن ۴۳ سالگی درحالیکه با بیماری پارکینسون مجادله می‌کند، همچنان همان چهرهٔ شریف، متین، فرهنگی و ارجمندی است که سالیان سال، عمر شریف خود را وقف زبان، شعر و هویت مردم این دیار کرده است. سخن گفتن از ضرورت حمایت از ایشان، از منظر حق‌شناسی فرهنگی، مسئولیت اجتماعی و احترام به منزلت اهل قلم است.

حمایت از «خسرو باریشان»، حمایت از یک فرد تنها نیست؛ حمایت از زبان مادری است. حمایت از ادبیات ترکی آذربایجانی است. حمایت از حافظهٔ فرهنگی آذربایجان است، حمایت از تنوع فرهنگی ملتی است که دست در دست هم، در بستر تاریخی کهن، کشور یکپارچه‌ای به نام ایران را ساخته‌اند. و حمایت از نسلی است که بی‌چشمداشت، بارِ حفظ هویت را بر دوش کشیده‌اند.

از این‌رو، شایسته است مسئولان فرهنگی، نهادهای دولتی، شهرداری‌ها، اداره‌های کل فرهنگ و ارشاد، مراکز دانشگاهی، انجمن‌های ادبی، خیرین فرهنگی، رسانه‌ها و نیز مردم فرهنگ‌دوست آذربایجان و تمامی هم‌میهنان با نگاهی مسئولانه و قدردانانه، زمینهٔ حمایت مؤثر، آبرومندانه و در شأن این شاعر فرهیخته را فراهم آورند.

این حمایت می‌تواند در قالب تکریم رسمی، پوشش درمانی مناسب، پشتیبانی فرهنگی، برگزاری آیین‌های نکوداشت، چاپ و بازنشر آثار، مستندسازی خدمات او، و ایجاد پشتوانه‌ای مطمئن مادی و معنوی برای آرامش بیشتر او و خانوادهٔ گرامی‌اش صورت گیرد.

باید به‌یاد داشته باشیم که سرمایه‌های فرهنگی، تنها با کتاب‌ها و لوح‌ها تعریف نمی‌شوند، آن‌ها ستون‌های نامرئیِ هویت یک ملت‌اند. ملتی بزرگی به نام ایران.

اگر در حفظ این ستون‌ها کوتاهی کنیم، آسیب آن تنها متوجه یک فرد یا یک خانواده نخواهد بود، بلکه متوجه کلیت فرهنگ ما خواهد شد.

زنده‌یاد حیدر عباسی (باریشماز) اکنون در میان ما نیست و حسرتِ فرصت‌های از دست‌رفته، چیزی نیست که بتوان به‌آسانی جبرانش کرد. اما خسرو صلح کننده «باریشان» هنوز هست؛ با همهٔ منزلت، همهٔ سابقه، همهٔ خدمات و همهٔ حقی که بر گردن فرهنگ این دیار تاریخ‌ساز و کهن دارد.

این‌بار، شاید هنوز فرصت باقی باشد تا نشان دهیم آذربایجان، فرزندان فرهنگی خود را می‌شناسد، حرمت می‌نهد و در همه‌ حال، آنان را تنها نمی‌گذارد.