مذاکرات ایران و آمریکا از منظر حقوق بین‌الملل

صریر: مذاکره نه نشانه ضعف است و نه تضمین پیروزی؛ بلکه ابزاری برای تأمین منافع ملی است، مشروط بر آن‌که دقیق، هوشمندانه و مبتنی بر تضمین‌های معتبر انجام شود.

صریرنیوز – علی‌اصغر اصغری: مذاکرات جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا، به‌ویژه گفت‌وگوهای اخیر، نه موضوعی احساسی و نه قابل تقلیل به شعارهای سیاسی است؛ بلکه یک مسئله حقوقی، اقتصادی و مرتبط با منافع ملی به شمار می‌آید.

رهبر معظم انقلاب اسلامی بارها تأکید کرده‌اند که مذاکره فی‌نفسه نه ارزش مثبت دارد و نه منفی؛ آنچه اهمیت دارد، چارچوب، هدف و نتیجه مذاکره است. از منظر حقوق بین‌الملل، ایران به‌عنوان عضو معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT)، دارای حق مسلم استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای است.

این حق، نه امتیاز اعطایی، بلکه یک حق قانونی و شناسایی‌شده بین‌المللی است. چنان‌که رهبر انقلاب تصریح کرده‌اند: «حق ملت ایران در مسئله هسته‌ای، حق مسلم است و قابل معامله نیست.» با این حال، در عرصه روابط بین‌الملل، صرفِ داشتن حق کافی نیست؛ بلکه نحوه اعمال و دفاع از حق تعیین‌کننده است.

اختلاف اصلی میان ایران و آمریکا نیز دقیقاً در همین نقطه شکل گرفته است؛ ایران بر حق غنی‌سازی تأکید دارد و آمریکا این حق را از منظر امنیتی مورد تردید قرار می‌دهد. در این شرایط، دیپلماسی زمانی معنا پیدا می‌کند که نه به عقب‌نشینی از اصول بینجامد و نه به انکار نگرانی‌های طرف مقابل، بلکه منجر به طراحی یک چارچوب حقوقی شفاف، قابل نظارت و دارای تضمین اجرایی شود.

در همین چارچوب، رهبر انقلاب مفهوم «نرمش قهرمانانه» را مطرح کرده‌اند؛ یعنی انعطاف در روش‌ها، بدون عدول از اصول و حقوق اساسی. از منظر اقتصادی، مذاکرات صرفاً محدود به موضوعات فنی هسته‌ای نیست؛ بلکه مستقیماً با تحریم‌ها، نظام بانکی، تجارت خارجی و معیشت مردم ارتباط دارد.

تحریم‌ها هزینه‌های قابل توجهی را بر دولت، بخش تولید، فعالان اقتصادی و خانواده‌ها تحمیل کرده‌اند. با این حال، تجربه گذشته و هشدارهای مکرر رهبر انقلاب نشان می‌دهد که رفع تحریم‌ها بدون تضمین حقوقی و مالی معتبر، می‌تواند به بازتولید بی‌ثباتی و بحران در آینده منجر شود.

به تعبیر رهبر معظم انقلاب «به وعده‌های طرف مقابل نمی‌توان اعتماد کرد.» از این رو، رویکرد منطقی و واقع‌بینانه، نه خوش‌بینی افراطی است و نه بدبینی مطلق. بلکه نیازمند توافقی مرحله‌ای و قابل ارزیابی، با ضمانت‌های حقوقی روشن و سازوکارهای مالی قابل راستی‌آزمایی هستیم، به‌گونه‌ای که خروج یک‌جانبه از تعهدات، برای هر طرف هزینه‌زا و محدودکننده باشد.

نکته مهم دیگر آن است که در حقوق بین‌الملل، تهدید و فشار ابزار مشروع مذاکره محسوب نمی‌شود. رهبر انقلاب نیز بارها تأکید کرده‌اند که «مذاکره زیر فشار و تهدید، مذاکره واقعی نیست.» مذاکره زمانی می‌تواند مؤثر باشد که بر پایه احترام متقابل، اصل عدم توسل به زور و حسن نیت انجام شود. در غیر این صورت، امکان شکل‌گیری اعتماد پایدار وجود نخواهد داشت.

جمهوری اسلامی ایران باید با قاطعیت از حقوق قانونی و بین‌المللی خود دفاع کند، اما این دفاع را با منطق حقوقی، نه هیجانی پیش ببرد و هم‌زمان، آثار اقتصادی و معیشتی تصمیمات را با نگاه بلندمدت مدیریت کند. همان‌گونه که رهبر انقلاب تصریح کرده‌اند؛ «ما اهل مذاکره‌ایم، اما اهل تسلیم نیستیم.»

مذاکره نه نشانه ضعف است و نه تضمین پیروزی؛ بلکه ابزاری برای تأمین منافع ملی است، مشروط بر آن‌که دقیق، هوشمندانه و مبتنی بر تضمین‌های معتبر انجام شود.