هویت‌زدایی از فیروزه جهان اسلام؛

فاجعه‌ای بنام مرمت سردرب مسجد کبود!

صریر: متاسفانه میراث فرهنگی تبریز با بی تدبیری محض؛ مرمت بنای مهم تاریخی همچون مسجد کبود را به دست نااهلان سپرده و خسارات جبران ناپذیری به آثار و بناهای شاخص وارد کرده است.

به گزارش صریرنیوز از تبریز، علی رغم تاکیدات و هشدارهایی که قبل و حین مرمت سردر مسجد کبود تبریز در صریرنیوز داده شد؛ متأسفانه هنوز شاهد مرمت غیراصولی و غیرحرفه‌ای این بنای بی‌‎نظیر تاریخی هستیم. کارشناسان این حوزه بر این باورند که مداخلات انجام شده؛ غیرعلمی و به دست افراد غیرمتخصص در مرمت آثار تاریخی انجام شده است.

ارزیابی‌ها نشان می‌دهد؛ اگر شخصی حتی دو واحد درس مرمت در مراکز علمی و دانشگاهی گذرانده باشد، نیز توانایی آسیب رساندن فعلی به این بنای تاریخی را نخواهد داشت. بدیهی‌ست اداره کل میراث فرهنگی استان آذربایجان‌شرقی باید پاسخگوی این تخریب و هویت‌زدایی از سردر مسجد کبود تبریز باشد.

کارشناسان معتقدند؛ در مرمت آثار شاخص نخست باید مطالعاتی دقیق و آزمایشگاهی انجام شود. فن‌شناسی اثر،  نمونه‌برداری از مصالح، بررسی آلودگی‌های محیطی و تحلیل شیمیایی مصالح از مراحل ضروری کار است. بر اساس این نتایج، مبانی نظری مرمت نوشته و شیوه اجرایی تدوین می‌شود، سپس طرح مصوب برای اجرا به میراث می رود.

اما به نظر می‌رسد در مسجد کبود این روند علمی کنار گذاشته شده و متأسفانه مستندنگاری و آنالیز پیش از عملیات مرمت انجام نشده است که البته تفاوت میان مرمت علمی و مرمت استادکاری در همین ‌جاست. مرمت علمی پشتوانه پژوهشی دارد، اما مرمت استادکاری بدون مبانی نظری، صرفاً تجربه‌ اجرایی است. آنچه امروز در مسجد کبود مشاهده می کنیم؛ حذف نقش مرمت علمی است.

به نظر می‌رسد بخشی از نقوش اصیل بنا در اثر گچ‌کاری مخدوش یا حتی در زیر لایه‌های گچ پنهان شده است. به لحاظ علمی در مرمت یک اصل مهم به نام «برگشت‌پذیری» وجود دارد، یعنی هر اقدامی باید قابل بازگشت باشد و با کمترین آسیب قابلیت حذف داشته باشد، اما در مرمت فعلی سردر مسجد کبود دیگر چنین امکانی وجود ندارد. این موضوع خطرناک است، زیرا حذف این لایه‌ها خود با آسیب‌های بیشتر همراه خواهد بود.

به اعتقاد کارشناسان؛ در شهری که دانشگاه مرمت بناهای تاریخی وجود دارد، چرا باید افراد غیرحرفه‌ای و بی سواد وارد کار می شوند، که همین موضوع شائبه رانت و ویژه‌خواری همین افراد را تشدید می کند. باید دانست که صرف داشتن مدرک، کافی نیست و افراد باید هم تجربه، هم مهارت و نیز مدرک و اهلیت این موضوع را داشته باشند؛ تا مرمت انجام شده دقیق، علمی و حرفه ای باشد.

متاسفانه میراث فرهنگی تبریز با بی تدبیری محض؛ مرمت این بنای مهم تاریخی را به دست نااهلان سپرده و خسارات جبران ناپذیری به آثار و بناهای شاخص وارد کرده است. چندی پیش نیز عکس هایی از محراب مسجد جامع مرند و کتیبه سلجوقی آن منتشر شد که متاسفانه آن بنا هم مانند مسجد کبود، بدون مطالعه و پژوهش لازم به صورت استاد کاری آسیب دیده است.

