ماجرای میخانهای که بازار تبریز را تعطیل کرد
صریر: تیرماه ۱۲۸۲، اعتراض بازاریان تبریز به ظلم گمرکچیهای بلژیکی با یک درگیری خیابانی بالا گرفت و شهر را به تعطیلی کشاند. محمدعلیمیرزا، ولیعهد قاجار که توان مقابله با اعتصاب مردم را نداشت، در نامهای دستور اخراج بلژیکیها و تعطیلی مدارس جدید را صادر کرد.
صریرنیوز: «مسیو پریمِ بلژیکی را همین ساعت بیرون کردم و دستور دادم میخانهها، مهمانخانهها و مدرسهها را هم ببندند شما متفرق شوید!» این دستور مستقیم محمدعلیمیرزا، ولیعهد قاجار در تیرماه ۱۲۸۲ شمسی (۱۲۳ سال قبل) بود. او که در تبریز به عنوان نایبالسلطنه حکومت میکرد، ناگهان خود را در برابر خشم بیسابقه مردم و بازاریان دید. داستان از جایی شروع شد که میرزا علیاکبر، از روحانیونی که از همان زمان نامِ «مجاهد» گرفت، هنگامی که از ارمنستان میگذشت، از برابر میخانهای عبور کرد.
یکی از مستان از میخانه بیرون آمد و جام شرابی را به او تعارف کرد.میرزا عصبانی شد و پس از بازگشت، ماجرا را برای طلبهها تعریف کرد. طلبهها نیز به شور آمدند و به این عنوان که به علما توهین شده است، به خانه حاجی میرزا حسن مجتهد رفتند، او را با خود کشیده و به مسجد شاهزاده آوردند. در نهایت خشمِ انباشتهشده مردم از گمرکچیهای بلژیکی و وضعیت بد اقتصادی، با یک درگیری خیابانی جرقهای غیرقابل کنترل تبدیل شد. بازاریان به سرعت بازارها را تعطیل کردند، دست به اعتصاب زدند تا حکومت هر طور که شده میخانهها را ببندد و مسیو پریم (یکی از بلژیکیها و سر گمرک آذربایجان) بیرون کند.
البته حضور بلژیکیها به سال ۱۲۷۴ شمسی برمیگردد. در دوران صدارت میرزاعلیخان امینالدوله، سه بلژیکی به نامهای نوز، پریم و تینس برای اصلاح گمرک و ضرابخانه ایران استخدام شدند. انتخاب بلژیک در ظاهر برای دور ماندن از رقابت روسیه و انگلیس بود، اما حضور این افراد بهتدریج از یک مأموریت اداری فراتر رفت. بلژیکیها ابتدا در تهران مستقر شدند و مأمور ساماندهی گمرک شدند، اما دامنه فعالیتشان خیلی زود گسترش یافت. در سال ۱۲۷۵ شمسی، رسیدگی به گمرکات تبریز و کرمانشاه نیز به آنها سپرده شد و پس از آن گمرکهای رشت و انزلی هم زیر نظرشان قرار گرفت تا جایی که امور و عایدات گمرکی بخش مهمی از کشور عملاً تحت اختیار آنها قرار گرفت. احمد کسروی در تاریخ مشروطه ایران مینویسد از آنجا که مردم و روحانیون، وجود یک خارجی را بر مصدر امور نمیپذیرفتند، ناخشنود بودند. بلژیکیها در قبال به سختگیری و بدرفتاری با ایرانیان (به ویژه مسلمانان) میپرداختند و میان یک ایرانی و یک خارجی و حتی یک ایرانی مسیحی و یک ایرانی مسلمان تبعیض میگذاشتند.
ولیعهد که قافیه را باخته بود تسلیم شد و دستور تعطیلی مدارس جدید را هم داد؛ تصمیمی که باعث شد مردم به مدرسه جدید «کمال» حمله کنند، آن را به آتش بکشند و مدیرش را مجبور به فرار به مصر کنند. اگرچه ولیعهد چند هفته بعد و پس از خوابیدن گردوخاک اولیه، مسیو پریم بلژیکی را با کالسکه اختصاصی به تبریز بازگرداند و مجتهد شهر را تبعید کرد، اما پیام این شورشِ آتشین به سراسر ایران مخابره شد: آذربایجانیها دیگر آن آدمهای سابق نبودند. اگرچه جنبش مشروطه در تهران متولد شد و جرقههای اولیه در پایتخت خورد، اما اگر خیزش تبریز نبود، این جریان خیلی زود زیر چکمههای استبداد له میشد.
همانطور که احمد کسروی در کتاب خود تأکید میکند: «چنانکه دیدیم جنبش مشروطه را تهران پدید آورد، ولی پیشرفت آن را تبریز به گردن گرفت.» تبریز در آن سالها صرفاً یک شهر بزرگ نبود؛ پس از پایتخت، مهمترین مرکز سیاسی و اقتصادی کشور به شمار میرفت و به دلیل استقرار ولیعهد، وزنه سنگینی در قدرت داشت. اما راز اصلی بیداری تبریزیها، جغرافیای طلاییاش بود. همسایگی با قفقاز و امپراتوری عثمانی و گذر رود ارس، این شهر را به پل ارتباطی ایران و اروپا تبدیل کرده بود. سالانه هزاران بازرگان، سوداگر و کارگر ایرانی از این مسیر به شهرهای تفلیس، باکو، باتوم و استانبول سفر میکردند.
آذربایجانیها در تجارت بینالمللی از تمام ایران پیشتر بودند. بازرگانان تبریزی در دل این رفتوآمدها، علاوه بر کسب ثروت، با مفاهیم دنیای جدید مانند قانون، صنعت و توسعه آشنا میشدند و این آگاهی را به داخل کشور میآوردند. این طبقه تجار بعدها به سوخترسانان اصلی مشروطه تبدیل شدند؛ کسانی که به نوشته کسروی «در جنبش مشروطه هم، در دادن پول و در کوشش، بر دیگران پیشی و بیشی جستند».تأسیس نخستین مدارس به سبک جدید و انتشار روزنامههای مستقلی چون «اختر» در استانبول توسط تبریزیها، این شهر را بسیار زودتر از پایتخت آماده یک تحول بنیادین کرده بود. با این حال، حوادث تیرماه ۱۲۸۲ شمسی و ایستادگی بازاریان تبریز نشان داد که ابزارهای قدیمی حکومت برای آرام کردن مردم، یعنی پول دادن و فریب، دیگر بیاثر شده است. تبریز با همه تناقضها و باورهای سنتیاش، به لطف تجار آگاه، ارتباط با جهان بیرون و روحیه سلطهناپذیری که داشت، قد علم کرد تا سنگینترین بار مشروطه را بر دوش بکشد و مسیر تاریخ ایران را تغییر دهد.
منابع:
۱.کتاب«تاریخ مشروطه ایران» از احمد کسروی
۲.کتاب «تاریخ بیداری ایرانیان» از ناظمالاسلام کرمانی
۳.کتاب «تاریخ انقلاب مشروطیت ایران» از مهدی ملکزاده







ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