مثلی لا یبایع مثل یزید

جنگ تمام عیار ایران و آمریکا نقطه عطفی بود که امام شهید ایران را بر آن آماده کرده بود؛ جنگی که معادلات قدرت و جهان را جا به جا کرده و ایران را تبدیل به قدرتی بلامنازع در منطقه و همچنین در سطح جهانی می‌کند.

صریبرنیوز – سارا دلیر احمدنیا : در دنیا نظام های برآمده از انقلاب عموما پس از پیروزی انقلاب و تشکیل حکومت به واسطه دلایل مختلف همه ی شعارها تحقق پیدا نمیکند. شعارهای انقلاب های بزرگ عموما از درون یک تجربه تاریخی از مطلوبیت ها و ارزش های عمومی جامعه بالا آمده و در مطلوبیت های عمومی تثبیت میشوند؛ چون ریشه ی این آرمان ها و شعارها تاریخ و فرهنگ هستند لذا امکان حذف آنها سبب استحاله انقلاب و یا از بین رفتن پشتوانه مردمی آن میشود. عموم انقلاب ها و حکومت ها در ابتدا شعارها و مطلوبیت های مختلفی را مطرح می‌کنند اما در عمل چون امکان تحقق آنها را ندارند روی یک شعار و یا یک آرمان به عنوان نقطه ثقل حکومت تمرکز می‌کنند.

از طرفی تعداد شعار انقلاب های یزرگ محجددود است اما انقلاب اسلامی به واسطه تاریخ و تمدن بزرگ ملت و تجربه تاریخی خود آرمان ها و شعار های متعددی است که از درون تاریخ و فرهنگ این ملت بر آمده که در این زمینه با انقلاب های بزرگ دیگری تمایز اساسی دارد. حفظ و نگهداری هم زمان همه این آرمان ها برای حکومت و رهبری انقلاب یک انتحار سیاسی است و هیچ حکومت یا انقلاب مشابهی در جهان وجود ندارد که این تعداد آرمان را بطور هم زمان برای حرکت خود انتخاب و حفظ کرده باشد ولی در تجربه انقلاب اسلامی رهبران انقلاب از همه شعارها و آرمان های انقلاب کوتاه نیامدند.

ایده مرکزی انقلاب اسلامی توحیدی به معنای “نفی عبودیت غیر خدا”و در نتیجه نفی دستگاه استکبار و نظام سلطه جهانی است. این ایده اگرچه ظاهری سلبی دارد اما مبدا و سرآغاز همه سخن ها و حرکت های ایجابی انقلاب اسلامی برای آبادانی و پیشرفت ایران است. آن نقطه ای که جمهوری اسلامی را از همه دولت ها و ملت ها تمییز میکند این است که در مقام یک دولت رسمی در برابر استکبار و نظام سلطه تسلیم نمیشود. در دستگاه الهی پیروزی به معنای کشور گشایی و غارت منابع ملت ها نیست بلکه پیروزی بدین معنی است که بسترها و ساختارها و قوانین برآمده از طاغوت نابود شود.

اینکه رهبر انقلاب با شجاعت سال های سال در برابر دستورالعمل های آمریکا مخالفت کرد و تا لحظه ی آخر هم حاضر به بیعت با آمریکا نشد باید در این فضای مفهمومی فهمیده شود که اساسا مبارزه رهبر انقلاب و جمهوری اسلامی با مستکبرین برای بر هم زدن قواعد استکباری آنها بوده است؛ قواعدی که هیچ کشوری جرئت مخالفت با آن را نداشت و چنانچه ایشان بر اثر فشارهای متعدد دشمن حاضر به هر شکلی از بیعت با آمریکا می شدند عملا از مواضع خود کوتاه آمده و ایشان نیز مانند دولت های دیگر به قواعد طاغوت تن داده بودند. انقلاب اسلامی انفتاحی در تاریخ جهان ایجاد کرد که وسعت مقیاس آن در امتداد حرکت انبیاء و اولیاء الهی قرار گرفته است لذا ماموریت اصلی انقلاب اسلامی در زمینه چینی ظهور حضرت حجت (عج) تعریف میشود و رهبر انقلاب به مثابه نماد ملت انقلابی ایران با معیار قراردادن اصل ” سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم” هیچ گاه به استکبار جهانی باج نداد.

