وابستگی پنهان، بحران آشکار
صریر: تجربه تاریخی ایران در دوره پهلوی نشان میدهد که وابستگی، حتی اگر در کوتاهمدت ثبات ظاهری ایجاد کند، در بلندمدت به فرسایش مشروعیت، تضعیف حاکمیت ملی و انباشت نارضایتی عمومی منجر میشود.
صریرنیوز – زهرا ژرفی مهر: آنچه از لابهلای اسناد و مصاحبههای رسمی دوران پهلوی بهروشنی دیده میشود، نه صرفاً یک تحلیل پسینی، بلکه اعترافی مستقیم از زبان خود محمدرضا پهلوی است؛ اعتراف به وابستگی ساختاری و امنیتی به ایالات متحده آمریکا. جمله معروف او که اگر حمایت آمریکا نباشد، دچار دردسر بزرگی میشویم بیش از آنکه یک هشدار باشد، تصویری عریان از ماهیت حاکمیت در آن دوره است؛ حاکمیتی که بقای خود را نه بر اراده مردم، بلکه بر تداوم حمایت قدرتی خارجی بنا کرده بود.
حضور دهها هزار نیروی نظامی آمریکایی در ایران، آنگونه که شاه در مصاحبه با رسانههای آمریکایی به آن اشاره میکند، تنها یک همکاری نظامی ساده نبود. این حضور نشانهای از فقدان استقلال در تصمیمگیریهای کلان امنیتی و سیاسی کشور بود. زمانی که امنیت ملی یک کشور به تعهدات دولت خارجی گره بخورد، طبیعی است که با کوچکترین تغییر در معادلات بینالمللی، آن کشور با دردسر بزرگ مواجه شود؛ همان چیزی که شاه بهدرستی آن را پیشبینی میکرد، اما راه برونرفت از آن را نه در اصلاح ساختار، بلکه در ادامه وابستگی میدید.
تجربه تاریخی ایران در آن دوره نشان میدهد که وابستگی، حتی اگر در کوتاهمدت ثبات ظاهری ایجاد کند، در بلندمدت به فرسایش مشروعیت، تضعیف حاکمیت ملی و انباشت نارضایتی عمومی منجر میشود. مردمی که میبینند سرنوشت کشورشان در اتاقهای تصمیمگیری خارج از مرزها رقم میخورد، دیر یا زود نسبت به چنین وضعیتی واکنش نشان میدهند. انقلاب اسلامی را میتوان یکی از پیامدهای همین شکاف عمیق میان حاکمیت وابسته و جامعهای دانست که استقلال و عزت را مطالبه میکرد.
بازخوانی این اعترافات امروز، صرفاً مرور تاریخ نیست؛ بلکه هشداری برای حال و آینده است. هر نظام سیاسی که امنیت، اقتصاد یا مشروعیت خود را به قدرتهای خارجی گره بزند، ناگزیر با بحران مواجه خواهد شد. استقلال، اگرچه پرهزینه و دشوار است، اما تنها مسیری است که میتواند ثبات پایدار و عزت ملی را تضمین کند. تاریخ، اگر درست خوانده شود، نه برای سرزنش گذشته، بلکه برای جلوگیری از تکرار خطاهاست.





ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