آسان‌ترین و کم هزینه‌ترین اقدامی که می شود در جریان مرمت انجام داد؛ گچ زنی بر روی آرایه های بناست که به نظر می‌رسد؛ میراث فرهنگی تبریز خواسته صرفا آمار مرمت را بالا برده و به نوعی هدف اصلی سر باز کردن از اصل موضوع مرمت بوده است، چراکه مداخله اخیر قابلیت مرمت مجدد را از بنا گرفته است و خدشه بر اصالت بنا در اثر استفاده ناصحیح از گچ و عدم موزون سازی آن وارد کرده است، افزون بر این؛ به لحاظ شیمیایی نمک های موجود گچ در معرض رطوبت، باعث ایجاد ترکیبات اسیدی می شود که در طولانی مدت مخرب است.

باید به خاطر داشت که یادمان‌های تاریخی، آیینه‌هایی زنده از فرهنگ و نوآوری نسل‌های گذشته‌اند؛ میراثی که پیوند میان هویت ملی و حافظه جمعی را حفظ می‌کنند. این ارزش والا، وظیفه‌ای سنگین بر عهده ما می‌گذارد تا در مسیر حفاظت از آن‌ها، با نگاهی علمی و مسئولانه گام برداریم. مرمت آثار تاریخی، فرایندی صرفاً اجرایی نیست؛ بلکه دانشی میان‌رشته‌ای است که بر شناخت دقیق مصالح، تحلیل آسیب‌ها، بررسی ویژگی‌های فیزیکی و شیمیایی و درک شرایط اقلیمی و تاریخی تکیه دارد. هر اقدامی بدون پشتوانه پژوهشی می‌تواند نه به حفظ اثر، بلکه به تسریع تخریب آن بینجامد.

نمونه‌ای از این نگرانی را می‌توان در طرح اخیر مرمت سردر مسجد کبود تبریز مشاهده کرد. بررسی‌ها و تصاویر منتشر شده نشان می‌دهد که در برخی بخش‌ها از گچ برای پرکردن ریختگی کاشی‌ها استفاده شده؛ در حالی‌که روشن است گچ در مجاورت رطوبت دچار واکنش‌های تخریب‌زا می‌شود و با انتقال نمک‌های محلول به لعاب کاشی، موجب پوسته‌ شدن و تخریب تزئینات می‌گردد که البته چنین پیامدی برای هر کارشناس مرمت قابل پیش‌بینی است.

هدف بازسازی، باید استحکام‌بخشی و ایجاد لایه‌ای فداشونده برای حفاظت بیشتر بخش‌های اصیل باشد؛ اما شواهد موجود چنین عملکردی را در این مرمت نشان نمی‌دهد. در کنار جنبه فنی، توجه به اصالت هنری و زیبایی‌شناسی اثر نیز ضروری است؛ چراکه بازآفرینی بدون درک روح اثر، در واقع بازسازی نیست، بلکه بازنویسی تاریخ است. امید است در ادامه روند حفاظت و مرمت این اثر بی‌بدیل، اصول علمی و هنری مرمت به‌دقت رعایت شود تا مسجد کبود تبریز همچنان به‌عنوان نگینی از هنر و فرهنگ ایران، درخشان بماند.

همچنین از دیگر اقدامات غلطی که با نام مرمت بر سردرب مسجد کبود تبریز اتفاق افتاده، کشیدن گچ بر تمامی سطوح است. استفاده از گچ در مرمت امری اجتناب‌ناپذیر است اما در این پروژه مشاهده می‌شود که بدون توجه به رد داغی کاشی‌ها که از نظر فنی بسیار حائز اهمیت بوده، با گچ پوشانده شده است. همینطور گچ بر روی ترک‌ها و ریز ترک‌های کاشی ها کشیده شده که با توجه به آب هوای تبریز این گچ ها به زودی متبلور (آسیب دندیریتی) شده و موجب جدا شدن لعاب کاشی از بدنه کاشی می‌شود.

کارشناسان امر معتقدند؛ مداخله افراد غیرمتخصص به هر شکل در آرایه ها و تزئینات معماری به خصوص بناهای شاخصی مانند مسجد کبود؛ خطایی بزرگ و نابخشودنی محسوب می شود. از مداخلات انجام شده مشخص است که هیچ مطالعه‌ای قبل از شروع به کار انجام نشده، طرح مرمتی وجود ندارد و صرفا با نظر شخصی پیش رفته است. اگر اداره میراث فرهنگی تبریز مدعی است که چاره‌ای جز گچ مالی این اثر نداشته، چرا رسیدگی و مرمت سردر مهم‌ترین مسجد کشور باید چندین دهه طول بکشد! تا به این وضعیت نابسامان و بدون چاره مبتلا شود؟ کوتاهی و تقصیر از کیست؟ شوربختانه کاملا روشن است که کار به دست کاردان نیست.