شهادت آیت الله خامنه ای این فرضیه را که اگر هزینه ایستادن بر روی ایده مرکزی انقلاب اسلامی جان رهبر انقلاب باشد جمهوری اسلامی ایران کوتاه خواهد آمد و به آن تن خواهد داد را برهم زد و اتمام حجت کرد که هیچ خط قرمزی نمی تواند موجب شود جمهوری اسلامی از ایده مرکزی خود صرفنظر کند. حادثه ی اسفند ماه ایده تسلیم نشدن در برابر استکبار را برای همیشه در انقلاب اسلامی بیمه کرد و همه متوجه شدند که مسئله تسلیم نشدن در برابر استکبار ایده وجودی جمهوری اسلامی است؛ تسلیم شدن در برابر استکبار “وجود” و “بودن” جمهوری اسلامی را بی اعتبار میکند؛ حتی حفظ جان زعیم شیعه و رهبری نظام نمیتواند مصلحتی برای عبور از این امر وجودی ایجاد نماید. همچنین نیروهای مسلح جمهوری اسلامی که دست پرورده رهبر انقلاب هستند با مقاومت نظامی گسترده ای که علیه رژیم اسرائیل و آمریکا انجام میدهند قدمی در برچیدن قواعد طاغوت برمیدارد که همگی به معنای فتح و پیروزی جریان حق است. مقاومت در برابر پذیرش ولایت طاغوت و مبارزه با آن که رهبری تا با فدا کردن جان خود پای آن ایستادند اساس و بنیاد معنای دین داری است چراکه حقیقت دین تولی به ولایت امام و پیش شرط تولی حقیقی به ولایت امام نفرت و مبارزه با ولایت طاغوت است لذا تصمیمات رهبر انقلاب اسلامی در طول تاریخ انقلاب اسلامی مبنی بر عدم پذیرش ولایت طاغوت، امکان عمیق ترین لایه دین داری را برای ملت ایران و ملت های مسلمان مقاومت فراهم آورده بود.

جنگ تمام عیار ایران و آمریکا نقطه عطفی بود که امام شهید ایران را بر آن آماده کرده بود؛ جنگی که معادلات قدرت و جهان را جا به جا کرده و ایران را تبدیل به قدرتی بلامنازع در منطقه و همچنین در سطح جهانی میکند. رهبر انقلاب در مراحل مختلف مردم ایران را برای این جنگ تعیین کننده جرئت بخشید و آماده ساخته است در حالی که جنگ با آمریکا برای قدرتمندترین کشورهای دنیا نیز کابوس است.

رهبر انقلاب زیرساختهای نظامی مورد نیاز برای جنگ را با وسواس و در طول زمانی طولانی تجهیز کرده است؛ افتخار آفرینی موشک و پهبادهای ایرانی و جنگ الکترونیکی پدیده ای در طول بیش از سه دهه رهبری ایشان رای این روزها آماده شده بود و ایشان طرح و برنامه عملیات را با مشارکت بخش های مختلف نظامی تهیه کرده و در بدنه نیروهای نظامی نهادینه کرده است.

در این چند دهه رهبر انقلاب ایران را تبدیل به قدرت مستقل اقتصادی کرد در حالی که غرب قدرت کنترل تکانه جنگ بر فروپاشی اقتصاد خود را ندارند یا مانند عراق که جمعیتی نصف جمعیت ایران دارد و زمین های حاصلخیری دارد اما در میانه دو حمله آمریکا به معادله نفت در برابر غذا رسیده بود.

ایرانی که در ماه رمضان و  در زیر سخت ترین تحریم ها جنگید نه تنها بازار محصولات کشاورزی و دامداری بلکه بازار محصولات صنعتی نیز دچار فروپاشی نشده است البته نوسانات اقتصادی ناشی از جنگ امری طبیعی است و از همه مهم تر رهبر انقلاب بدنه مدیران ارشد کشور را با همه تنوعات وطیف های گوناگون از ابتدای رهبری خود قدم به قدم آماده این جنگ نموده اند و امروز همه مسئولین به شکلی منسجم موقعیت جنگ تعیین کننده کنونی ایران در افق راهبردی برای تبدیل شدن به قدرت تعیین کننده جهانی را به خوبی درک میکنند این توفیق محقق نشد جز با ایمان امام شهید به فرمان الهی که همانا ” و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه”